responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 5  صفحه : 458
ثانیا: جماعتى از مشایخ صوفیه در کلمات خود این اشتباه را کردند که طریقه معرفت نفس هر چند که طریقه اى است نو ظهور، و شرع مقدس ‌ اسلام آن را در شریعت خود نیاورده ، الا اینکه این طریقه مرضى خداى سبحان است ، و خلاصه این اشتباه این بود که من در آوردى خود را به خداى تعالى نسبت دادند، و دین تراشیدن و سپس آنرا به خدا نسبت دادن را فتح باب کردند، همان کارى را کردند که رهبانان مسیحیت در قرنها قبل کرده و روشهائى را از پیش خود تراشیده آنرا به خدا نسبت دادند، همچنانکه خداى تعالى ماجراى آنان را نقل کرده و مى فرماید: (( و رهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها )) .
اکثریت متصوفه این بدعت را پذیرفتند و همین معنا به آنها اجازه داد که براى سیر و سلوک رسم هائى و آدابى که در شریعت نامى و نشانى از آنها نیست باب کنند، و این سنت تراشى همواره ادامه داشت ، آداب و رسومى تعطیل مى شد و آداب و رسومى جدید باب مى شد، تا کار بدانجا کشید که شریعت در یک طرف قرار گرفت و طریقت در طرف دیگر، و برگشت این وضع بالمال به این بود که حرمت محرمات از بین رفت ، و اهمیت واجبات از میان رفت ، شعائر دین تعطیل و تکالیف ملغى گردید، یک نفر مسلمان صوفى جائز دانست هر حرامى را مرتکب شود و هر واجبى را ترک کند، (و خانقاه و زاویه جاى مساجد را بگیرد، خواننده محترم اگر سفر نامه ابن بطوطه را بخواند، مى بیند که در هر شهرى بنائى بنام زاویه بر پا بوده ، و از موقوفاتى که داشته اداره مى شده ، و صوفیان از هر جا وارد آن شهر مى شدند، در آن زاویه ها منزل مى کردند (( مترجم )) )، کم کم طائفه اى بنام قلندر پیدا شدند، و اصلا تصوف عبارت شد از بوقى و منتشایى و یک کیسه گدائى ، بعدا هم به اصطلاح خودشان براى اینکه فانى فى الله بشوند، افیون و بنگ و چرساستعمال کردند.

بنابر کتاب و سنت و وراى ظواهر شریعت باطنى هست که راه رسیدن به آن هماناعمل به آن ظواهر است
و اما آنچه که کتاب و سنت که راهنماى به سوى عقلند در این باب حکم مى کند این است که در ماوراى ظواهر شریعت حقائقى هست که باطن آن ظواهر است ، این معنا از کتاب و سنت قابل انکار نیست ، و نیز این معنا درست است که انسان راهى براى رسیدن به آن حقائق دارد، لیکن راه آن به کار بستن همین ظواهر دینى است ،

نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 5  صفحه : 458
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست