فرمت PDF شناسنامه صفحه‌اصلی
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
نام کتاب : دانشنامه بزرگ اسلامی نویسنده : مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی    جلد : 6  صفحه : 2461
ابوالفضل ختلی
جلد: 6
     
شماره مقاله:2461

اَبوالفَضل خُتَلي، محمدبن حسن، عارف و زاهد سده‌هاي 4-5/10-11م خراسان و پير و استاد علي بن عثمان هجويري، شهرت وي به ختلي به سبب انتساب او به ختل يا ختلان (ناحيه‌اي در شمال خراسان،ميان وخشاب و جيحون) است (نك‌: عبدالمؤمن، 1/452؛ لسترنج، 466).تاريخ ولادت وي دانسته نيست، ‌ولي اگر سال 453ق را كه سرور لاهوري براي وفات او ذكر كرده است (2/231) بپذيريم، تاريخ تولد وي را مي‌توان به‌طور تقريب در اواسط نيمه دوم سده 4ق دانست زيرا هجويري از عزلت 60 ساله و عمر طولاني ابوالفضل سخن گفته است (ص 208) و بي‌ترديد وي هنگام عزلت‌گزيني بايد مراحل ابتدايي عمر را پشت‌سرنهاده و مدتي را نيز به سير و سلوك گذرانده باشد.
از زندگي و تحصيلات ابوالفضل اطلاع چنداني دردست نيست. به گفته هجويري: وي «عالم بود به علم تفسير وروايات» (همانجاها).به نظر مي‌رسد كه او پس از پايان تحصيلات مقدماتي و ورود به جرگة صوفيه، رهسپار ديار شام شده باشد و احتمالاً در همين اوقات بوده كه در بغداد به درك محضر حصري نايل آمد ووي را به عنوان پيرخويش برگزيده است (همانجا). به گفتة همو، ‌ابوالفضل در شام در كوه لكام نزديك حلب 60 سال در زهد و انزوا به سر برده (همانجا) و سرانجام در دهكده‌اي به نام بيت‌الجن، ميان بانياس (بانيار) و دمشق درگذشته است. باآنكه هجويري هنگام وفات بر بالين او بوده و واپسين وصيتها و اندرزهاي او را شنيده است (همو، 209)، هيچ‌گونه اشاره‌اي به تاريخ وفات وي نمي‌كند. سرور لاهوري ماده تاريخي را كه حاكي از وفات ابوالفضل در 453ق بوده در حاشيه نسخه كهني از نفحات الانس جامي ديده و آنرا در كتاب خود آورده است (همانجا)، اما عبدالرشيد وفات او را از قول ذهبي در 460ق نوشته است (ص 27).
ابوالفضل را از معاصران ابوعمر و قزويني و ابوالحسن سالبه دانسته‌اند (هجويري، 208)، اما به مصاحبت وي با آنان اشاره‌اي نشده است. هجويري (ص 208، 300) و به تبع وي جامي (ص 316) و سرور لاهوري (همانجا)، كراماتي را به وي نسبت داده‌اند كه حاكي از اعتقاد عامة مردم نسبت به اوست. وي به آداب ظاهري طريقت بي‌اعتنا بوده و به گفتة هجويري مدت 56 سال با يك جامه به سر برده است (ص 56). ابوالفضل در طريقت، جنيدي مذهب و به بيان ديگر پيرو مكتب «صحو» بود (همو، 208، 232). وي سكر را «بازي گاه كودكان» و صحو را «فناگاه مردان» مي‌دانست. بي‌ترديد به سبب پيروي از مكتب صحو بود كه سماع را «زاد المضطرين» و واصلان را مستغني از سماع مي‌پنداشت (همو، 232، 528، 597). از وي سخنان ديگري نيز دربارة قبض و بسط، انس و هيبت و موضوعات ديگر عرفاني برجاي مانده كه در كتب تذكره و طبقات صوفيه آمده است.
مآخذ، جامي، عبدالرحمن، نفحات الانس، به كوشش مهدي توحيدي‌پور، تهران، 1336ش؛ سرور لاهوري، غلام، خزينه الاصفيا، لكهنو، 1290ق/1873م؛ عبدالرشيد، حيات و تعليمات حضرت داتا گنج بخش، لاهور، 1967م؛ عبدالمؤمن بن عبدالحق، صفي‌الدين، مراصد الاطلاع، به كوشش علي محمد بجاوي، دمشق، 1373ق/1954م؛ لسترنج، گاي، جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمة محمود عرفان، تهران، 1337ش؛ هجويري، علي، كشف المحجوب، به كوشش والنتين ژوكوفسكي، لنينگراد، 1344ق/1926م.
مينا حفيظي

 

نام کتاب : دانشنامه بزرگ اسلامی نویسنده : مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی    جلد : 6  صفحه : 2461
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه صفحه‌اصلی