responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 7  صفحه : 78
(( قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون : گفتند: بله ، به پروردگار ما سوگند. گفت پس بچشید عذاب را به کیفر کفرى که مى ورزیدید و حقى که پنهان مى داشتید )) .
قَدْ خَسرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ...
در مجمع البیان مى گوید: هر چیزى را که ناگهانى پیش آید (( بغت )) گویند، مثلا گفته مى شود: (( بغتة الامر : فلان امر ناگهانى براى او پیش ‌ آمد )) . و به همین معنا است سایر مشتقات آن .
راغب هم در مفردات در باره معنى حسرت گفته است : (( حسر )) عبارت است از کنار زدن لباس از هر چیزى که ملبس به آن است ، گفته مى شود: (( حسرت عن الذراع : یعنى آستین را از ذراع بالا زدم )) و (( حاسر )) کسى را گویند که زره بر تن و کلاه جنگى بر سر نداشته باشد، و (( محسرة )) به معناى جاروب است تا آنجا که مى گویدخسته و فرسوده را هم که حاسر مى خوانند براى این است که اندازه توانائیش براى دیگران معلوم شده تا آنجا که مى گوید و حسرت به معناى اندوه و ندامت بر امرى است که فوت شده باشد، و ارتباط این معنا با معناى کشف از این راه است که گوید شخص اندوهناک برایش ‌ کشف شده و پى برده به جهلى که او را وادار نمود به ارتکاب کارى که مرتکب شده ، و یا از این راه است که قوایش از فرط اندوه و ندامت بر ما فات منحسر (ضعیف ) شده و یا از تدارک آن دچار حسر (خستگى ) گشته است ، این بود آن مقدارى که از کلام راغب در معناى کلمه حسر محل حاجت بود.
و نیز در باره معناى (( وزر )) مى گوید: (( وزر )) به فتح واو و زاءپناهگاه در کوه را گویند، در قرآن کریم هم که فرموده : (( کلا لا وزر الى ربک یومئذ المستقر )) به همین معنا آمده ، و (( وزر )) به کسر واو و سکون زاء به معناى سنگینى است ، و رابطه بین این لغت و لغت (( وزر )) شباهتى است که سنگینى با کوه دارد. و لذا گناه را هم (( وزر )) مى خوانند و هم از آن به ثقل تعبیر مى کنند.
از جمله آیاتى که در آن (( وزر )) به معنى گناه به کار رفته آیه (( لیحملوا اوزارهم کاملة )) مى باشد. همچنانکه در آیه (( و لیحملن اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم )) نیز به این معنا به کار رفته است .


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 7  صفحه : 78
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست