responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : منشور جاويد نویسنده : سبحانی، جعفر    جلد : 5  صفحه : 198

اوّلا: در همه انسانها استعداد اتصال به عالم عقول و تحول به وجود عقلى نيست، بلكه غالب انسانها حالت بدنى و تعلق به جسم بر آنها مستولى است و هيچگاه اين افراد به عالم عقول و مفارقات نخواهند پيوست، در اين صورت زندگى با اين بدن مثالى كاملاً يك نوع زندگى انگلى و بى ملاك است.

ثانياً :لازمه اين فرض اين است كه انسانهاى متكامل و يا حتى متوسط روزگارى با اين بدن بسر برده ولى پس از رفع نياز اين بدن را رها كرده و به عالم عقول خواهند پيوست و در اين صورت معاد جسمانى به صورت موقت جلوه گر خواهد شد و نه يك معاد جسمانى دايمى.

ب. از نظر صدرالمتألهين عوالم سه گانه، عالمهاى تو در تو است، عالم عقل ريشه در عالم مثال و در نتيجه ريشه در عالم طبيعت دارد و همچنين عالم مثال در عين تحقق ريشه در عالم طبيعت دارد و اين عوالم سه گانه، عوالم جدا از يكديگر و در عرض يكديگر نيست، بلكه عالم هايى است در طول يكديگر و به تعبير ارسطو«الكل فى الكل» بنابراين نفس در جهان طبيعت داراى هر سه مرتبه مى باشد ريشه در عالم طبيعت كه مبدأ حيات غريزى و حيات حيوانى مى باشد و ريشه در عالم مثال كه صور مجرد حسى را درك مى كند و ريشه در عالم عقول كه مفاهيم كلى وحقايق مرسله را درك مى نمايد، در اين صورت اين احتمال پيش مى آيد كه چرا در سراى ديگر (البته پس از نفخ صور) كه بدن از توان و قدرت بيشترى برخوردار مى باشد اين حالت«جمع الجمعى» را حفظ نكند، و در عين حشر با بدن مثالى بدن عنصرى را مورد توجه قرار داده و او را هم دارا باشد (زيرا فرض اين است كه اين دو بدن در طول يكديگرند نه در عرض يكديگر). و در عين تدبير بدن طبيعى و حشر با بدن مثالى، توجهى به عالم عقول نيز داشته باشد.

و به عبارت روشن تر همين طور كه عالم عقول مدبر عالم نفوس و مدبر

نام کتاب : منشور جاويد نویسنده : سبحانی، جعفر    جلد : 5  صفحه : 198
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست