responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 19  صفحه : 120
امام با این گفتار خود عقل مرا بیدار کرد، و فهمیدم که خطا رفته ام ، عرضه داشتم : اى مولاى من ، از خدا برایم طلب مغفرت کن ، فرمود: اى حسن روزها چه گناهى دارند که شما هر وقت به کیفر اعمالتان مى رسید آن ناراحتى را به گردن روز گذشته ، آن روز را روزى شوم مى خوانید؟ عرضه داشتم : من به نوبه خود از این گناه و خطا براى ابد استغفار مى کنم ، و همین توبه من است یا بن رسول اللّه .
فرمود: این تنها کافى نیست که شما از تفال به ایام دست بردارید و سودى حالتان ندارد، چون خدا شما را از این جهت عقاب مى کند که ایام را به جرمى مذمت کنید که مرتکب نشده اند، اى حسن تا حالا متوجه این معنا نشده اى که این خداى تعالى است که ثواب و عقاب در دست او است ، و اوست که ثواب و عقاب بعضى از کارها را فورى و در همین دنیا داده ، و ثواب و عقاب بعضى دیگر را در آخرت مى دهد؟ عرضه داشتم : بله اى مولاى من ، فرمود: هیچ وقت تندروى نکنید، و براى ایام هیچ دخالتى در حکم خداى تعالى قائل مشوید، عرضه داشتم : چشم اى مولاى من .
و از روایات قبلى هم - که نظایرى دارد استفاده مى شود که ملاک در نحوست ایام نحس صرفا تفال زدن خود مردم است ، چون تفال و تطیر اثرى نفسانى دارد، که بیانش مى آید، ان شاء اللّه . و این روایات در مقام نجات دادن مردم از شر تفال (و نفوس ) است ، مى خواهد بفرماید اگر قوت قلبت به این حد هست که اعتنایى به نحوست ایام نکنى که چه بهتر، و اگر چنین قوت قلبى ندارى دست به دامن خدا شو، و قرآنى بخوان و دعایى بکن .
رواج عقیده به سعادت و نحوست ایام در بین اهل سنت وحمل روایات وارده از طرق شیعه در این باره بر تقیه
بعضى از علما آن روایاتى را که نحوست بعضى از ایام را مسلم گرفته حمل بر تقیه کرده اند، و خیلى هم بعید نیست ، براى این که تفال به زمان ها و مکان ها و اوضاع و احوال ، و شوم دانستن آنها از خصایص ‌ عامه است ، خرافاتى بسیار نزد عوام از امت ها و طوایف مخ تلف آنان یافت مى شود، و از قدیم الایام تا به امروز این خرافات در بین مردمان مختلف رایج بوده ، و حتى در بین خواص از اهل سنت در صدر اول اسلام روایاتى بوده که آنها را به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) نسبت مى دادند، در حالى که احدى جراءت نکرده آنها را رد کند، همچنان که در کتاب مسلسلات به سند خود از فضل بن ربیع روایت کرده که گفت : روزى با مولایم مامون بودم ، خواستیم به سفرى برویم ، چون روز چهارشنبه بود مامؤ ن گفت امروز سفر کردن مکروه است ، زیرا من از پدرم رشید شنیدم مى گفت : از مهدى شنیدم که مى گفت ،



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 19  صفحه : 120
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست