responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : مجموعه آثار ط-صدرا نویسنده : مطهری، مرتضی    جلد : 26  صفحه : 557

ممکن است مراد همان مرگ دستهجمعی اینها باشد که به وسیله مسلمین کشته شدند و در واقع «ساعت» و قیامت اینها در «بدر» بپا شد.

آیه بعد آیهای است که درباره مضمون آن، آیات دیگری هم داریم و باید یک مقدار بحث شود و بعد تناسب آن با آیات پیش بیان گردد. در آیات پیش نقد حال ملأ قریش یعنی اشراف قریش بود. آنها یک دسته بههمبافته و به اصطلاح امروز یک «طبقه» بودند و یک وحدت طبقهای و همکاری بسیار شدیدی داشتند.

عصبیت در زندگی قبیله ای

زندگی مردم قریش در جاهلیت زندگی قبیلهای بود و در زندگی قبیلهای به قول ابنخلدون «عصبیت» حکمفرماست. امروز میگویند در زندگیهای قبیلهای یک روح که همان روح قبیلهای و عصبیت قبیلهای باشد افراد را به یکدیگر شدیداً پیوند میدهد و خود همین عصبیت قبیلهای از جهتی ادارهکننده اجتماعشان هم هست و بسیاری از مشکلات را حل میکند و یک سلسله اخلاق و مراسم و آداب به وجود میآورد و بالاخره به نحوی جامعهساز است [1].


[1]. بر خلاف آنچه بعضی خیال میکنند که هرچه تمدن پیش برود نیاز به دین کمتر میشود، عکس قضیه است، هرچه تمدن جلوتر میرود به دلیل آنکه عصبیتها- آن چیزهایی که افراد را به حکم یک روح خانوادگی، روح قبیلهای، روح قومی و امثال اینها پیوند میداد- ضعیف میشود بشر به سوی فردیت میرود یعنی پیوند طبیعی و عاطفی او با افراد دیگر کاهش پیدا میکند، و این یک امر محسوسی است. شما اگر همین مردم ایران امروز را با مردم پنجاه یا صد سال پیش مقایسه کنید میبینید هر چه به عقب برمیگردیم پیوندهای خونی، نژادی و خانوادگی بیشتر بوده و هرچه که تمدن جلو آمده است این پیوندها کاسته شده و کم کم به حدی رسیده است که حتی برادرها هم با یکدیگر تقریباً در حدی بیگانه شدهاند. در قدیم پسرعموها پیوندشان از برادرهای امروز قویتر بود، بلکه نوه عموها و عمهها و خالهها وقتی به یکدیگر میرسیدند واقعاً یک احساس الفتی میکردند در حالی که امروز حتی وقتی برادرها به یکدیگر میرسند اینطور نیست.

در اروپا که اساساً حتی پیوند پدر و پسر و مادر و فرزند هم دارد ضعیف و بریده میشود. همه شدهاند «من». «ما» ی قبیلهای و «ما» یی که تعصب قبیلهای به وجود میآورد، همه به «من» تبدیل شده است. از طرف دیگر بشر نیازمند به این است که روابط اجتماعی داشته باشد و امروز به این نقطه رسیدهاند که باید چیزی جانشین آن عصبیتهای قبیلهای بشود ولی دیگر چیزی در حد عصبیت نمیتواند وجود داشته باشد، باید یک عاملی که افراد را آگاهانه به یکدیگر پیوند بدهد وجود داشته باشد؛ یعنی باید فلسفهای برای زندگی وجود داشته باشد، فلسفهای که افراد به آن ایمان داشته باشند، چون اگر ایمان نباشد و اعتقاد و خضوع و عاطفه نباشد فلسفه کاری نمیتواند بکند. فلسفه فقط فکر است، فکر هم مسخَّر انسان است، یعنی تابع تمایلات انسان است. علم روشنایی است، عمده این است که انسان چه چیز بخواهد و [با استفاده] از این روشنایی بخواهد به کجا برود. از علم کاری ساخته نیست. این است که میگویند بشر به یک ایمان و به یک آرمان و به یک فلسفه آرمانساز نیازمند است و همین جاست که به اصطلاح امروز نقش عظیم دین روشن میشود. و نیاز امروز افراد بشر به چیزی که حکم یک روح را داشته باشد که افراد را به یکدیگر پیوند بدهد و حب و دوستی و علاقه به سرنوشت یکدیگر و وحدت [در بین آنها ایجاد کند] معلوم میگردد. آن پیوندی که مربوط به دوران قبیلهای بود گسسته شد ولی بشر امروز پیوند جدیدی میطلبد. به همین دلیل نیازی که در گذشته افراد بشر به دین داشتهاند، امروز آن نیاز را به مرتبه اشد و اعلی دارند.

نام کتاب : مجموعه آثار ط-صدرا نویسنده : مطهری، مرتضی    جلد : 26  صفحه : 557
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست