responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ميزان الحكمه نویسنده : المحمدي الري شهري، الشيخ محمد    جلد : 11  صفحه : 156

19437.عنه عليه السلام : تَكثُّرُكَ بما لا يَبقى لَكَ و لا تَبقى لَهُ مِن أعظَمِ الجَهلِ . [1]

19438.عنه عليه السلام : فلا يَغُرَّنَّكَ سَوادُ النّاسِ مِن نَفسِكَ ، و قَد رأيتَ مَن كانَ قَبلَكَ مِمَّن جَمَعَ المالَ ، و حَذِرَ الإقلالَ ، و أمِنَ العَواقِبَ ـ طُولَ أمَلٍ و استِبعادَ أجَلٍ ـ كيفَ نَزَلَ بهِ المَوتُ فأزعَجَهُ عَن وَطنِهِ ... أ ما رَأيتُمُ الّذينَ يأمُلُونَ بَعيدا ، و يَبنونَ مَشِيدا ، و يَجمَعونَ كثيرا؛ كيفَ أصبَحَت بُيوتُهُم قُبورا ، و ما جَمَعوا بُورا ، و صارَت أموالُهُم للوارِثينَ ، و أزواجُهُم لقَومٍ آخَرِينَ ؟ ! [2]

19439.الإمامُ الباقرُ عليه السلام : أتى أبا ذرٍّ رجُلٌ فبَشّرَهُ بغَنَمٍ لَهُ قد وَلَدَت ، فقالَ : يا أبا ذرٍّ، أبشِرْ فقد وَلَدَت غَنَمُكَ و كَثُرَت ! فقالَ : ما يَسُرُّني كَثرَتُها فما اُحِبُّ ذلكَ ! فما قَلَّ و كفى أحَبُّ إلَيَّ ممّا كَثُرَ و ألهى . [3]

19440.عنه عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عنِ الدَّنانيرِ و الدَّراهِمِ و ما: هِيَ خَواتِيمُ اللّه ِ في أرضِهِ ، جَعَلَها اللّه ُ مَصلَحةً لِخَلقِهِ و بها تَستَقيمُ شُؤونُهُم و مَطالِبُهُم ، فمَن أكثَرَ لَهُ مِنها فقامَ بحَقِّ اللّه ِ تعالى فيها و أدّى زكاتَها فذاكَ الّذي طابَت و خَلصَت لَهُ، و مَن أكثَرَ لَهُ مِنها فبَخِلَ بها و لَم يُؤدِّ حَقَّ اللّه ِ فيها و اتَّخَذَ مِنها الآنيَةَ فذاكَ الّذي حَقَّ علَيهِ وَعيدُ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ في كتابِهِ، قالَ اللّه ُ : «يَومَ يُحْمى علَيها في نارِ جَهَنّمَ فتُكْوى بِها جِباهُهُمْ و جُنُوبُهُمْ و ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لأنفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنتُمْ تَكْنِزونَ» [4] . [5]

19437.امام على عليه السلام : افزودن بر چيزى (تفاخر به زياد داشتن چيزى) كه نه آن براى تو مى ماند و نه تو برايش مى مانى، از بزرگترين نادانى است.

19438.امام على عليه السلام : انبوهىِ مردم تو را نفريبد و از خويشتن غافل نسازد، در حالى كه ديده اى پيش از تو كسانى بودند كه، بر اثر آرزوى دراز و دور ديدن مرگ، مال و ثروت گرد آوردند و از نا داراى پرهيز كردند و از عواقب [آن]خود را ايمن پنداشتند. چگونه مرگ بر آنان فرود آمد و ايشان را از وطنشان بيرون راند... آيا نديديد كسانى را كه آرزوى دراز داشتند و ساختمان هاى استوارى ساختند و مال فراوان گرد آوردند، چگونه گورها، خانه هاى آنان شد و آنچه گرد آورده بودند تباه گرديد و اموالشان نصيب ميراث خواران شد و زنانشان از آنِ ديگران شدند!

19439.امام باقر عليه السلام : مردى نزد ابوذر آمد و به او بشارت داد كه گوسفندانش زاييده اند و گفت : اى ابوذر! مژده كه گوسفندانت زاييدند و زياد شدند! ابوذر گفت : زياد بودن آنها مرا خوشحال نمى كند. چون آن را دوست ندارم! مالى را كه كم باشد امّا بسنده، بيشتر دوست دارم از مالى كه زياد باشد امّا [از ياد خدا] غافل سازد.

19440.امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از درهم ها و دينارها و وظيفه مرفرمود : اين ها خاتم هاى خدا در زمين اويند. خداوند آنها را براى مصلحت (تمشيت امور)آفريدگانش قرار داده است و با اين درهم و دينارهاست كه امور و كسب و كار آنها رو به راه مى شود. پس، كسى كه درهم و دينار زيادى داشته باشد و حقّ و حقوق خداى متعال را در آنها بگزارد و زكاتش را بپردازد، اين درهم ها و دينارها براى او گوارا و پاكيزه است و هركه درهم و دينار زيادى جمع كند و بخل ورزد و حقّ و حقوقى را كه خداوند در آنها دارد نپردازد و از آنها ظرف و ظروف بسازد، آن تهديدى كه خداوند عزّ و جلّ در كتاب خود كرده سزاوار اوست. خداوند مى فرمايد : «روزى كه آن [گنجينه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و گويند :] اين است آنچه براى خود اندوختيد. پس، كيفر آنچه را مى اندوختيد بچشيد».


[1] غرر الحكم : 4576 .

[2] نهج البلاغة : الخطبة 132 .

[3] بحار الأنوار : 74/102/57 .

[4] التوبة : 35 .

[5] الأمالي للطوسي : 520/1144 .

نام کتاب : ميزان الحكمه نویسنده : المحمدي الري شهري، الشيخ محمد    جلد : 11  صفحه : 156
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست