responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 14  صفحه : 276
که احدى نزدیکش نمى شد مگر آنکه دچار تبى شدید مى گردید و ناگزیر هر کس مى خواست نزدیکش شود فریاد مى زد با من تماس مگیر و نزدیک من میا.
بعضى دیگر گفته اند: مبتلا به مرض وسواس شد، به طورى که از مردم وحشت مى کرد و مى گریخت و فریاد مى زد: ((لامساس لامساس (( و این وجه خوبى است اگر روایتش صحیح باشد.
و در جمله ((و ان لک موعدا لن تخلفه (( ظاهرش این است که از هلاکت وى و سرآمدى که خداى تعالى برایش معین و حتمى نموده خبر مى دهد، البته احتمال هم دارد که این نیز نفرین باشد.
بعضى گفته اند: مراد از آن عذاب آخرت است .
سرنوشت خداى ساختگى سامرى !
وَ انظرْ إِلى إِلَهِک الَّذِى ظلْت عَلَیْهِ عَاکِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فى الْیَمِّ نَسفاً در مجمع البیان مى گوید: وقتى گفته مى شود: فلانى گندم را نسف کرد، معنایش این است که آن را با منسف بالا انداخت تا پوستهایش بپرد، (خلاصه همان کارى را که با غربال انجام مى دهند، و گندم را به طرف بالا پرتاب مى کنند تا کاه و سبوسش بپرد)
و معناى جمله ((و انظر الى الهک الذى ظلت علیه عاکفا(( این است که دائما براى آن اله خود عبادت مى کردى و ملازم آن بودى ، و این جمله دلالت دارد بر اینکه سامرى گوساله را براى آن ساخت تا او را معبود خود بگیرد و عبادتش کند.
و معناى اینکه فرمود ((لنحرقنه ثم لننسفنه فى الیم نسفا(( این است که سوگند که ما آن را مى سوزانیم و او را در دریا مى ریزیم .
بعضى ها به این سخن که فرمود: آن را مى سوزانیم استدلال کرده اند بر اینکه گوساله مزبور حیوانى داراى گوشت و خون بوده ، چونکه اگر طلا بود سوزاندن آن معنا نداشت و این خود مؤ ید تفسیریست که گفتیم بیشتر مفسرین کرده اند که باریختن آن خاک ، گوساله مزبور حیوانى جاندار شده ، و لیکن حق مطلب این است که اینقدر دلالت دارد که طلاى خالص نبوده و اما اینکه خون و گوشت داشته باشد، نه .
بعضى از مفسرین هم احتمال داده اند که جمله ((لنحرقنه (( از باب حرق الحدید


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 14  صفحه : 276
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست