responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 507

هستند، و اين يك جان نبايد در صدد هلاكت خود بر آيد،- پس اگر كسى چنين كارى بكند معلوم مى‌شود از مؤمنين نيست، و نبايد مورد خطاب، قرار گيرد، به همين جهت خداى تعالى در ميان مجازات مؤمنين روى از چنين كسان برگردانيد و خطاب را متوجه پيامبر خود كرد تا با او در باره مؤمنين و غير مؤمنين سخن بگويد، و نيز به همين جهت بناى كلام را بر عموم گذاشت او فرمود(وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً)، و نفرمود: و من يفعل ذلك منكم عدوانا و ظلما ... .

و ذيل آيه كه مى‌فرمايد:

(وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً) خود مؤيد اين است كه مشار اليه به اشاره: (ذلك) همان نهى از قتل انفس باشد، البته بنا بر اين كه جمله:(إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً) ناظر باشد به تعليل نهى از كشتن به تنهايى چون در اين صورت بين دو ذيل آيه‌ها مناسبتى كامل برقرار مى‌شود، زيرا ظاهر آيه اين است كه مى‌خواهد بفرمايد: خداى تعالى شما را تنها از اين جهت نهى از قتل كرد كه مهربان و رؤوف به شما است، و گرنه مى‌توانست نهى نكند، و هر كس مرتكب قتل نفس شد در آتش بسوزاند، و اين كار براى او آسان و بدون دشوارى است، خوب، با اين حال ديگر هيچ عيبى ندارد كه تعليل نامبرده در آيه اول و تهديد در آيه دوم را به مجموع هر دو فقره آيه اول يعنى نهى از اكل مال به باطل و نهى از قتل نفس برگردانيم.

و اما اينكه بعضى گفته‌اند: تعليل و تهديد هر دو، و يا تهديد به تنهايى مربوط به كارهاى زشتى است كه از اول سوره تا اين آيه از آنها نهى شده، و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته‌اند: كلمه (ذلك) اشاره است به تمامى نهى‌هايى كه از آيه هفدهم يعنى آيه:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً ...) تا اينجا آمده است (براى اينكه در هيچيك از اين نهى‌ها كيفر متخلف ذكر نشده) درست نيست زيرا دليلى بر اعتبار اين اقوال وجود ندارد.

و اگر در جمله:(إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً) خداى تعالى غايب فرض شده و در جمله:

(فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً) متكلم، اين التفات و تغيير سياق تابع التفاتى است كه گفتيم در كلمه (ذلك) به كار رفته، در آنجا نيز از خطاب به عموم مؤمنين عدول شد و خطاب متوجه شخص رسول خدا 6 گرديد، كه در هر دو خداى تعالى گوينده بود، و ناگهان در جمله:(وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً) خداى تعالى غايب فرض شده تا به اين وسيله اشاره كند به تعليلى كه گذشت، و بفهماند اين كار براى خداى تعالى آسان است، براى همين كه او خدا است، جل جلاله.

***

نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 507
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست