خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. انسان از اين «علق»، از اين آب، يك همچو قدرت! يك همچو قدرت كه آن انسانى كه همه عالَم است مىگويند: وَ الْعَصْرِ. إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ[1] «عصر» انسان كامل است؛ امام زمان- سلام اللَّه عليه- است. يعنى «عصاره» همه موجودات. قسم به عصاره همه موجودات، يعنى قسم به انسان كامل. إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ اين «انسان» كه اينجا مىگويند همين انسان يك سر و دو گوشى است كه ماها انسانش مىگوييم. خطاب با ماست. سر دو راهى واقع شدهايم، يك راه، راه انسانيت است، كه اين «صراط مستقيم» است. صراط مستقيم يك سرش به طبيعت است؛ يك طرفش به الوهيت. راه مستقيم از «علق» شروع مىشود. منتها بعضى از آنها طبيعى است، و آنجايى كه مهم است آنجايى است كه ارادى است. يك سرش طبيعت است، يك طرفش مقام الوهيت. و انسان از طبيعت شروع مىكند، تا اينكه برسد به آنجايى كه در وهم من و تو نمىآيد: «آنچه در وهم تو نايد آن شوم».
راه چپ و راست، راه جهنم
اختيار با شماست كه اين دو راه را اختيار كنيد: يا صراط مستقيم انسانيت را؛ يا انحراف به چپ، يا انحراف به راست. از هر طرف انحراف باشد، از انسانيت دور مىشود. هر چه جلو برود دورتر مىشود. كسى كه از راه مستقيم منحرف شد هر چه پيش برود دورتر مىشود از راه اگر از راه مستقيم انسانيت [دور شد]. يعنى آن راهى كه انبيا آمدند معرفى كنند آن راه را؛ مأمورند براى اينكه آن راه را معرفى كنند. خداى تبارك و تعالى هم در سوره «حمد» مىفرمايد كه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[2] آنهايى كه تو به آنها نعمت دادى؛ آنها را منعم كردى؛ رحمت را بر آنها وارد كردى؛ هدايت را بر آنها وارد كردى. غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ[3] «مغضوب عليهم» يك طايفهاند منحرف «. ضالين» هم يك طرفند منحرف؛ از هدايت دورند. و هر چه پيش بروند دورتر مىشوند.