responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 1  صفحه : 428
که با آن شخص دیندار، از کسیکه دینى نپذیرفته مشخص میشود، و این اسلام عبارت است از ظاهر اعتقادات ، و اعمال دینى ، چه اینکه تواءم با واقع هم باشد یا نه ، و به همین جهت شخصى را هم که دعوى ایمان میکند، ولى در واقع ایمان ندارد، شامل مى شود.
حال که معناى کلمه اسلام معلوم شد، این سؤ ال پیش مى آید: که ابراهیم (علیه السلام ) و همچنین فرزندش اسماعیل با اینکه هر دو پیغمبر بودند، ابراهیم (علیه السلام ) یکى از پنج پیغمبر اولوالعزم و آورنده ملت حنفیت ، و اسماعیل (علیه السلام ) رسول خدا، و ذبیح او بود، چگونه در هنگام بناى کعبه ، از خدا اولین و ابتدائى ترین مراتب عبودیت را مى خواهند؟!
و آیا ممکن است بگوئیم : ایشان بمرتبه اسلام رسیده بودند؟ ولیکن خودشان نمى دانستند؟! و یا بگوئیم : اطلاع از آن نیز داشتند، و منظورشان از درخواست ، این بوده که خدا اسلام را برایشان باقى بدارد؟! چطور مى شود با این حرفها اشکال را پاسخ داد؟ با اینکه آن دو بزرگوار از تقرب و نزدیکى به خدا به حدى بودند، که قابل قیاس با اسلام نیست ، علاوه بر اینکه این دعا را در هنگام بناى کعبه کردند، و مقامشان مقام دعوت بود، و آن دو بزرگوار از هر کس دیگر عالم تر بودند به خدائیکه از او درخواست میکردند، او را مى شناختند که کیست ، و چه شاءنى دارد، از این هم که بگذریم ، اصلا درخواست اسلام معنا ندارد، براى اینکه اسلامى که معنایش گذشت ، از امور اختیارى هر کسى است ، و به همین جهت مى بینیم ، مانند نماز و روزه امر بدان تعلق مى گیرد و خدا میفرماید: ((اذ قال له ربه اءسلم ، قال : اءسلمت لرب العالمین ))، (چون پروردگارش به وى گفت : اسلام بیاور، گفت : اسلام آوردم براى رب العالمین ).
و معنا ندارد که چنین عملى را با اینکه در اختیار همه است ، بخدا نسبت بدهند، و یا از خدا چیزى را بخواهند که در اختیار آدمى است . پس لابد عنایت دیگرى در کلام است ، که درخواست اسلام را از آن دو بزرگوار صحیح مى سازد.
اسلامى ابراهیم و اسماعیل (ع ) از خدا خواستند غیر اسلام به معناى متداول آنست
و این اسلام که آن دو درخواست کردند، غیر اسلام متداول ، و غیر آن معنائى است که از این لفظ به ذهن ما تبادر میکند، چون اسلام داراى مراتبى است ، بدلیل اینکه در آیه ! ((اذ قال له ربه اسلم قال اءسلمت )) الخ ، ابراهیم (علیه السلام ) را با اینکه داراى اسلام بود، باز امر میکند به اسلام ، پس مراد به اسلامى که در اینجا مورد نظر است ، غیر آن اسلامى است که خود آن جناب داشت ، و نظائر این اختلاف مراتب در قرآن بسیار است .
پس این اسلام آن اسلامى است که بزودى معنایش را تفسیر میکنیم ، و آن عبارتست از تمام عبودیت ، و تسلیم کردن بنده خدا، آنچه دارد، براى پروردگارش .


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 1  صفحه : 428
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست