responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 212
روایاتى راجع به نزول سوره هل اتى در شاءن امیرالمؤ منین و فاطمه (علیهماالسّلام )
و نیز در همان کتاب آمده که ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که در تفسیر آیه ((و یطعمون الطعام على حبه ...)) گفته است ،این آیه در على بن ابى طالب و فاطمه دختر رسول اللّه (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نازل شده .
مؤ لف : نمى توان گفت از سوره مورد بحث تنها آیه مذکور در حق آن دو بزرگوار نازل شده ، زیرا آیات قبل و بعد آن نیز از نظر سیاق متصل به آن هستند، اگر آن آیه در مدینه نازل شده قطعا همه آنها در مدینه نازل شده است .
و در تفسیر کشاف است که از ابن عباس روایت آمده که حسن و حسین بیمار شدند، و رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) با جمعى از صحابه از ایشان عیادت کرد، مردم به على (علیه السلام ) گفتند چه خوب است براى بهبودى فرزندت - فرزندانت - نذرى کنى ، على و فاطمه ، و فضه کنیز آن دو نذر کردند که اگر کودکان بهبودى یافتند سه روز روزه بدارند، بچه ها بهبودى یافتند، و اثرى از آن کسالت باقى نماند.
بعد از بهبودى کودکان ، على از شمعون خیبرى یهودى سه من قرص جو قرض کرد، و فاطمه یک من آن را دستاس ، و سپس خمیر کرد، و پنج قرص نان به عدد افراد خانواده پخت ، و سهم هر کسى را جلوش ‌ گذاشت تا افطار کنند، در همین بین سائلى (به در خانه آمده ) گفت :سلام بر شما اهل بیت محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم )، من مسکینى از مساکین مسلمینم ، مرا طعام دهید که خدا شما را از مائده هاى بهشتى طعام دهد، خاندان پیامبر آن سائل را بر خود مقدم شمرده ، افطار خود را به او دادند، و آن شب را جز آب چیزى نخوردند، و شکم گرسنه دوباره نیت روزه کردند، هنگام افطار روز دوم طعام را پیش ‌ روى خود نهادند تا افطار کنند، یتیمى بر در سراى ایستاد، آن شب هم یتیم را بر خود مقدم و در شب سوم اسیرى آمد، و همان عمل را با او کردند.
صبح روز چهارم که شد على دست حسن و حسین را گرفت ، و نزد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) آمدند، پیامبر اکرم وقتى بچه ها را دید که چون جوجه ضعیف از شدت گرسنگى مى لرزند، فرمود: چقدر بر من دشوار مى آید که من شما را به چنین حالى ببینم ، آنگاه با على و کودکان به طرف فاطمه رفت ، و او را در محراب خود یافت ، و دید که شکمش از گرسنگى به دنده هاى پشت چسبیده (در نسخه اى دیگر آمده که شکمش به پشتش چسبیده )، و چشمهایش گود افتاده از مشاهده این حال ناراحت شد، در همین بین جبرئیل نازل شد، و عرضه داشت : این سوره را بگیر، خدا تو را در داشتن چنین اهل بیتى تهنیت مى گوید، آنگاه سوره را قرائت کرد.



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 212
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست