responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 552
و در بعضى از روایات هم آمده که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در اوایل بعثت با خدیجه و على (علیهما السلام ) نماز مى خواند، در این روایات هم نیامده که نماز آن روز به چه صورت بوده .
و کوتاه سخن اینکه : جمله ((ارایت )) به معناى ((خبر ده مرا)) است ، و استفهام در آن به منظور شگفتى انگیختن است ، و مفعول اول فعل ((ارایت )) ى اول کلمه ((الذى ینهى )) است ، و مفعول ((ارایت )) ى سوم ضمیرى است که به موصول ((الذى )) برمى گردد، و مفعول ((ارایت )) ى دوم ضمیرى است که به کلمه ((عبدا)) برمى گردد، و مفعول دوم ((ارایت )) در هر سه جا جمله ((الم یعلم بان اللّه یرى )) است .
و حاصل معناى آیات مورد بحث این است که : مرا خبر ده از کسى که نهى مى کرد بنده اى را که نماز مى خواند، و خدا را عبادت مى کرد و این شخص مى داند که خدا عمل او را مى بیند، و از حال او خبر دارد، و نیز مرا خبر ده از این نهى کننده که به فرضى که بنده نمازگزار نامبرده بر طریق هدایت باشد، و به تقوى عمل کند، او چه حالى خواهد داشت ، با اینکه مى داند خدا او را مى بیند، و باز مرا خبر ده از این نهى کننده ، که اگر نهیش تکذیب حق و اعراض از ایمان به حق باشد، و با این حال شخص ‌ نمازگزار را از نماز نهى مى کند، و با اینکه مى داند خدا مى بیند آیا جز عذاب استحقاق جزایى دارد؟
بعضى از مفسرین گفته اند: مفعول اول جمله ((ارایت )) در هر سه جا همان موصول و یا ضمیرى است که به موصول بر مى گردد، و این را بدان جهت گفته اند که بین ضمیرها تفکیک نینداخته باشند.
و بنابر این ، بهتر آن است که آیه ((ارایت ان کان على الهدى او امر بالتقوى )) را اینطور معنا کنیم که : مرا خبر ده از این نهى کننده آیا اگر بر طریق هدایت بود، و یا به تقوى امر مى کرد، و مى دانست که خدا او را مى بیند، چه وظیفه اى مى دید، و چه عملى را بر خود واجب مى دانست ، و با اینکه از عبادت خداى سبحان نهى کرده ، چه حالى خواهد داشت ؟ و با اینکه مى توان گفتار مفسر نام برده را چنین توجیه کرد، ولى معناى مستفاد از آن معناى بعیدى است ، و اشکال تفکیک در ضمائر که به خاطر آن این طور خود را به زحمت انداخته اند همه جا اشکال موجهى نیست ، در بعضى موارد که سیاق اقتضا کند و قرائن کمک نماید تفکیک مانعى ندارد.



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 552
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست