responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 189
وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ لَمْ یهَاجِرُوا ...
معناى این آیه روشن است . این آیه ولایت را در میان مؤ منین مهاجرین و انصار و میان مومنینى که مهاجرت نکردند نفى مى کند، و مى فرماید: میان دسته اول و دسته دوم هیچ قسم ولایتى نیست جز ولایت نصرت ، اگر دسته دوم از شما یارى طلبیدند یاریشان بکنید، ولى بشرطى که با قومى سر جنگ داشته باشند که بین شما و آن قوم عهد و پیمانى نباشد.
وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ
یعنى کفار ولایتشان در میان خودشان است و به اهل ایمان تجاوز نمى کند، پس مؤ منین نمى توانند آنان را دوست بدارند، و این معنا از اینجا استفاده مى شود که جمله (( بعضهم اولیاء بعض )) مانند جمله (( اولئک بعضهم اولیاء بعض )) که در باره مؤ منین فرمود جمله ایست انشائى و امرى ، به صورت جمله اى خبرى . و در حقیقت در این جمله ولایت کفار را در میان خودشان ، جعل مى کند و در باره این تعبیر بحسب عقل هیچ احتمالى نمى رود جز همینکه گفتیم : مى خواهد سرایت و تجاوز ولایت کفار را بر مؤ منین نفى کند و بفرماید اهل ایمان نباید آنانرا دوست بدارند.
دوستى با کفار، انتشار سیره و روش آنان در میان مسلمین و در نتیجه فتنه و فساد در پى دارد
إِلا تَفْعَلُوهُ تَکُن فِتْنَةٌ فى الاَرْضِ وَ فَسادٌ کبِیرٌ
این جمله اشاره است به مصلحت تشریع ولایت به آن نحوى که تشریع فرمود؛ چون بطور کلى ولایت و دوست داشتن یکدیگر از امورى است که هیچ جامعه اى از جوامع بشرى و مخصوصا جوامع اسلامى که بر اساس پیروى حق و گسترش عدالت الهى تاسیس مى شود از آن خالى نیست ، و معلوم است که دوستى کفار که دشمن چنین جامعه اى هستند موجب مى شود افراد اجتماع با آنان خلط و آمیزش پیدا کنند. و اخلاق و عقاید کفار در بین ایشان رخنه یابد، و در نتیجه سیره و روش اسلامى که مبنایش حق است بوسیله سیره و روش کفر که اساسش باطل و پیروى هوى است و در حقیقت پرستش شیطان است از میان آنان رخت بربندد، همچنانکه در روزگار خود ملاحظه کردیم که چنین شد، و صدق ادعاى این آیه را به چشم خود دیدیم .
وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ هَاجَرُوا ...
این جمله حقیقت ایمان را براى کسى اثبات مى کند که حقیقتا متصف به آثار آن باشد، و چنین کسى را وعده آمرزش و رزق کریم مى دهد.
(( وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا مِن بَعْدُ وَ هَاجَرُوا وَ جَهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولَئک مِنکمْ ))

ترجمه تفسیر المیزان جلد 9 صفحه .19
این جمله خطاب است به مهاجرین طبقه اول و به انصار، و در این خطاب مهاجرین بعدى و آنهائى را که بعد از این ایمان مى آورند و با طبقه اول به جهاد مى پردازند به آنان ملحق کرده و در مساله ولایت ، ایشان را نیز شرکت داده است .
وَ أُولُوا الاَرْحَامِ بَعْضهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فى کِتَبِ اللَّهِ ...
این جمله راجع به ولایت ارث است که خداوند آنرا در میان ارحام و خویشاوندان تشریع مى کند، و آنرا منحصر در ارحام مى نماید و اما بقیه اقسام ولایت منحصر در ارحام نیست .
این آیه حکم سابق را که عبارت بود از ارث بردن بسبب عقد برادرى نسخ مى کند، چون قبل از این آیه پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) در اوایل هجرت حکم ارث به مواخات را در میان مسلمانان اجراء مى کرد و این خود روشن است که آیه شریفه ارث به قرابت را بطور مطلق اثبات مى کند چه اینکه وارث داراى سهم باشد و چه نباشد، چه اینکه عصبه باشد و یا نباشد.
بحث روایتى
(منسوخ گشتن حکم ارث به مؤ اخات (برادر خواندگى )، بطلان قول به عصبه در ارث و...)
در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام ) روایت مى کند که فرمود: مسلمانان صدر اسلام به سبب مواخات (عقد اخوت ) از یکدیگر ارث مى بردند.
مؤ لف : این روایت هم دلیل نمى شود بر اینکه آیه (( ان الذین آمنوا )) درباره ولایت اخوت نازل شده .
و در کافى به سند خود از ابى بصیر از ابى جعفر (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: دائى و خاله وقتى ارث مى برند که کسى با ایشان نباشد، چون خداى تعالى مى فرماید: (( و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله )) .
مؤ لف : این روایت را عیاشى نیز از ابى بصیر از امام ابى جعفر (علیه السلام ) نقل کرده ولى سندش را ذکر نکرده است .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 189
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست