responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 8  صفحه : 276
بلکه اجزاى عالم و امور آن را در بین ارباب هاى مختلفى تقسیم نموده ، و براى خداى تعالى تنها مقام (( اله الالهه (( و (( رب الارباب (( قائل بودند، نه اینکه هم رب ارباب باشد و هم رب مربوبهاى آن ارباب .
و ادعاى فرعون بنا بر حکایت قرآن که مى فرماید: (( انا ربکم الاعلى (( این بود که وى از جهت اینکه حوائج مردم آنهم تنها مردم مصر را برآورده مى ساخت داراى مقام بلندترى است از سایر ارباب ، نه اینکه ربوبیت تمامى عالم قائم به ذات او باشد، البته این را هم از نفهمى مردم بت پرست بعید نمى دانیم که مثل فرعون انسانى را پروردگار عالمیان بدانند، و لیکن مى گوییم که اصول مذهب و ثنیت این نیست که شخصى را رب العالمین بدانند.
فرعون بعد از ایمان آوردن ساحران آنان را به توطئه و تبانى قبلى با موسى (ع ) متهمو آنان را تهدید مى کند
قَالَ فِرْعَوْنُ ءَامَنتُم بِهِ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَکمْ ...
این جمله خطابى است که فرعون از در خشم و استکبار به ساحران کرده و جمله اى است خبرى که به قرینه مقام انکار و توبیخ را افاده مى کند، ممکن هم هست بگوییم جمله استفهام انکارى و یا توبیخى است ، و علامت استفهام و یا توبیخ در اولش بوده و حذف شده .
جمله (( ان هذا لمکر مکرتموه فى المدینه (( تهمتى است که فرعون به ساحران زده و آنان را در توطئه با موسى متهم مى سازد، خلاصه فرعون در این جمله مى خواسته است بگوید: شما در همین چند روزى که در شهر مجتمع بودید بجاى اینکه خود را براى مقابله با موسى آماده کنید پنهانى او را دیده و با او توطئه کرده اید که علیه من و به نفع وى کار کنید، و بدین وسیله بر مصر دست یافته اهلش را بیرون کنید، چون ساحران تا آن روز موسى را ندیده بودند، و اگر توطئه اى در کار بوده مسلما در آن موقعى بوده که ساحران در عاصمه فرعون اجتماع کردند.
فرعون با جمله (( آمنتم (( به ایمان سحره را انکار نموده و با جمله (( ان هذا لمکر(( آنان را به توطئه علیه خود متهم ساخت و این تهمت را براى این جهت زد که ساحران را مفسد در مملکت قلمداد کند و با این دستاویز بتواند آنان را به شدیدترین وجهى مجازات نموده و از بین ببرد.
لذا نخست با جمله (( فسوف تعلمون (( سر بسته و بطور اجمال تهدیدشان نموده و آنگاه با جمله (( لاقطعن ایدیکم و ارجلکم من خلاف ثم لاصلبنکم اجمعین (( بطور تفصیل تهدیدشان کرد و گفت : اول دست و پاهاتان را بطور خلاف ، یعنى دست راست را با پاى چپ و دست چپ را با پاى راست قطع مى کنم ،



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 8  صفحه : 276
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست