نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی جلد : 3 صفحه : 392
براى خدا يعنى معيارهاى زير:
1- تسليم خدا
شدن 2- بسط عدالت، يعنى گسترش تساوى در حقوق حيات 3- حريت در اراده صالحه و عمل
صالح.
و اين تحقق
نمىيابد مگر وقتى كه ريشههاى اختلاف يعنى: 1- بغى به غير حق 2- استخدام و تحكم
زورمندان از زير دستان 3- اينكه ضعيف برده شدن براى قوى را بپذيرد، از بيخ كنده
شود، پس هيچ اله بجز اللَّه نيست و هيچ ربى جز او نيست و هيچ حكمى جز براى خدا
نيست. اين آن مطلبى است كه آيه:(أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ
لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ
اللَّهِ ...)، بر آن دلالت دارد و همچنين آيه زير كه مىفرمايد:(يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ؟ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ
الْقَهَّارُ؟ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها
أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ، ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ، إِنِ الْحُكْمُ
إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ، ذلِكَ الدِّينُ
الْقَيِّمُ)[1] و آيه:(اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ
الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ، وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً،
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ)[2] و آياتى
ديگر از اين قبيل.
كه در
گفتگوهايى كه انبياى گذشته چون نوح، هود، صالح، ابراهيم، شعيب، موسى و عيسى ع با
امت خود داشتند و قرآن آنها را حكايت نموده، از اين قبيل مضامين بسيار ديده
مىشود، مانند كلامى كه از نوح حكايت نموده، كه در شكايت از قوم خود عرضه داشت:
پروردگارا اين مردم نافرمانيم كردند و پيروى از كسى نمودند كه مال و فرزندش جز
بيشتر شدن خسارت، سودى به حالش نداشت [3]
و گفتارى كه از هود خطاب به قومش حكايت نموده كه فرمود:(أَ
تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ؟ وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ
تَخْلُدُونَ؟ وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ)[4]، و گفتارى كه از
صالح خطاب به قومش حكايت نموده كه فرمود:
[1] اى دو رفيق زندانى من، آيا ربهاى گوناگون بهتر است و يا
اللَّه يگانهاى كه قهار است؟
نمىپرستيد مگر اسمايى را كه خود شما و پدرانتان تراشيدهايد
و خداى تعالى هيچ دليلى بر خدايى آنها نازل نكرده و جز براى خدا حكمى نيست، و او
حكم كرده كه به جز او كسى را نپرستيد و دين قيم و استوار همين است. سوره
يوسف، آيه 39- 40 .
[2] نصارا احبار و رهبانان خود را رب خود پنداشتند و خدا و مسيح
را هيچ كاره دانستند، با اينكه مامور نشده بودند مگر به اينكه معبودى يكتا را
بپرستند، معبودى كه جز او معبود حقيقى نيست. سوره توبه، آيه 31 .
[4] آيا در هر مكانى بلند به بيهوده علامتى بنا مىكنيد و قصرهاى
رفيع مىسازيد؟ مگر شما جاودانيد؟ و چون با زير دست خشم مىكنيد با سنگدلى و
بىرحمى او را مىزنيد سوره شعراء، آيه 151 .
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی جلد : 3 صفحه : 392