responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 206
و اگر در آیه ((و یخافون یوما کان شره مستطیرا)) نسبت ترس آنان را به خود قیامت داد، براى این بود که گوینده این سخن خود آنان نبودند، بلکه خداى تعالى است که قبل از این آیه شداید آن روز را به خودش ‌ نسبت داده ، و فرموده بود: ((انا اعتدنا للکافرین سلاسل ...))
و کوتاه سخن اینکه : مساءله خوفى که این طایفه در گفتار خود آوردند، خوف در مقام عمل است ، چون حساب عمل بنده با خدا است ، و بندگى لازمه لاینفک انسان است ، انسان به هر درجه از کمال برسد، و حتى به مقام عصمت و بى گناهى هم اگر برسد، باز هم بنده است ، و بنده ممکن نیست از خوف پروردگارش تهى باشد، همچنان که فرمود: ((ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم )).
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شرَّ ذَلِک الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضرَةً وَ سرُوراً

((وقایه )) به معناى حفظ کردن و از اذیت جلوگیرى نمودن است ، و وقتى گفته مى شود: ((فلان لقى فلان بکذا))، معنایش این است که با او به چنین وضعى رو به رو شد، و کلمه ((نضره )) به معناى بهجت و خوش رویى ، و کلمه سرور در مقابل اندوه است .
و معناى آیه این است که خداى تعالى ایشان را حفظ و شر آن روز را از ایشان منع کرد، و با بهجت و سرور با ایشان روبرو شد، پس این طایفه در آن روز خوشحال و مسرورند، همچنان که در جاى دیگر فرمود ((وجوه یومئذ ناضره )).
وصف نعمت هاى بهشتى ابرار که در مقابل صبرشان در راه خدا داده شده اند
وَ جَزَاهُم بِمَا صبرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً

منظور از ((صبر)) صبرشان در برابر مصیبت ، و در برابر اطاعت ، و از معصیت است ، چون این طایفه در زندگى دنیا به جز وجه پروردگارشان طلبى نداشتند، اراده او را بر خواست خود مقدم مى داشتند، در نتیجه در برابر آنچه او براى آنان مقدر کرده بود، و هر محنت و مصیبتى که براى آنان خواسته بود صبر مى کردند، و نیز بر امتثال هر فرمانى که به ایشان داده بود، و بر ترک هر عملى که ایشان را از آن نهى کرده بود صبر مى کردند، هر چند که با خواست خودشان مخالف بود، و لذا خداى تعالى مشقت و زحمتى را که در راه بندگى او تحمل کرده بودند به نعمت و راحت مبدل کرد.



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 20  صفحه : 206
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست