امر دوم در بيان كيفيت تنزّل ملائكة اللّه است بر ولى امر
بدان كه روح اعظم، كه خلقى اعظم از ملائكة اللّه يعنى در مرتبه اول از ملائكة اللّه واقع است و اشرف و اعظم از همه است، و ملائكة اللّه مجرّده قطّان عالم جبروت از مقام خود تجافى نكنند، و از براى آنها نزول و صعود به آن معنى كه از براى اجسام است مستحيل است، زيرا كه مجرّد از لوازم اجسام مبرّى است و منزه است. پس تنزّل آنها، چه در مرتبه قلب يا صدر يا حسّ مشترك ولىّ، و چه در بقاع ارض و كعبه و حول قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، و چه در بيت المعمور باشد، به طريق تمثّل ملكوتى يا ملكى است، چنانچه خداى تعالى در باب تنزّل «روح الامين» بر حضرت مريم عليها السلام فرمايد: فَتَمَثَّلَ لَها بَشَرَاً سَوِيّاً.[551] چنانچه براى اولياء و كمّل نيز تمثّل ملكوتى و تروّح جبروتى ممكن است. پس، ملائكة اللّه را قوّه و قدرت دخول در ملك و ملكوت است به طور تمثّل، و كمّل اولياء را قدرت بر دخول در ملكوت و جبروت است به طور تروّح و رجوع از ظاهر به باطن. و تصديق اين معنى سهل است براى كسى كه حقايق مجرّدات را، چه مجرّد ملكوتى يا جبروتى و چه نفوس ناطقه كه نيز از مجرّدات جبروتيّه يا ملكوتيّه هستند، فهميده باشد و مراحل وجود و مظاهر آنها و نسبت ظاهر به باطن و باطن به ظاهر را تصوّر نموده باشد.
و بايد دانست كه تمثّل «جبروتيين» و «ملكوتيّين» در قلب و صدر و حسّ بشر ممكن نيست مگر پس از خروج او از جلباب بشريّت و تناسب او با آن عوالم، و الّا مادامىكه نفس مشتغل به تدبيرات ملكيّه است و از آن عوالم غافل است، ممكن نيست اين مشاهدات يا تمثّلات براى او دست دهد.
بلى، گاهى شود كه به اشاره يكى از اولياء نفس را از اين عالم انصرافى حاصل شود و به قدر لياقت از عوالم غيب ادراكى معنوى يا صورى نمايد. و
[551] -« پس( به صورت) انسانى كامل بر او جلوه كرد.»( مريم- 17)