responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فرهنگ معارف اسلامی نویسنده : سجادی، جعفر    جلد : 1  صفحه : 98

گويند«حالات دهر»تحولات و صروف او را گويند و در اصطلاح سالكان حال معنائى است كه وارد بر قلب ميشود بدون تعمد و قصد و بدون اكتساب و اجتلاب و آن معنى از قبيل فرح،حزن،قبض،شوق،انزعاج، هيبت و غيره است،در اصطلاحات صوفيه است كه احوال كيفيت قبض است كه از مبدأ عالى بر دل سالك عارف فرود آيد و سريع الزوال باشد و قرار نگيرد.

ابو القاسم قشيرى گويد:احوال مواهب‌اند و مقامات مكاسب و احوال حاصل ميشوند بدون وجود و مقامات ببذل مجهود و صاحب مقام در مقام جاى گيرد و صاحب حال از حال خود بگذرد و ارتقاء يابد.

بعضى از مشايخ گفته‌اند كه احوال مانند بروقند و ثابت نمى‌مانند و اگر ثابت مانند حديث نفسند،نه احوال و مانند اسم خود همان طور كه حلول ميكنند زائل ميشوند.

بعضى گويند احوال از امورى هستند كه باقى ميمانند و اگر باقى نمانند حال نخواهند بود بلكه لوايح و بواده ميباشند (از رسالۀ قشيريه ص 32-شرح تعرف ج 3 ص 71).

صاحب تعرف گويد:احوال مواريث اعمالند«و لا يرث الاحوال الا من صحح الاعمال»و احوال نيايد مگر در مورد كسى كه اعمال خود را درست كرده باشد و مراد از احوال صفت سر است يعنى تا كسى را معاملات ظاهر پاك نباشد احوال باطن درست نباشد و اولين پايه صحت اعمال شناخت علوم آنها است كه عبارت از علم باحكام شرعى از راه اصول فقهى است مانند،روزه و نماز و ساير فرائض تا علوم معاملات از نكاح و طلاق و مبايعات كه آنها را علوم تعلم و اكتساب نامند.

نخستين چيزى كه براى بنده لازم و ضرورى است كوشش در طلب علم شريعت و احكام آن ميباشد تا اندازۀ كه مقدور و ممكن باشد از راه كتاب و سنت و اجماع سلف.

ابو الحسن دينورى گويد«الاحوال كالبروق فاذا ثبت فهو حديث النفس و ملائمة الطّبع».

(طبقات ص 315).

بعد از علم توحيد اولين چيزى كه لازم است علم بآفات نفس است و آنكه بداند كه نفس چيست و چگونه ميتوان جلو سقوط آن را گرفت(لمع ص 42).

جنيد گويد حال عبارت از نازله‌ايست كه فرود آيد در دلها و دوام نيابد.

صاحب لمع گويد:احوال چيزى هستند كه حلول كنند در دلها.

بعضى گويند:حال عبارت از ذكر خفى است.

بعضى گفته‌اند كه حال از راه مجاهدات و عبادات و رياضيات و مكاشفات حاصل نمى‌شود مانند مقامات كه از راه مجاهدات حاصل ميشود.

كاشانى گويد:بناى جمله احوال عاليه بر محبت است همچنانكه بناى مقامات شريفه بر توبت ميباشد و از اين جهت است كه محبت موهبت محض است و جملۀ احوال را كه مبتنى بر آن ميباشد مواهب خوانند(مصباح الهدايه ص 404).

صاحب فتوح الغيب گويد:هر مؤمنى در احوال خود بايد سه امر را رعايت كند يكى آنكه اوامر خداى را بجاى آورد و

نام کتاب : فرهنگ معارف اسلامی نویسنده : سجادی، جعفر    جلد : 1  صفحه : 98
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست