responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 15  صفحه : 386
مؤ منى را به علت اینکه به رحمت و مغفرت او ایمان دارد بیامرزد، قطعا رحمت و مغفرت او اولین کسى را که فتح باب ایمان کرده و راه را براى دیگران هموار ساخته وا نمى گذارد.
قسمت دیگر داستان موسى علیه السّلام : کوچ شبانه بنىاسرائیل از مصر و غرق و هلاک فرعون و فرعونیان
وَ أَوْحَیْنَا إِلى مُوسى أَنْ أَسرِ بِعِبَادِى إِنَّکم مُّتَّبَعُونَ
از اینجا قسمت دوم داستان موسى (علیه السلام ) و فرعون شروع مى شود و آن عبارت است از چگونگى نابودى و عذاب فرعون به کیفر اینکه دعوت موسى و هارون را رد کرد و قسمت اول آن عبارت بود از رسالت موسى و هارون به سوى وى و دعوتش به دین توحید.
کلمه ((اسر)) امر از اسراء است ، که به معناى سیر دادن و کوچ دادن در شب است و مراد از ((عبادى ))، بنى اسرائیل است و این تعبیر نوعى احترام از ایشان است و جمله ((انکم متبعون )) تعلیل امر و دستور به اسراء است که حاصل آن این مى شود: بنى اسرائیل را شبانه حرکت بده تا آل فرعون هم دنبال شما راه بیفتند.
و از این جمله به خوبى بر مى آید که خداى تعالى از این فرمان خود منظورى دارد و در این دستور فرج و گشایشى براى بنى اسرائیل هست ، که در آیه ((فاسر بعبادى لیلا انکم متبعون و اترک البحر رهوا انهم جند مغرقون )) به این منظور و نقشه تصریح شده است .
فَأَرْسلَ فِرْعَوْنُ فى الْمَدَائنِ حَشِرِینَ... ثُمَّ أَغْرَقْنَا الاَخَرِینَ
داستان غرق شدن فرعونیان و نجات یافتن بنى اسرائیل به دست موسى (علیه السلام ) را در طى چهارده آیه آورده ، که البته حرفهاى زیادى قصه و آنچه که از سیاق کلام استفاده مى شود و احتیاجى به ذکرش نبوده حذف کرده است . از آن جمله است بیرون شدن شبانه موسى و بنى اسرائیل از مصر، که همین جمله گذشته که مى فرمود: ((ان اسر بعبادى )) بر آن دلالت مى کرد و بر همین قیاس سایر مطالب ریز داستان ، حذف شده است .
((فارسل فرعون )) - یعنى موسى (علیه السلام ) بندگان مرا شبانه ازمصر بیرون آورد و چون فرعون خبردار شد مردانى را به شهرهایى که در تحت فرمان او بودند فرستاد حاشرین تا مردم را کوچ دهند. و یکجا جمع کنند و به مردم بگویند: ((ان هولاء)) یعنى بنى اسرائیل ((لشرذمه قلیلون )) جمعیتى اندکند، کلمه ((شرذمه )) تتمه مختصرى را گویند که از چیزى باقى مانده باشد و اگر با اینکه خود کلمه اندک بودن را مى رساند، مع ذلک به لفظ قلیل توصیف کرده ، به منظور تاءکید قلت بوده ، تا معناى بسیار قلیل را بدهد. ((و انهم لنا لغائظون )) کارهایى مى کنند که ما را به غیظ در مى آورند، ((و انا لجمیع )) و ما همگى بر این


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 15  صفحه : 386
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست