نام کتاب : تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره نویسنده : الخميني، السيد روح الله جلد : 3 صفحه : 352
حقايق و بسط حقايق را هم به آن قدر كه كشف و بسط ممكن مىباشد، فى حد ذاته داشت، اما بعد از آنكه اين معنى براى پيامبر حاصل شده، اگر حضرت على عليه السلام بخواهد كشفش بيشتر باشد، ممكن نيست. و چون كشف زيادتر ممكن نشد، بسط بيشتر هم ممكن نمىشود، لذا اگر او بخواهد همانها را كه براى پيامبر كشف شده بود و ايشان بسط داده، كشف كند و بسط دهد، غير آن چيز نمىشود بلكه خود آنها مىشود، چون صرف الشىء لا يتكرر. و اگر بخواهد كمتر از آن را بسط كند، اين ضلالت مىشود نه هدايت.
پس در عين اينكه ملاك نبوت در حضرت امير عليه السلام هست و ملاك نبوت ختمى مرتبتى هم در او هست، ممكن نيست نبى باشد.
فرقى كه ايشان با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دارد اين است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم جلوتر اين مقام را پيدا كرده بود، و بالفرض اگر حضرت امير عليه السلام زماناً از او جلوتر بود و به مقامى كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم به آن رسيد، قبل از او مىرسيد، او پيغمبر خاتم بود، منتها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم زودتر به اين مقام رسيد و خاتم پيامبران شد.
و الحاصل: مقام نبوت و امامت يك مقام تعارفى اعتبارى و منصب جعلى اعتبارى نيست كه مشورت كنند چه كسى نبى باشد و چه كسى ولى، بلكه حقيقت نبوت، كشف الحقايق و بسط الحقايق است، يعنى اگر كسى وحدت و كثرت را با هم بتواند حفظ كند، نبى است و از بين مردم هر كس كه اين طور شد، قهراً نبى خواهد بود و چيز ديگرى لازم نيست؛ و حقيقت نبوت اين است.
اگر صفحه قلب به درك شهودى و حضورى، نه به درك علمى و مفهومى، تمام معنى و تمام حقايق عالم غيب را از مرتبه ملائكة اللَّه المقرّبين كه عقول باشند، و بالاتر از آنكه مرتبه اسماء و صفات باشد، و بالاتر از آنكه مرتبه ذات الهى و آخر مرتبه وجود باشد، و همين طور مراتب پايينتر از مرتبه ملائكة اللَّه المقرّبين كه ملائكه متوسطين باشند، و پايينتر از آنها كه جن و شياطين باشند، همه را درك كند، اين چنين قلبى ديگر به مقام فنا رسيده است كه غايت عقل نظرى هم اين است؛
نام کتاب : تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره نویسنده : الخميني، السيد روح الله جلد : 3 صفحه : 352