responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 18  صفحه : 307
و به هر حال ((بربه والدین و احسان به ایشان (( از احکام عمومى خداست که همانطور که در تفسیر آیه ((قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا(( گذشت ، در همه شرایع تشریع شده ، و به همین جهت فرمود: ((و وصینا الانسان (( و سفارش ‌ را عمومیت داد به هر انسانى ، نه تنها مسلمانان .
آنگاه دنبال این سفارش اشاره کرد به ناراحتى هایى که مادر انسان در دوران حاملگى ، وضع حمل و شیر دادن تحمل مى کند تا اشاره کرده باشد به ملاک حکم ، و عواطف و غریزه رحمت و راءفت انسان را برانگیزد، لذا فرمود: ((حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا((.
و اما اینکه فرمود: ((و حمله و فصاله ثلاثون شهرا(( بدین حساب است که به حکم آیه ((و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین (( و آیه ((و فصاله فى عامین (( دوران شیر دادن به فرزند دو سال است ، و کمترین مدت حاملگى هم شش ماه است ، که مجموع آن سى ماه مى شود.
و کلمه ((فصال (( به معناى فاصله انداختن بین طفل و شیر خوردن است ، و اگر کلمه دو سال را ظرف قرار داد براى فصال ، به این عنایت است که آخرین حد شیر دادن دو سال است ، و معلوم است که این محقق نمى شود، مگر به گذشتن دو سال .
((حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه (( - ((بلوغ اشد(( به معناى رسیدن به زمانى از عمر است که در آن زمان قواى آدمى محکم مى شود. و ما در تفسیر آیه ((و لما بلغ اشده اتیناه حکما و علما(( اختلافى را که مفسرین در معناى ((بلوغ اءشد(( دارند نقل کردیم ، و گفتیم که بلوغ چهل سال عادتا ملازم با رسیدن به کمال عقل است .
((قال رب اوزعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحا ترضیه (( - کلمه ((اوزعنى (( از مصدر ((ایزاع (( است که معناى الهام را مى دهد، و این الهام ، الهام آن امورى نیست که اگر خدا عنایت نکند آدمى به حسب طبع خود علم به آنها پیدا نمى کند، و آیه ((و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها(( از آن خبر مى دهد، بلکه الهام عملى و به معناى وادار کردن ، و دعوت باطنى به عمل خیر و شکر نعمت و بالاخره عمل صالح است .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 18  صفحه : 307
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست