responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 13  صفحه : 429

فخر فروشى وتکبر ثروتمند غافل در برابر رفیق مؤ من خود
فَقَالَ لِصحِبِهِ وَ هُوَ یحَاوِرُهُ أَنَا أَکْثرُ مِنک مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً(34)
((محاورة (( به معناى مخاطبه ورودر روى یکدیگر گفت وشنود کردن است . وکلمه ((نفر(( به معناى اشخاصى است که به نوعى ملازم با کسى باشند، واگر نفرشان نامیده اند، چون اگر آن شخص کوچ کند اینها نیز مى کنند (چون کلمه ((نفر(( به معناى کوچ کردن است ) وبه همین جهت بعضى از مفسرین کلمه مذکور را در آیه به معناى خدم واولاد گرفته اند بعضى دیگر به قوم وعشیره معنا کرده اند. ولى معناى اولى با مطلبى که خداى تعالى از رفیق صاحب باغ حکایت مى کند که گفت : ((ان ترن انا اقل منک مالا وولدا(( سازگارتر است ، چون در اینجا در قبال مال به جاى نفر، اولاد را ذکر کرده ، ومعنایش این مى شود که : آن شخص که برایش باغها قرار دادیم به رفیقش در حالى که با او گفتگووبحث مى کرد گفت : ((من از تومال بیشترى دارم ، وعزتم از نظر نفرات یعنى اولاد وخدم از عزت توبیشتر است ((
واین سخن خود حکایت از پندارى مى کند که اوداشته وبا داشتن آن از حق منحرف گشته ، چون گویا خود را در آنچه خدا روزیش کرده - از مال واولاد - مطلق التصرف دیده که احدى در آنچه از اواراده کند نمى تواند مزاحمش شود، در نتیجه معتقد شده که به راستى مالک آنها است ، واین پندار تا اینجایش عیبى ندارد، ولیکن اودر اثر قوت این پندار فراموش کرده که خدا این املاک را به وى تملیک کرده است ، و الان باز هم مالک حقیقى همواست ، واگر خداى تعالى از زینت زندگى دنیا که فتنه وآزمایشى مهم است به کسى مى دهد، براى همین است که افراد خبیث از افراد طیب جدا شوند. آرى این خداى سبحان است که میان آدمى وزینت زندگى دنیا این جذبه وکشش را قرار داده تا اورا امتحان کند، وآن بى چاره خیال مى کند که با داشتن این زینت ها حاجتى به خدا نداشته منقطع از خدا ومستقل به نفس است ، وهر چه اثر وخاصیت هست ، در همین زینتهاى دنیوى واسباب ظاهرى است که برایش مسخر شده .
در نتیجه خداى سبحان را از یاد برده به اسباب ظاهرى رکون واعتماد مى کند، واین خود همان شرکى است که از آن نهى شده . از سوى دیگر وقتى متوجه خودش مى شود که چگونه وبا چه زرنگى وفعالیتى در این مادیات دخل وتصرف مى کند به این پندارها دچار مى شود که زرنگى و فعالیت از کرامت وفضیلت خود اواست ، از این ناحیه هم دچار مرضى کشنده مى گردد، وآن تکبر بر دیگران است .


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 13  صفحه : 429
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست