responsiveMenu
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه گروه‌ها: Alt+a
جستجو در گروه قرآن: Alt+q
جستجو در گروه لغات: Alt+l
جستجو در گروه رجال: Alt+r
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید.
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود
به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : 

دانشنامه امام حسين بر پايه قرآن، حديث و تاریخ    جلد : 3  صفحه : 383

  نویسنده :

 محمدی ری شهری، محمد

947.الإمامة و السياسة : گفته اند كه خالد بن حكم ... به سوى حسين بن على عليه السلام ، عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن عمر فرستاد. وقتى پيكْ نزد آنان آمد ، عبد اللّه بن زبير به حسين عليه السلام گفت: اى ابا عبد اللّه ! گمان مى كنى چرا به دنبال ما فرستاده است؟ حسين عليه السلام فرمود: «جز براى بيعت كردن ، به دنبال ما نفرستاده است . تو چه مى كنى؟» . عبد اللّه گفت: نزد او مى روم . اگر درخواست بيعت كرد ، امتناع مى كنم.

948.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : وليد بن عُتبه در همان نيمه شب به دنبال حسين بن على عليه السلام و عبد اللّه بن زبير فرستاد و آنان را از مرگ معاويه باخبر ساخت و از آنان براى بيعت با يزيد دعوت كرد.

949.مثير الأحزان : وليد ، كسى را نزد آنان فرستاد. وقتى پيك وليد آمد، حسين عليه السلام به آنان گفت: «گمان مى كنم طاغوتِ آنان (معاويه) از دنيا رفته است. ديشب خواب ديدم كه منبر معاويه واژگون شده و خانه اش در آتش مى سوزد». پيك ، آنان را به نزد وليد فرا خواند.

950.الفتوح : وليد بن عُتبه به سوى حسين بن على عليه السلام ، عبد الرحمان بن ابى بكر، عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير فرستاد و آنان را فرا خواند. پيك ـ كه عبد اللّه بن عمرو بن عثمان بن عفّان بود ـ ، سراغ آنان آمد و آنان را در خانه هايشان نيافت . به مسجد آمد و آنان را نزد قبر پيامبر صلى الله عليه و آله يافت. بر آنان سلام كرد و گفت : دعوت امير را اجابت كنيد. حسين عليه السلام فرمود: «اگر خدا بخواهد ، وقتى جلسه تمام شد [ ، مى آييم]» . پيك ، نزد وليد باز گشت و او را از نتيجه باخبر ساخت. عبد اللّه بن زبير به حسين بن على عليه السلام رو كرد و گفت: اى ابا عبد اللّه ! اين ، زمانِ جلوس عمومىِ وليد بن عُتبه نيست. دعوت در اين ساعت ، موضوع غريبى است . فكر مى كنى چرا ما را دعوت كرده است؟ حسين عليه السلام به او فرمود: «اينك به تو مى گويم ، اى ابو بكر! گمان مى كنم معاويه از دنيا رفته است ؛ چرا كه ديشب در خواب ديدم كه منبر معاويه ، واژگون شده و خانه اش در آتش مى سوزد . پيش خود ، آن را چنين تعبير كردم كه معاويه از دنيا رفته است» . عبد اللّه بن زبير گفت: اى فرزند على ! قضيّه همين است. اگر براى بيعت با يزيدْ دعوت شوى ، چه مى كنى ، اى ابا عبد اللّه ؟ حسين عليه السلام فرمود: «هرگز با يزيد، بيعت نمى كنم ؛ چرا كه حكومت ، پس از برادرم حسن ، حقّ من است . معاويه هر چه خواست ، كرد ، با اين كه براى برادرم حسن ، سوگند ياد كرده بود كه پس از خود ، خلافت را به كسى از فرزندانش نسپارد و چنانچه من زنده بودم ، به من باز گردانَد . حال اگر معاويه از دنيا رفته و به عهد خود با من و برادرم حسن ، وفا نكرده ، ـ به خدا سوگند ـ با ما كارى كرده كه ما را توان تحمّلش نيست. اى ابو بكر ! من با يزيد ، كه فسق و فجورش آشكار است ، شراب مى خورد، سگباز و بوزينه باز است و با خاندان پيامبر ، دشمنى مى كند، بيعت كنم؟! به خدا سوگند ، هرگز بيعت نمى كنم». [راوى] مى گويد: آن دو در حال گفتگو بودند كه پيك ، دوباره آمد و گفت: اى ابا عبد اللّه ! امير ، تنها براى شما دو نفر نشسته [و منتظر شماست] . به سوى او برخيزيد . [راوى] مى گويد: حسين بن على عليه السلام به او تَشَر زد و فرمود: «نزد اميرت باز گرد و هر كدام از ما كه خواست ، نزد او مى آيد و من هم اينك به خواست خدا ، نزد او مى آيم». پيك به نزد وليد بن عُتبه باز گشت و گفت: خدا ، امير را سلامت دارد ! حسين بن على ، هم اينك نزد شما مى آيد. مروان بن حكم گفت: به خدا سوگند ، حسين ، نيرنگ زده است. وليد گفت: ساكت باش ! كسى همانند حسين ، نيرنگ نمى زند و چيزى را كه انجام نمى دهد ، بر زبان نمى آورد.

نام کتاب : دانشنامه امام حسين بر پايه قرآن، حديث و تاریخ    جلد : 3  صفحه : 383  نویسنده : محمدی ری شهری، محمد
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست