responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 11  صفحه : 209
از ظاهر کلام یوسف بنا به حکایت قرآن نیز معانى مذکور استفاده مى شود، آنجا که عرض کرد: ((پروردگارا! زندان محبوبتر است نزد من از آنچه که اینان مرا بدان مى خوانند، و اگر کید ایشان را از من نگردانى گرفتارشان مى شوم ، چون اگر زنان مصر تنها با او حرف زده بودند از حرف زدنشان نزد خدا شکایت نمى کرد. پس اینکه با پروردگار شنوا و با خبر از حالش مناجات مى کند، قطعا ناشى از ناراحتى شدیدى بوده که از زنان نامبرده دیده .
سوم اینکه آن نیروى قدسى که یوسف به وسیله عصمت و پاکى خود را در چنین موقع خطیرى حفظ کرد، مثل یک امر تدریجى بوده که خداوند آنا فانا به وى افاضه مى فرمود، زیرا اگر یک امر دفعى مى بود دیگر معنا نداشت در هر گرفتارى و خطرى که عفت او را تهدید مى کرده به خدا مراجعه نموده از خدا مدد بطلبد. و دیگر اینکه مى بایست در این گفتار اخیرش مى گفت : ((و ان لم تصرف عنى - و اگر تو (با دادن نیروى عصمت ) کید ایشان را از من نگردانیده بودى )) نه اینکه بگوید ((اگر نگردانى ))، گو اینکه این جمله شرطیه زمانى نیست ، ولى هر چه باشد در هیئت هاى مختلف اشارات مختلفى هست .
و لذا مى بینیم خداوند در جمله ((فاستجاب له ربه فصرف ...)) دفع شر از یوسف را به صرف جدید و استجابتى جدید نسبت داده .
چهارم اینکه این نیروى قدسى از قبیل علوم و از سنخ معارف بوده ، به دلیل اینکه یوسف مى گوید: ((اگر مرا نگه ندارى از جاهلان مى شوم )) و اگر غیر این بود باید مى گفت : ((از ظالمان مى شوم )) همچنانکه به همسر عزیز همین را گفت که : ((ظالمان رستگار نمى شوند)) و یا باید مى گفت : ((از خائنان مى شوم )) همچنانکه به ملک فرمود: ((و خدا کید خیانتکاران را به نتیجه نمى رساند)).
حضرت یوسف در نحوه خطاب خود بین آن دو (عزیز و همسرش ) و بین خداى تعالى فرق قائل شده ، هنگامى که آن دو را مخاطب قرار داده به خاطر رعایت مقام و منزلتشان از جهت فهم ، ظاهر امر را رعایت کرده و فرموده : ((این عمل ظلم است و ظالمان رستگار نمى شوند)). ((و این کار خیانت است و خدا کید خائنان را به نتیجه نمى رساند)) اما هنگامى که خداوند را مخاطب قرار داده حقیقت امر را عرض مى کند، مى فرماید: ((این عمل جهل است )).
و به زودى در چند بحثى که عنوان مى کنیم - ان شاء اللّه - حقیقت حال بر خوانندگان گرامى روشن مى گردد.
    فَاستَجَاب لَهُ رَبُّهُ فَصرَف عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْعَلِیمُ
یعنى خداوند مسالت او را که گفت : ((اگر کید ایشان را از من نگردانى من عنان اختیار از کف مى دهم )) مستجاب نمود و کید ایشان را از او بگردانید، چون او شنواى گفته هاى بندگان و داناى به احوال ایشان است .


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 11  صفحه : 209
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست