responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 185
و به عبارتى دیگر، عقیده که عبارت است از درک تصدیقى اگر در ذهن انسان پیدا شود این حاصل شدنش عمل اختیارى انسان نیست تا بشود فلان شخص را از فلان عقیده منع و یا در آن عقیده دیگر آزاد گذاشت بلکه آنچه در مورد عقاید مى شود تحت تکلیف درآید لوازم عملى آن است یعنى بعضى از کارها را که با مقتضاى فلان عقیده منافات دارد منع و بعضى دیگر را که مطابق مقتضاى آن عقیده است تجویز کرد مثلا شخصى را وادار کرد به اینکه مردم را به سوى فلان عقیده دعوت کند و با آوردن دلیل هاى محکم قانعشان کند که باید آن عقیده را بپذیرند و یا آن عقیده دیگر را نپذیرند و یا وادار کرد آن عقیده را با ذکر ادله اش به صورت کتابى بنویسد و منتشر کند. و فلان عقیده اى که مردم داشتند باطل و فاسد سازد اعمالى هم که طبق عقیده خود مى کنند باطل و نادرست جلوه دهد.
پس آنچه ((بکن )) و ((نکن )) برمى دارد لوازم عملى به عقاید است نه خود عقاید و معلوم است که وقتى لوازم عملى نامبرده با مواد قانون دایر در اجتماع مخالفت داشت و یا با اصلى که قانون متکى بر آن است ناسازگارى داشت حتما قانون از چنان عملى جلوگیرى خواهد کرد پس آیه شریفه ((لا اکراه فى الدین )) تنها در این مقام است که بفهماند اعتقاد اکراه بر دار نیست ، نه مى تواند منظور این باشد که اسلام کسى را مجبور به اعتقاد به معارف خود نکرده و نه مى تواند این باشد که ((مردم در اعتقاد آزادند)) و اسلام در تشریع خود جز بر دین توحید تکیه نکرده دین توحیدى که اصول سه گانه اش توحید صانع و نبوت انبیا و روز رستاخیز است و همین اصل است که مسلمانان و یهود و نصارا و مجوس و بالاخره اهل کتاب بر آن اتحاد و اجتماع دارند پس ‌ حریت هم تنها در این سه اصل است و نمى تواند در غیر آن باشد زیرا گفتیم آزادى در غیر این اصول یعنى ویران کردن اصل دین ، بله البته در این میان حریتى دیگر هست و آن حریت از جهت اظهار عقیده در هنگام بحث است که انشاءالله در فصل چهاردهم همین فصول در باره اش بحث خواهیم کرد.

10 - در مجتمع اسلامى راه بسوى تحول و تکامل چیست ؟
چه بسا بشود گفت که : گیرم سنت اسلامى سنتى است جامع همه لوازم یک زندگى باسعادت و گیرم که مجتمع اسلامى مجتمعى است واقعا سعادت یافته و مورد رشک همه جوامع عالم لیکن این سنت به خاطر جامعیتش و به خاطر نبود حریت در عقیده در آن باعث رکود جامعه و در جا زدن و باز ایستادنش از تحول و تکامل مى شود و این خود بطورى که دیگران هم گفته اند یکى از عیوب مجتمع کامل است چون سیر تکاملى در هر چیز نیازمند آن است که در آن چیز قواى متضادى باشد تا در اثر نبرد آن قوا با یکدیگر و کسر و انکسار آنها مولود جدیدى متولد شود،


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 185
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست