نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی جلد : 3 صفحه : 206
كه او را مجبور به كارى كند، البته اين هم هست كه
آنچه خدا مىكند بر طبق مصلحت است،
(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)
[معناى
عزت و ذلت و بيان اينكه عزت فقط از آن خدا و از ناحيه او است]
كلمه
عزت به معناى نايابى است، وقتى مىگويند فلان چيز عزيز الوجود است، معنايش
اين است كه به آسانى نمىتوان بدان دست يافت، و عزيز قوم به معناى كسى است كه شكست
دادنش و غلبه كردن بر او آسان نباشد، بخلاف ساير افراد قوم، كه چنين نيستند، زيرا
عزيز قوم در بين قوم خودش مقامى دارد. در نتيجه هر نيرويى كه تك تك افراد دارند او
داراى همه آنها است، ولى عكس قضيه چنين نيست، يعنى تك تك افراد نيروى او را
ندارند، اين معناى اصلى كلمه است، ليكن بعدها در مورد هر چيز دشوارى نيز استعمالش
كردند، مثلا گفتند: عزيز على كذا يعنى فلان حادثه بر من گران است.
هم چنان كه
در قرآن آمده:(عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ)[1] و در آخر در مورد هر
غلبهاى استعمال شد، مثلا گفتند: من عزيز كسى كه غلبه كرد، دار و ندار
مغلوب را غارت نمود، در قرآن هم در اين معنا استعمال شده، آنجا كه فرموده:(وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ)[2] ولى معناى
اصلى كلمه همان است كه گفتيم.
در مقابل اين
كلمه، كلمه ذلت است كه در اصل لغت به معناى چيزى است كه دستيابى بدان آسان است،
حال چه دستيابى محقق و چه فرضى، در قرآن كريم آمده:
(ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ)[3] و نيز آمده:(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ)[4] و نيز
فرموده:(أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ)[5].
و عزت يكى از
لوازم ملك است، عزت مطلق هم از لوازم ملك مطلق است، پس غير خدا هر كس سهمى از ملك
و عزت داشته باشد خداى تعالى به او ارزانى داشته، و تمليكش كرده است، و مردم و
امتى هم كه سهمى از عزت داشته باشند باز خدا به ايشان داده، پس عزت تنها و تنها از
آن خدا است، و اگر نزد غير خدا ديده شود از ناحيه خدا است.
[1] رنج و ناراحتى شما بر پيامبر گران است و خلاصه او نمىتواند
شما را ناراحت ببيند سوره توبه آيه 128.