فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
نام کتاب : فرهنگ نامه اصول فقه نویسنده : مرکز اطلاعات و منابع اسلامی    جلد : 1  صفحه : 675

زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج 2، ص 15.

صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص (35-34).

فخر رازى، محمد بن عمر، المحصول فى علم اصول الفقه، ج 1، ص 288.

رشتى، حبيب الله بن محمد على، بدايع الافكار، ص (55-54).

مظفر، محمد رضا، المنطق، ص 39.

لفظ موضوع

ر.ك: الفاظ مستعمل

لفظ مؤوّل

لفظ استعمال شده در معناى مرجوح آن

مؤوّل از مصدر تأويل و به معناى «تفسير شده» مى باشد و در اصطلاح، لفظى است كه بر معناى مرجوح دلالت مى نمايد; يعنى هرگاه لفظ داراى معناى راجح (ظاهر) و معناى مرجوح (غير ظاهر) باشد و از آن، معناى مرجوح اراده گردد، آن را لفظ مؤوّل مى گويند، مانند: تأويل لفظ «يد» در آيه شريفه: (يَدُ اللّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ)1 به معناى «قدرت» كه معناى غير ظاهر و مرجوح آن است.

نكته:

در علم تفسير، حمل كردن لفظ بر معناى مؤوَّل (غير ظاهر) را تأويل مى نامند.

در برخى از كتاب هاى اصولى از لفظ مؤوَّل تحت عنوان تأويل بحث شده است[2]


[1]فتح (48)، آيه 10

[2]علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص 65

زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج 2، ص 17.

زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج 1، ص 314.

مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص 233.

لفظ مهمل

ر.ك: الفاظ مهمل

لفظ نص

لفظ داراى ظهور در يك معنا، بدون احتمال خلاف

لفظ نص، از اقسام لفظ واضح بوده و در لغت به معناى كمال و غايت شىء و رسيدن آن به مرحله نهايى است، و در اصطلاح، هر لفظ و كلامى را مى گويند كه دلالت آن بر معنايش روشن و آشكار باشد، به گونه اى كه معناى ديگرى در آن احتمال داده نشود، مانند آيه شريفه: (أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْء عَلِيمٌ)[1]

نكته:

اصوليون كلمه «نص» را در دو جا به كار مى برند:


[1]در الفاظ كتاب و سنت كه در مقابل اجماع و قياس است، مانند اين كه گفته مى شود: در مسئله نص وجود دارد; يعنى آيه اى از قرآن و يا روايتى بر مسئله دلالت مى كند اگر چه معنايش ظاهر باشد نه نص

2. در لفظى كه دلالتش بر معناى خود به حدى روشن است كه احتمال معناى ديگرى براى آن داده نمى شود[2]


[1]توبة (9)، آيه 115

2. مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص (233-232).

زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج 2، ص 16.

خضرى، محمد، اصول الفقه، ص 129.

جرجانى، محمد بن على، كتاب التعريفات، ص 106.

لفظ نهى

ر.ك: ماده نهى

لفظ واضح

ر.ك: الفاظ واضح

لقب

اسمِ قرار داده شده به عنوان موضوع حكم شرعى

لقب، در اصطلاح علماى اصول به معناى هر اسمى است كه موضوع حكم قرار مى گيرد، چه اسم مشتق باشد و چه اسم جامد، مانند: «الفقير» در جمله «اطعم الفقير».

و در اصطلاح علماى نحو، مقابل اسم و كنيه بوده و به معناى هر اسمى است كه مشعر به مدح و يا ذم مى باشد، مانند: محمود (پسنديده) و سفّاح (خون ريز).

نكته:

لقب اصولى شامل اسم و كنيه و لقب در اصطلاح نحوى ها مى گردد.

نيز ر.ك: مفهوم لقب.

مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج 1، ص 130.

محمدى، على، شرح اصول فقه، ج 1، ص 283.

مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج 2، ص 79.

سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ص 179.

فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص 248.

لوازم احكام

ر.ك: ملازمات احكام

لوازم حكم شرعى

ر.ك: ملازمات احكام

لوازم شرعى مستصحب

ر.ك: آثار شرعى مستصحب

لوازم عادى مستصحب

ر.ك: آثار عادى مستصحب

لوازم عقلى مستصحب

ر.ك: آثار عقلى مستصحب

لوازم قطع

ر.ك: احكام قطع

نام کتاب : فرهنگ نامه اصول فقه نویسنده : مرکز اطلاعات و منابع اسلامی    جلد : 1  صفحه : 675
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست