responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 2  صفحه : 419
و اما در قوانین دیگرى که در عصر حاضر در جریان است اساس ‌ همخوابى شرکت زن و شوهر در مساعى حیات است ، و در حقیقت از نظر این قوانین نکاح ، که معنى فارسى آن ، همان همخوابى است یک نوع اشتراک در عیش است و چون دایره اشتراک در زندگى درون خانه تنگ تر از دایره اشتراک در زندگى شهر و همچنین مملکت است ، و با در نظر داشتن اینکه قوانین اجتماعى و مدنى امروز تنها اجتماع شهر و مملکت را در نظر میگیرد، و کارى به زندگى مشترک در درون خانه ها ندارد، به همین جهت متعرض هیچ یک از احکامى که اسلام درباره بستر زناشویى و فروعات آن وضع کرده نیستند، در آن قوانین سخنى از عفت و اختصاص و امثال آن دیده نمى شود.
و بنائى که تمدن امروز بر این اساس چیده شده علاوه بر نتائج نامطلوب و مشکلات و محذورهاى اجتماعى که به بار آورده و انشاء الله به زودى بیان خواهد شد با اساس خلقت و فطرت به هیچ وجه سازش ندارد، براى اینکه مى دانیم آن هدفى که در انسان انگیره کرد و باعث شد تا انسان طبیعى به طبع خود (و نه سفارش هیچکس )، زندگى خود را اجتماعى و بر اساس تشریک مساعى بنیان نهد، غیر آن داعى است که او را به ازدواج و امیدارد، داعى و انگیره او در تشکیل اجتماع این بوده که مى دید آن سعادت زندگى که طبیعت ، بنیه اش را در او نهاده ، به امورى بسیار نیازمند است که خود او به تنهائى نمى تواند همه آن امور را انجام دهد و ناگزیر باید از راه تشکیل اجتماع و تعاون افراد و طبقات به دست آورد، بدون هیچ توجهى به اینکه این افراد مرد باشند یا زن ، خلاصه او نان مى خواهد حال نانوا چه زن باشد و چه مرد.
پس به دست آمدن همه آن حوائج نیازمند به همه مردم است ، و عجب اینجا است که همین طبیعت و فطرت ، شوق و علاقه به هر شغلى را در دل طائفه اى قرار داده ، تا از کار مجموع آنان ، مجموع حوائج تاءمین گردد.
و اما انگیره و داعیش بر ازدواج تنها و تنها مساله غریره جنسى و جذبه اى است که بین مرد و زن هست ، و از طرف آن انگیره که وى را به تشکیل اجتماع وا مى داشت ، هیچ دعوتى به ازدواج نمى شود، پس ‌ کسانى که ازدواج را بر پایه و اساس تعاون زندگى بنا کرده اند، از مسیر اقتضاى طبیعى تناسل و ((تولید مثل ))، به دیگر سوى منحرف شده اند، به جائى منحرف شده اند که طبیعت و فطرت هیچ دعوتى نسبت به آن ندارد.
و اگر مساله ازدواج بر پایه تعاون و اشتراک در زندگى بود، مى بایست مساله ازدواج ، هیچ یک از احکام مخصوص به خود را جز احکام عمومى اى که براى همه شرکتها و تعاونى ها وضع شده است ، نداشته باشد. (مثلا همه مردان در همه زنان شریک و نیز تمامى زنان در تمامى مردان شریک باشند)



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 2  صفحه : 419
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست