responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 16  صفحه : 548
((اعملوا آل داود شکرا(( - این جمله خطاب به سلیمان ، و سایر افراد دودمان داوود است که با سلیمان بودند، به ایشان مى فرماید خدا را بندگى کنند، تا شکر او را به جاى آورده باشند. ((و قلیل من عبادى الشکور(( این جمله یا مى خواهد مقام شاکران را بالا ببرد، و بفرماید کسانى که خدا را همواره شکر بگویند، اندکند تنها افراد انگشت شمار و معدودى از آنان چنینند، و یا مى خواهد حکم قبلى را تعلیل کند، و بفرماید: این که به شما آل داوود گفتیم شکر بگزارید، براى این است که خواستیم عده شکرگزاران زیاد شوند، چون شکرگزاران ، خیلى کم هستند پس عده آنها را زیاد کنید
اشاره به مرگ سلیمان (ع ) در حالى که به عصاى خود تکیه داده بود
فَلَمَّا قَضیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْت مَا دَلهَُّمْ عَلى مَوْتِهِ إِلا دَابَّةُ الاَرْضِ تَأْکلُ مِنسأَتَهُ

مراد از ((دابه الارض (( - به طورى که در روایت آمده - حشره معروف به موریانه است ، که چوبها و پارچه ها را مى خورد، و مراد از ((منساه (( عصا است ، و اینکه فرموده : ((فلما خر تبینت الجن ان لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا فى العذاب المهین (( کلمه ((خر(( از خرور است ، که به معناى به خاک افتادن است
از سیاق استفاده مى شود که سلیمان در حالى که تکیه به عصا داشته ، از دنیا رفته ، و کسى متوجه مردنش نشده ، و همچنان در حال تکیه به عصا بوده ، و از انس و جن کسى متوجه واقع مطلب نبوده ، تا آنکه خداوند موریانه اى را ماءمور مى کند، تا عصاى سلیمان را بخورد، و عصا از کمر بشکند، و سلیمان به زمین بیفتد، آن وقت مردم متوجه شدند، که وى مرده است ، و جن به دست آورد و گفت اى کاش علم غیب مى داشت ، چون اگر علم به غیب مى داشت ، تا به امروز درباره مرگ سلیمان در اشتباه نمى ماند، و این عذاب خوار کننده را بیهوده تحمل نمى کرد
داستان قوم ((سباء(( که متنعم بودند و کفران نمودند و هلاک و نابود گشتند
لَقَدْ کانَ لِسبَإٍ فى مَسکَنِهِمْ ءَایَةٌ جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَ شِمَالٍ ...

مردم سبا قومى قدیمى از عرب بودند، که در یمن زندگى مى کردند، و نام سبا - به طورى که گفته اند -: نام پدر بزرگ ایشان ، سبا پسر یشحب ، پسر یعرب پسر قحطان است ، و منظور از جمله ((عن یمین و شمال (( سمت راست و چپ آبادى ایشان است
((کلوا من رزق ربکم (( - در این جمله امر مى کند رزق پروردگارتان را از این دو مزرعه بخورید، و این کنایه است از اینکه این دو مزرعه از جهت حاصلخیزى تمامى اقتصاد آن مردم را اداره مى کرده ، آنگاه بعد از امر به خوردن رزق ، امر به شکر پروردگار مى کند، که چنین نعمتى و رزقى مرحمت کرده ، و چنین سرزمینى به آنها داده ((بلده طیبه و رب غفور(( شهرى پاکیزه و ملایم طبع ، و حاصلخیز، و پروردگارى آمرزنده ، که بسیار مى آمرزد، و با یک گناه و دو گناه و ده گناه بنده خود را مواخذه نمى نماید



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 16  صفحه : 548
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست