responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فرهنگ نامه علوم قرآن نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی    جلد : 1  صفحه : 2301

دُرّة العِقْد قرآن

سوره يوسف

(دُرّة العِقْد قرآن)

(دوازدهمين سوره قرآن)

تمام آيات اين سوره جز چند آيه آخر همگى سرگذشت جالب و عبرت‌انگيز حضرت يوسف (ع) را بيان مى‌کنند؛ به همين دليل، اين سوره به نام آن حضرت نامگذارى شده است.

غرض اين سوره بيان ولايتى است كه خداوند نسبت به بنده‌اش دارد، البته آن بنده‌اش كه ايمان خود را خالص، و دلش را از محبت او پر كرده و ديگر جز به سوى او به هيچ سوى ديگرى توجه نداشته باشد. آرى، چنين بنده‌اى را خداوند خودش عهده‌دار امورش شده، او را به بهترين وجهى تربيت مى‌كند، و راه نزديك شدنش را هموار، و از جام محبت سرشارش مى‌كند، آن چنان كه او را خالص براى خود مى‌سازد و به زندگى الهى خود زنده‌اش مى‌كند، هر چند اسباب ظاهرى همه در هلاكتش دست به دست هم داده باشند، او را بزرگ مى‌كند هر چند حوادث او را خوار بخواهند، عزيزش مى‌كند هر چند نوائب و ناملايمات روزگار او را به سوى ذلت بكشاند و قدر و منزلتش را منحط سازد.

خداوند اين غرض را در خلال بيان داستان يوسف تامين نموده و در هيچ سوره‌اى از قرآن كريم هيچ داستانى به مانند داستان يوسف بطور مفصل و از اول تا به آخر نيامده. علاوه، در اين سوره غير از داستان يوسف داستان ديگرى هم نيامده، و سوره‌اى است مخصوص به يوسف (ع) .

آرى، يوسف بنده‌اى بود خالص در بندگى، و خداوند او را براى خود خالص كرده بود، و به عزت خود عزيزش ساخته بود با اين كه تمامى اسباب بر ذلت و خواريش اجتماع كرد و او را در مهلكه‌ها انداخت، و خداوند او را از همان راهى كه به سوى هلاكتش مى‌كشانيد به سوى زندگى و حياتش مى‌برد.

برادرانش بر او حسد بردند و او را در چاه دور افتاده‌اى افكندند، و سپس به پول ناچيزى فروخته، و خريداران او را به مصر بردند و در آنجا به خانه سلطنت و عزت راه يافت. آن كس كه در آن خانه ملكه بود، با وى بناى مراوده را گذاشت و او را نزد عزيز مصر متهم ساخت، و چيزى نگذشت كه خودش نزد زنان اعيان و اشراف مصر اقرار به پاكى و برائت وى كرد. دوباره اتهام خود را دنبال نموده او را به زندان انداخت، و همين سبب شد كه يوسف مقرب درگاه سلطان گردد. و نيز همان پيراهن خون‌آلودش كه باعث نابينايى پدرش يعقوب شد، همان پيراهن در آخر باعث بينايى او گرديد، و به همين قياس تمامى حوادث تلخ وسيله ترقى او گشته، به نفع او تمام شد.

و كوتاه سخن، هر پيشامدى كه در طريق تكامل او سد راهش مى‌شد خداوند عين همان پيشامد را وسيله رشد و پخته شدن او و باعث موفقيت و رسيدن به هدفش قرار داد، و همواره خدا او را از حالى به حالى تحول مى‌داد تا آنجا كه او را ملك و حكمت ارزانى داشته او را برگزيد، و تاويل احاديث را به او بياموخت، و نعمت خود را بر او تمام نمود، همانطورى كه پدرش به او وعده داده بود.

خداوند داستان آن جناب را از خوابى كه در ابتداى امر و در كودكى در دامن پدر ديده بود آغاز نمود. آرى، رؤياى او از بشارت‌هاى غيبى بود كه بعدها آن را خارجيت داده، و با تربيت الهى كه مخصوص يوسف بود كلمه او را كامل گردانيد. آرى، سنت خداى تعالى در باره اوليائش همين بوده كه هر يك از ايشان را در تحت تربيت خاصى پرورش دهد هم چنان كه فرموده: أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى‌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.

و در جمله‌اى كه بعد از رؤياى يوسف و تعبير پدرش آورده و فرموده: لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ اشعار به اين معنا دارد كه گويا اشخاصى از رسول خدا (ص) داستان يوسف و يا مطلبى را سؤال كرده بودند كه با اين داستان ارتباط داشته، و اين اشعار مؤيد آن رواياتى است كه مى‌گويد قومى از يهود، مشركين مكه را وادار كردند تا نزد رسول خدا (ص) شده از سبب انتقال بنى اسرائيل به مصر پرسش كنند- چون بنى اسرائيل فرزندان يعقوب بودند كه خود ساكن سرزمين شام بودند- مشركين هم اين سؤال را در ميان نهادند، و در جوابشان اين سوره نازل شد.

بنا بر اين، غرض اين سوره، بيان داستان يوسف (ع) و داستان آل يعقوب است. خداوند با بيان اين داستان غرض عالى از آن را استخراج كرده است و آن مساله ولايت خداى تعالى نسبت به بندگان مخلص است كه در ابتداء و خاتمه اين سوره بطور چشم‌گيرى منعكس است.

ويژگي‌هاى سوره يوسف:

1. اين سوره 111 آيه، 1766، 1776 يا 1795 کلمه و 7166 يا 7305 حرف دارد.

2. پنجاه و سومين سوره‌اى بود که نازل شد و در قرآن دوازدهمين سوره است.

3. پس از سوره هود و پيش از سوره حِجر نازل شد و مکى به شمار مى‌آيد؛ به جز آيات 1، 2، 3 و 7 که گفته شده مدنى است؛ اما کمى دقت درارتباط اين چهار آيه با آيات ديگر نشان مى‌دهد نمى‌توان آن‌ها را از بقيه آيات اين سوره تفکيک کرد. بنابراين، احتمال نزول اين چهار آيه در مدينه بسيار ضعيف است.

4. از سوره‌هاى مئين و ششمين سوره از سوره‌هاى مقطعات است.

5. در اين سوره آيه ناسخ و منسوخى وجود ندارد.

6. فرقه «عجارده» اين سوره را جزو قرآن ندانسته‌اند.

7. تنها سوره‌اى است که بيش از يکصد آيه دارد و نامى از بهشت و جهنم در آن نيامده است.

آن بخش از زندگى حضرت يوسف (ع) که در اين سوره آمده عبارت است از:

1. رؤياى حضرت يوسف (ع) و تعبير آن؛

2. حضرت يوسف (ع) قربانى حسادت برادران؛

3. از دامن پرمهر پدر تا قعر چاه؛

4. از قعر چاه تا بردگي؛

5. از بردگى تا خانه عزيز مصر؛

6. دام عشق زليخا براى حضرت يوسف (ع) ؛

7. رؤياى زندانيان و تعبير حضرت يوسف (ع) ؛

8. رؤياى پادشاه و تعبير حضرت يوسف (ع) ؛

9. از زندان تا دربار عزيز مصر؛

10. ديدار برادران با حضرت يوسف (ع) ؛

11. ديدار حضرت يوسف و حضرت يعقوب (ع) .


[1]سخاوي ، علي بن محمد ، 558-643ق.;جمال القراء و كمال الاقراء;جلد1;صفحه 442
[2]مكارم شيرازي ، ناصر ، 1305 -;تفسير نمونه;جلد9;صفحه 292
[3]جمعي از محققان;علوم القرآن عندالمفسرين;جلد1;صفحه 316
[4]هاشم زاده هريسي ، هاشم ، 1317 -;شناخت سوره هاى قرآن;صفحه 194
[5]فيروز آبادي ، محمد بن يعقوب ، 729 - 817ق;بصائرذوى التمييزفى لطائف الكتاب العزيز;جلد1;صفحه 254
[6]راميار ، محمود ، 1301 - 1363;تاريخ قرآن;صفحه 584
[7]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، 849 - 911ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد1;صفحه 41
[8]زركشي ، محمد بن بهادر ، 745 - 794ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد1;صفحه 255و193
[9]طباطبايي ، محمد حسين ، 1281 - 1360;الميزان في تفسير القرآن;جلد11;صفحه 73
نام کتاب : فرهنگ نامه علوم قرآن نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی    جلد : 1  صفحه : 2301
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست