responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 8  صفحه : 26
و اما آن معانى دیگرى که در آخر از دیگران نقل کرده است معانى بى اساسى هستند که از لفظ آیه شریفه فهمیده نمى شود.
فَسجَدُوا إِلا إِبْلِیس لَمْ یَکُن مِّنَ السجِدِینَ
ابلیس با ملائکه بوده و فرقى با آنان نداشته و او و همه فرشتگان در مقامى قرارداشتند که آن مقام ماءمور به سجده شده است .
در این جمله و همچنین در آیه (( فسجد الملائکه کلهم اجمعون (( خداى تعالى خبر مى دهد از سجده کردن تمامى فرشتگان مگر ابلیس . و در آیه (( کان من الجن ففسق عن امر ربه (( علت سجده نکردن وى را این دانسته که او از جنس فرشتگان نبوده ، بلکه از طایفه جن بوده است ، از آیه (( بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون (( نیز استفاده مى شود که اگر ابلیس از جنس فرشتگان مى بود چنین عصیانى را مرتکب نمى شد. و از همین جهت مفسرین در توجیه این استثنا اختلاف کرده اند که آیا این استثنا به اعتبار اغلبیت و اکثریت و اشرفیت ملائکه استثناى متصل است ، و امرى که به وى شده بود همان امر به ملائکه بوده ؟ و یا آنکه استثناى منفصل است و ابلیس به امر دیگرى ماءمور به سجده شده بود؟ کسانى که این احتمال را داده گفته اند: گر چه ظاهر جمله (( ما منعک ان لا تسجد اذ امرتک (( این است که امر به ابلیس و امر به ملائکه یکى بوده و هر دو دسته به یک امر ماءمور شده بودند، الا اینکه خلاف ظاهر آیه مقصود است .
لیکن حقیقت مطلب این است که از ظاهر آیه استفاده مى شود که ابلیس با ملائکه بوده و هیچ فرقى با آنان نداشته ، و از آیه (( و اذ قال ربک للملائکه انى جاعل فى الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک (( نیز استفاده مى شود که او و همه فرشتگان در مقامى قرار داشتند که مى توان آن را مقام (( قدس (( نامید، و امر به سجده هم متوجه این مقام بوده نه به یک یک افرادى که در این مقام قرار داشته اند، همچنانکه جمله (( فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها(( نیز اشاره به این معنا دارد،
چه اینکه ضمیر در (( منها(( و (( فیها(( را به مقام و منزلت برگردانیم و چه اینکه به آسمان و یا به بهشت ارجاع دهیم ، زیرا به هر جا برگردانیم برگشت همه به مقام خواهد بود، و اگر خطاب به یک یک افراد بود و مقام و منزلت دخلى در این خطاب نداشت کافى بود بفرماید: (( فما یکون لک ان تتکبر(( .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 8  صفحه : 26
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست