responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 12  صفحه : 129
و منشا این اختلاف در تفسیر تبدیل ، اختلاف روایاتى است که در تفسیر این آیه آمده است .و اختلاف روایات در صورتى که معتبر باشند، خود بهترین شاهد است بر اینکه ظاهر آیه شریفه مقصود نیست ، و این روایات به عنوان مثل آمده است .
دقت کافى در آیاتى که پیرامون تبدیل آسمانها و زمین بحث مى کند این معنا را مى رساند که این مساله در عظمت به مثابه اى نیست که در تصور بگنجد، و هر چه در آن باره فکر کنیم - مثلا تصور کنیم زمین نقره و آسمان طلاشود و یا بلندیها و پستى هاى زمین یکسان گردد و یا کره زمین یک پارچه نان پخته گردد باز آنچه را که هست تصور نکرده ایم .
و این گونه تعبیرها تنها در روایات نیست ، بلکه در آیات کریمه قرآن نیز آمده است ، مانند آیه ((و اشرقت الارض بنور ربها)) و آیه ((و سیرت الجبال فکانت سرابا)) و آیه ((و ترى الجبال تحسبها جامده و هى تمر مرالسحاب )) - البته در صورتى که مربوط به قیامت باشد - و همچنین آیاتى دیگر، که مانند روایات از نظامى خبر مى دهد که ربط و شباهتى به نظام معهود دنیوى ندارد، چون پر واضح است که روشن شدن زمین به نور پروردگارش غیر از روشن شدن به نور آفتاب و ستارگان است .و همچنین سیر و به راه افتادن کوهها در آن روز غیر از سیر در این نشاه است ، زیرا سیر کوه در این نشاه نتیجه اش متلاشى شدن و از بین رفتن آنست ، نه سراب شدن آن ، همچنین بقیه آیات وارده در باب قیامت .و ما امیدواریم خداى سبحان توفیقمان دهد که در این معانى بحث مفصلى ایراد کنیم - ان شاء الله تعالى .
معناى بروز و ظهور خلق براى خداوند در روز قیامت (و برزو الله الواحد القهار)
و معناى بروزشان براى واحد قهار با اینکه تمامى موجودات همیشه براى خداى تعالى ظاهر و غیر مخفى است ، این است که آن روز تمامى علل و اسبابى که آنها را از خدایشان محجوب مى کرد از کار افتاده ، دیگر آن روز، با دید دنیائیشان هیچ یک از آن اسباب را که در دنیا اختیار و سرپرستى آنان را در دست داشت نمى بینند، تنها و تنها سبب مستقلى که موثر در ایشان باشد خداى را خواهند یافت ، همچنان که آیات بسیارى بر این معنا دلالت دارد و مى رساند که در قیامت مردم به هیچ جا ملتفت نشده و به هیچ جهتى روى نمى آورند، نه با بدنهایشان و نه با دلهایشان ، و نیز به احوال آن روزشان و به احوال و اعمال گذشته شان توجه نمى کنند، الا اینکه خداى سبحان را حاضر و شاهد و مهیمن و محیط بر آن مى یابند.

ترجمه تفسیر المیزان جلد 12 صفحه .13
دلیل بر این معانى که گفتیم توصیف خداى سبحان است در آیه مورد بحث به ((واحد قهار)) که این توصیف به نوعى غلبه و تسلط اشعار دارد، پس بروز مردم براى خدا در آن روز ناشى از این است که خدا یکتاست ، و تنها اوست که وجود هر چیز قائم به او است ، و تنها اوست که هر موثرى غیر خودش را خرد مى کند، پس چیزى میان خدا و ایشان حائل نیست ، و چون حائل نیست پس ایشان براى خدا بارزند، آنهم بارز مطلق .
وَ تَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئذٍ مُّقَرَّنِینَ فى الاَصفَادِ سرَابِیلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
کلمه ((مقرنین )) از ماده ((تقرین )) است که به معناى جمع نمودن چیزى است با فرد دوم همان چیز (و خلاصه قرین کردن میان دو چیز است ).و کلمه ((اصفاد)) جمع ((صفد)) است که به معناى غل و زنجیر مى باشد که با آن دستها را به گردن مى بندند.ممکن هم هست به معناى مطلق زنجیر باشد که دو نفر اسیر را با هم جمع مى کند و قرین مى سازد.و کلمه ((سرابیل )) جمع ((سربال )) است که به معناى پیراهن مى باشد.و کلمه قطران چیزى سیاه رنگ و بدبو است که به شتران مى مالند، و در قیامت آن قدر بر بدن مجرمین مى مالند که مانند پیراهن بدنشان را بپوشاند.و کلمه ((تغشى )) از ((غشاوه )) - به فتح غین - به معناى پوشیدن مى باشد.وقتى گفته مى شود:((غشى ، یغشى ، غشاوه )) یعنى آن را پوشانید و در لفافه پیچید، و معناى این دو آیه روشن است .
پاداش و کیفر هر نفسى همان کرده هاى نیک و بد خود او است
لِیَجْزِى اللَّهُ کلَّ نَفْسٍ مَّا کَسبَت إِنَّ اللَّهَ سرِیعُ الْحِسابِ
معناى آیه روشن است .و ظاهر این آیه دلالت مى کند بر اینکه پاداش و کیفر هر نفسى همان کرده هاى نیک و بد خود اوست ، چیزى که هست صورتش فرق کند.بنا بر این ، آیه مورد بحث جزو آیاتى است که اوضاع و احوال قیامت را نتیجه اعمال دنیا مى داند.
آیه شریفه نخست جزاى اعمال را در روز جزاء بیان نموده و سپس انتقام اخروى خدا را معنا مى کند و مى فهماند که انتقام او از قبیل شکنجه دادن مجرم بخاطر رضایت خاطر نیست ، بلکه از باب به ثمر رساندن کشته اعمال است .و به عبارت دیگر از باب رساندن هر کسى به عمل خویش ‌ است .
و اگر این معنا را با جمله ((ان الله سریع الحساب )) تعلیل نموده ، براى اشاره به این نکته است که پاداش مذکور بدون فاصله و مهلت انجام مى شود،



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 12  صفحه : 129
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست