responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 273
از آنچه گذشت معلوم شد: اولا جمله (( و الله یهدى القوم الظالمین )) جمله حالیه ایست که وجه انکار حکم مساوات را که در جمله (( اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن ... )) گذشت بیان مى کند.
و ثانیا مراد از ظلم همان شرکى است که در حال سقایت و عمارت داشته اند، نه حکم به مساوات میان سقایت و عمارت و میان جهاد و ایمان .
و ثالثا مراد این است که بفهماند چنین کسانى عملشان سودى نداشته و به سوى سعادت که همان بلندى درجه و رستگارى و رحمت و رضوان و بهشت جاوید است راهبریشان نمى کند.
الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَهَدُوا فى سبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَلهِِمْ وَ أَنفُسِهِمْ ...
بیان حکم حقى است که خداى تعالى در مساله دارد و بعد از آن که حکم مساوات را حق ندانست ، اینک مى فرماید: کسى که ایمان آورد، و در راه خدا بقدر توانائیش جهاد کرد، و از مال و جانش مایه گذاشت ، در نزد خدا درجه اش بالاتر است ، و اگر مطلب را بصورت جمع آورد، و فرمود: (( کسانیکه ... )) براى این است که اشاره کند به اینکه ملاک فضیلت ، وصف مذکور است ، نه شخص معینى .
مقصود از (( اعظم درجة عند الله )) اینست که آنهایى که فقط سقایت و عمارت کرده اند ئرمقابل مؤ منین مهاجر و مجاهد هیچ درجه و فضیلتى ندارند
و اینکه در سابق گفتیم آیه دلالت دارد بر اینکه عمل بدون ایمان فضیلتى نداشته و براى صاحبش نزد خدا باعث درجه اى نمى شود، خود قرینه است بر اینکه معناى آیه این نیست که هر دو طایفه درجه دارند، و لیکن درجه آنهائى که ایمان و جهاد دارند از آنهائى که فقط سقایت و عمارت دارند بالاتر است .
بلکه مقصود آیه بیان این است که نسبت میان این دو طائفه نسبت افضل است بکسى که اصلا فضیلتى را واجد نیست ، مانند مقایسه اى که میان اکثر و اقل است ، که باید یک حد وسطى را فرض کرد و آن دو را با آن سنجید، و خلاصه در اقل و اکثر سه چیز هست ، یکى امر متوسطى که مقیاس و معدل است ، و دیگرى آن طرفى که از حد متوسط بیشتر است سوم آن طرفى که از آن حد متوسط کمتر است . بنا بر این ، اگر اکثر را با خود اقل بسنجیم با چیزى سنجیده ایم که اصلا کثرت ندارد.
پس اینکه فرمود: (( اعظم درجه عند الله )) معنایش این است که این افراد نسبت به آن افراد دیگر که اصلا درجه اى ندارند درجه شان بالاتر است ، و این خود یک نوع کنایه است از اینکه اصولا میان این دو طایفه نسبتى نیست ، زیرا یکى داراى گامهاى بلندى است و دیگرى اصلا قدمى برنداشته .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 273
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست