نام کتاب : حماسه حسینی 2 نویسنده : مطهری، مرتضی جلد : 1 صفحه : 33
نزدیک شد حمله کند و در مقابل حمله او کسی تاب مقاومت ندارد ، نقشه
پلید و نامردانهای میکشند ، میگویند اگر به سوی خیمههایش حمله کنیم او
طاقت نمیآورد . امام حسین افتاده است . من نمیتوانم آن حالت ابا
عبدالله را مجسم بکنم . لشکر به طرف خیام حرمش حمله میکند . یک نفر
فریاد میکشد حسین تو زندهای ؟ ! به طرف خیام حرمت حمله کردند ! امام به
زحمت روی زانوهای خود بلند میشود ، به نیزهاش تکیه میکند و فریاد میکشد
:
« ویلکم یا شیعه آل ابیسفیان ان لم یکن لکم دین و لا تخافون المعاد
فکونوا احرارا فی دنیاکم . [1] »
ای مردمی که خود را به آل ابوسفیان فروختهاید ، ای پیروان آل ابوسفیان
، اگر خدا را نمیشناسید ، اگر به قیامت ایمان و اعتقاد ندارید ، حریت و
شرف انسانیت شما کجا رفت ؟ ! شخصی میگوید :
ما تقول یا بن فاطمه ؟ پسر فاطمه چه میگویی ؟ فرمود : « انا اقاتلکم و
انتم تقاتلوننی و النساء لیس علیهن جناح » ، طرف شما من هستم ، این
پیکر حسین حاضر و آماده است برای اینکه آماج تیرها و ضربات شمشیرهای
شما واقع شود ، ولی روح حسین حاضر نیست او زنده باشد و ببیند کسی به
نزدیک خیام حرم او میرود .
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ، و صلی الله علی محمد و آله
الطاهرین . [1] لهوف ص . 50
نام کتاب : حماسه حسینی 2 نویسنده : مطهری، مرتضی جلد : 1 صفحه : 33