فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 8  صفحه : 183

 

بازار (بخش سوم) ، 9) بازارهای موقّت .

بازارهای موقت ، شامل اند بر: بازارهای روز، که امروزه در شهرهای اروپایی ، هر روز در محله ای برپا می شود؛ بازارهای هفتگی ، که کشاورزان هفته ای یک بار ترتیب می دهند و محصولات و دامهای خود را برای فروش به بازار ده یا منطقه می آورند؛ بازارهای فصلی ، که سه ماه یک بار یا بیشتر و بعضاً سالی یک یا دوبار تشکیل می شود؛ بازارهای نمایشگاهی نوین ، نوعی بازار مکاره است که اکنون ابعادی سخت گسترده و جهانی پیدا کرده است و در کشورهای اسلامی ، از جمله ایران و ترکیه برپا می شود. این بازار، نخستین بار در 1900 در آلمان برپا شد و مشهورترین آنها در فرانسه (پاریس و لیون )، بلژیک (بروکسل )، آلمان (لایپزیک )، و ایتالیا (میلان ) برگزار می شود. این بازارها فصلی نو در تاریخ اقتصادی کشورها گشوده اند، اما به هیچ روی پیوندی با گذشته و حال جهان اسلام ندارند. یکی از محققان ، از بازارهای مکاره بین المللی در فاصلة قرون پنجم تا ششم میلادی ذکری مبهم دارد که سند و مرجع آن را نداده است . در گذشته بازارهای مکاره بین المللی ، ملّی ، و محلی نیز وجود داشت که تاریخ تشکیل و خصوصیات هر یک از آنها در تقویمها معلوم و مشخص بود. در بعضی از این بازارها همه نوع جنس معامله می شد و در برخی دیگر محصولات و کالاهای مشخصی در معرض خرید و فروش قرار می گرفت . یکی از بازارهای مهم بین المللی بازار فروش اسب در ترکستان بود و دیگری بازار الاغ در خوزستان ؛ ولی جالبترین آنها «بازار گربه های بُراق » بود که همه ساله در اردبیل تشکیل می شد. در این بازار علاقه مندان به گربه های زیبا، گربة مورد علاقة خود و زیباترین گربه های جهان را می دیدند (مظاهری ، ص 300).

بازارهای روستایی در ایران و افغانستان .

بازارهای هفتگی ، از ویژگیهای «جوامع روستایی » در کشورهای روبه رشد است (بری ، ص 93). بازارهای هفتگی در نواحی روستایی پرجمعیت ، مانند ساحل جنوبی دریای خزر و بخشهایی از آذربایجان و کوهپایه های شمالی هندوکش در افغانستان ، وجود دارد (شکل 62). در فلات خشک مرکزی ایران ، در واحه های از هم دور افتاده که جمعیت آنها اندک است ، چنین بازارهایی یا نادر است یا اصلاً وجود ندارد. در این نواحی آن طور که بونین (ص 182 - 185) با استناد به شهر یزد شرح داده است ، بخشهای بزرگتر یا عمده بر مناطق کوچکتر مسلط است ؛ از این رو فعالیتهای تجاری و صنعتی در بازار مراکز اصلی انجام می شود. اما در افغانستان به دلیل نبودن چنین سلطه ای ، بازارهای هفتگی رونق دارد. شبکة بازارهای هفتگی در مناطق مختلف ایران و افغانستان از نظر وسعت ، قدمت ، و ترتیبات زمانی و مکانی با یکدیگر متفاوت اند.

پابرجاترین بازارهای هفتگی در سواحل جنوبی دریای خزر (شکل 63) و بویژه در دشت مرکزی گیلان تشکیل می شود (تورپ ، 1978؛ همو، 1979؛ بازن ، 1980، ج 2، ص 152 - 156). در این منطقه تشکیل بازار هفتگی ، سنتی بسیار کهن است . لاماز (ص 363) سه شنبه ( پنجشنبه بازار، د. فارسی ، ذیل گسگرات ) بازار معروف گَسْکَر بخش حومة شهرستان صومعه سرا را وصف کرده و گفته است که این بازار جمعیت کثیری را جلب می کرد. فریزر (ص 225 - 226) از بازارهای تولو (تولِم )، کَشمه (کَسما)، و تره گورم (طاهر گوراب ) که هنوز هم موجود است ، دیدن کرده و خاطرنشان ساخته که تولو بازار یکی از نقاط متعدد گیلان است که بعضی از روزهای هفته در آنها بازار برپا می شود و در آن روز دهقانان از روستاهای مجاور در بازار گرد می آیند. در روزهای دیگر، فقط کپرها و آلونکهای خالی به چشم می خورد. فهرستی که ملگونوف و نیم قرن بعد رابینو (ص 64ـ65) فراهم کرده اند دال بر وجود شبکه ای ازبازارهاست که کمی متراکمتراز شبکة امروزی است (تورپ ، 1979، ص 96).از1294 ش تا 1352 ش تعداد این بازارها از 47 به 36 رسیده است . این کاهش احتمالاً ناشی از امکانات وسیع حمل ونقل و نفوذ رو به تزاید مراکز ثابتِ داد و ستد در شهرهای عمده است . در واقع مدتهاست که بازارهای هفتگی در رشت و لاهیجان برپا نمی شود، ولی هنوز در سایر شهرها دایر است و اگر در بخش جنوبی مصب سفیدرود، فومنات ، امتداد ساحل طالش ، چند بازار تعطیل شده ، در عوض بازارهای جدیدی در هِندخاله و زِیده در اواخر دهة 1340 ش به وجود آمده که مؤید پویایی این نهاد اجتماعی ـ اقتصادی است .

بازارهای گیلان معمولاً هفته ای یک روز و در پرجمعیت ترین بخش مصب مرکزی هفته ای دو روز برپا می شود. روزبازارها، با گستردن بساط ، فروشندگان دوره گرد فعال می شوند. فروشندگان غالباً گیلک اند، ولی طالشیها و ترکهای خلخالی نیز در گیلان غربی دیده می شوند (برای وصف تفصیلی عبدلی ، از شنبه بازار ماسال گذشته رجوع کنید به ص 74 - 87). بازارهای گیلان ، از جنبة اقتصادی نقش اجتماعی نیز دارند: دهقانان فقط برای خرید و فروش به این بازارها نمی آیند، بلکه تبادل اطلاعات ، ملاقات خویشاوندان و دوستان ، یافتن همسر، تماشای فروشندگان زبان باز یا صرفاً لذت بردن از فضای زنده و پرجنب و جوش بازار، بخشی از تأثیرات اجتماعی این بازارهاست .

مازندران هم بازارهای هفتگی دارد (تامسن ، 1976) ولی فاصلة آنها از یکدیگر زیاد است (شکل 64). علت فاصلة زیاد، ظاهراً نفوذ قوی شهر تهران در آنجاست که باعث شده گروه کوچک و منسجمی از بازارهای اطراف تنکابن ، از شبکة منظم مازندران مرکزی ، جدا و دور شود (تامسن ، 1981، ص 264ـ 265). اطلاعات موجود دربارة تاریخچة این بازارها، درمقایسه با گیلان ، کمتر است ؛ رابینو فقط به وجود سه بازار هفتگی ، در میربازار (جنوب بابلسر) و بارفروش (بابل ) و علی آباد (قایم شهر) اشاره می کند. در شرق این منطقه ، بازارهای بندر ترکمن (قبلاً بندرشاه ) و آق قلعه (پهلوی دژ) به ترتیب روزهای دوشنبه و پنجشنبه میعادگاه ترکمنهای جعفربای است . در هر دو محل ، فروشندگان دوره گرد گاریهای خود را در اطراف دکانهای چوبی مستقر می کنند. بازار در بندر ترکمن ، با راستة دکه های مخصوص خرید و فروش پشم و قالی و خرید و فروش دام ، از اهمیتی ویژه برخوردار است (برومبرژه ، اطلاع خصوصی به نگارنده ).

در دشتهای اطراف رود آجی چای (تلخه رود) سفلی ، در بخش غربی آذربایجان ، به رغم فاصلة کمی که با تبریز دارد، هنوز دو دوره از بازارهای هفتگی فعالیت دارند (شکل 65)، حال آنکه بازارهای دیگری که در شرق این ناحیه به سمت بستان آباد برپا می شد، با احداث راه تهران ـ تبریز و افزایش جاذبة تجاری مرکز آذربایجان ، رو به افول گذاشت (نظریان ، اطلاع خصوصی به نگارنده ).

بازار هفتگی در نقاط دیگر ایران بسیار نادر و کمابیش منحصر به کالای خاصی است . برای نمونه ، بازار خرید و فروش حیوانات در شهرهایی که بازار دایم دارند، در روزهای معینی برپا می شود؛ مانند: یکشنبه بازار سلماس و شنبه بازار کرمان (تورپ ، ص 83). برخی از روستاهای بزرگ واقع در شرق اردبیل نیز بازاری دو هفتگی برای خرید و فروش حیوانات دارند (بازن ، 1980، ج 2، ص 159). پنجشنبه بازارِ فعالِ شهرِ کوچک میناب نیز مرکز دادوستد کالاهای ماهیگیران تنگة هرمز و میوه ها و سبزیجات کشاورزان واحه های ساحلی خلیج فارس است (ب . رحمانی ، اطلاع خصوصی به نگارنده ).

در افغانستان (گروتسباخ ، 1976؛ همو، 1979)، تضاد شدیدی میان نیمة شمالی و نیمة جنوبی کشور مشهود است (شکل 66). تراکم بیشتر بازارهای هفتگی در شمال افغانستان متناسب با قدمت آنهاست . برنز (ج 3، ص 8) بازارهای هفتگی را در ترکستانِ افغانستان وامیرنشینهای خیوه و بخارا در مجاورت آن ، رسمی پابرجا می داند، حال آنکه در کابل مانند هند، با «روزبازار» آشنایی نبود. حدود اوایل قرن چهاردهم ، در شمال افغانستان بیش از بیست بازار هفتگی ـ بیشتر آنها دو روز در هفته ـ برپا می شده است ، ولی در جنوب فقط یک بازار به نام جمعه بازار سبزوار (شندند کنونی ) بوده است (گروتسباخ ، 1979، ص 20ـ21).

بازارهای کنونی شمال افغانستان را به سه گروه می توان تقسیم کرد. از مرکز به سمت شرق ، به پیروی از نظام تجاری شهرهای بزرگی چون تاشقُرغان ، قُندوز، و مَزارشریف ، بازارها روزهای دوشنبه و پنجشنبه تشکیل می شود. این همزمانی مانع از پراکندگی فروشندگان است و دلالت بر تجزیة این منطقة نسبتاً پرجمعیت به واحدهای کوچک و بالنسبه خودمختار است . تنها مورد استثنا جمعه بازار در دو شهر صنعتی پل خُمری و بَغلان است . در شمال غربی افغانستان نیز تمام بازارها، به پیروی از نظام بازارهای غلات و حبوبات و دامها درهرات ، روزهای یکشنبه و چهارشنبه برپا می شود. در منطقة اطراف میمنه نیز بازارهای هفتگی در روزهای مختلف ، به شکل منظم و پیوسته به یکدیگر، تشکیل می شود.

نظام چرخه ای دیگری از بازارهای هفتگی اخیراً در پنجشیر (شمال کابل ) تشکیل شده است ، ولی در تمام قسمتهای دیگر افغانستان شرقی و جنوبی شبکة بازارهای هفتگی به وضعی نسبتاً ابتدایی باقی مانده است . بازارهای معدودی که در این منطقه وجود دارد، همگی روزهای جمعه در اطراف جلال آباد و سمت غربی قندهار به صورت انفرادی یا گروهی تشکیل می شود.

در ایران و افغانستان بازارهای سالانه نیز وجود دارند، ولی اطلاعات موجود در بارة آنها بدان اندازه نیست که بر مبنای آن بتوان اظهارنظر کلی کرد. بازارهای سالانه ، مانند حسن رضا بازار در پایان تابستان در جویبار نزدیک قایم شهر و بازار جشنماه در شیرگاه مازندران ، اوایل مردادماه ، برگزار می شود (عبدلی ، ص 64). بازارهای نوروزی مزارشریف و حضرت امام صاحب ، که در قرن سیزدهم گاهی تا دو ماه به طول می انجامید (گروتسباخ ، ص 15)، معمولاً وابسته به اعیاد مذهبی یا ملّی و اهمیت اجتماعی آنها بیش از اهمیت اقتصادیشان است .

بازارهای فصلی . اهمیت فراوان زندگی شبانی ایجاب می کرده که بازارهای موقت در مراتع گله داران ایجاد شود. ولی برخلاف آسیای صغیر (آناطولی ) که بازارهای موسمی در سرتاسر رشته جبال پونتیک به چشم می خورد، این بازارها در ایران و افغانستان جز چند منطقة البرز غربی و منطقة بختیاری و کوههای مرکزی افغانستان وجود ندارد. تعداد کم این بازارها بازتابی است از بار سنگین شهرها در شبکة تجارتی : در بسیاری از مناطق شبانی ، غیر از بازارهای شهری و فروشندگان دوره گرد و چوبدارها، که غالباً شهری اند، شکل دیگری از فروشندگی وجود ندارد. برای مثال ، شاهسونهای چادرنشین در فصل ییلاق در کوه سبلان برای خرید به بازارهای اردبیل ، سراب و مشکین شهر می روند، حال آنکه شهریهایی که تولیدکنندة پنیر هستند برای تهیة شیر در محل ، به قشلاق آنها در دشت مغان می روند (شوایتسر، ص 98 - 100، 129). به همین ترتیب ، ترکاشوندها و یاریمتُغلوها در فصل ییلاق در الوندکوه به بازار همدان (اهلرز)، و قشقاییها و دیگر چادرنشینان فارس به بازار شیراز می آیند.

جالبترین نمونة بازارهای فصلی ، بازارهای چادرنشینان افغانستان مرکزی است که فردیناند بررسی کرده است (1962؛ همو، 1978، نیز رجوع کنید به ینچ ، ص 169). در سه بازار فصلی در گُماب (تلفظ محلی : گومَئو)، اَبُل ، و چَراس ، در ولایت غور، در تابستان 1339 ش ، در هر یک بترتیب بیش از 300، نزدیک به 150، و حدود 60 چادر برپا می شد؛ در هر سه بازار به خرید و فروش دام می پرداختند، هزاران گوسفند دست بدست می شد، و انواع کالاها در دکه های متعدد به فروش می رسید. این بازارها نیاز اهالی محلی یعنی ، فیروزکوهیها، تاجیکهای گماب ، چَراس ، تیمنیهای اَبُل ، و دُرّانیهای غربی یا افغانهای چادرنشین (دُرّانی شده ) را که در ناحیة آیماق ییلاق کرده اند، برآورده می کند. فروشندگان که تقریباً از چادرنشینان شرق افغانستان و بویژه احمدزاییهای ناحیة گَردیز ـ خوست هستند، از آنجا به صورت کاروان حرکت می کنند و سرراهشان در هَزارجات بازارهایی کوتاه مدت برپا می کنند. این بازارها نتیجة اتصال گسترش مرتعهای پشتونها تا کوههای مرکزی افغانستان و گسترش تجاری پشتونهای شرقی است . فروشندگان چادرنشین نخست تحت سرپرستی رهبری به نام «میر» بازاری متشکل از یک چادر در هزارجات کرمان برپا ساختند. حدود 1310 ش بازارهای کرمان از رونق افتاد و بتدریج در غرب ، در نواحی دوردست کوهستانی رو به گسترش گذاشت ، ولی بیم آن هست که این بازارها نیز با رفت و آمد کاروانها از میان برود.

بازارهای تابستانی طالش در ناحیة کوهستانی البرز (بازن ، 1977، ص 210ـ211) قدمت بیشتری دارد و متکی به زندگی شبانی ـ بومی ریشه دارتری است . این بازارها از نظر محل برپایی و ساختار بایکدیگر تفاوت دارند (شکل 67). بازارهای واقع درطالش مرکزی در دهکده ها و اتراقگاههای ییلاقی ادغام شده اند؛حال آنکه در جنوب ، بازارهای شهرک ماسوله (بازن ، 1980، ج 2، ص 162ـ 167)، در تابستان ، نیازهای نواحی طارم علیا و خلخال را نیز برآورده می کند؛ به طوری که این بازارها به صورت مراکز کوچک و مجزای داد و ستد درآمده است . بخش اعظم فروشندگان در بازارهای تابستانی ، اهالی دهکده های اردبیل و خلخال هستند.

در سایر مناطق ، به جای بازارهای موسمی واقعی ، بازارهایی مانند ماسوله که فعالیت آنها فصل به فصل است ، وجود دارد. برای مثال ، بازارهای کوچک آسیابر و دیلمان و کِلیشُم و اُمام در جنوب شرقی گیلان ، فقط در تابستان ، که به جمعیت مراتع اطراف افزوده می شود، به اوج فعالیت خود می رسند (بازن ، برومبرژه ، ص 94). در دهة 1340 ش برای بختیاریها چندین بازار در زاگرس مرکزی تشکیل شده است . این بازارها در لالی ، ایذه (زمان قشلاق )، اَرْدَل ، و چِلْگِرد (دورة ییلاق ) است .

/ مارسل بازن ( ایرانیکا ) /

بازارهای موسمی در جهان اسلام . در اوان ظهور اسلام ، در سرزمینهای عرب نشین ، بازار موسمی وجود داشت . بازارهای موسمی حجاز بر سر راههای کاروانرو یمن ، بیش از همه مرکز داد و ستد قبایل چادرنشین بود. مشهورترین این بازارها، عکاظ ، در شهر طایف بود.

مکه نیز با پرستشگاههای عصر جاهلی و مردم یکجانشینِ تجارت پیشه اش ، مانند حیره و یمن و حجاز در زمرة بازارهای موسمی ـ زیارتی بود. مکیان می کوشیدند تا بر دیگر بازارهای موسمی منطقة خود اشراف داشته باشند و سیل زایران را هر چه بیشتر به جانب شهر خود سرازیر کنند. اسلامی که مکیان در آغاز با آن مخالفت می ورزیدند، دیری نکشید که منافع بسیاری برای شهر مکه به ارمغان آورد. پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم چون بر مکه تسلط یافت ، مکانهای مقدّس شهر و محلهای اطراف آن را وقف الله و حرم کرد و از این راه بازارهای موسمی ـ زیارتی دورة جاهلی را از رونق و اعتبار انداخت . در حقیقت با ورود اسلام ، جنبة آیینی آن بازارها از ارزش و معنای سابق افتاد. از سوی دیگر، بر اثر مشارکت قبایل بادیه نشین در جهاد اسلامی و منع کافران از ورود به حجاز و تغییر راههای کاروانرو در نتیجة فتوحات مسلمانان ، بیش از پیش از رونق اقتصادی بازارهای موسمی کاسته شد. به خلاف این ، مکه از مزایای گسترش قلمرو اسلام بهره مند شد؛ بویژه در موسم حج ، که همواره به صورت بازار مرکزی جهان اسلام درمی آمد. کاروانهای حج بخش بزرگی از نیازمندیهای مادی و اقتصادی این شهر مقدس را تأمین می کرد و تجمع حجاج و زایران برای مبادلات در مقیاس بلاد اسلامی ، فرصت بسیار مساعدی پدید می آورد (گودفرواـ دمومبین ، ص 104). بازار موسمی به نوبت در دو محل دایر می شد: ابتدا در منی '، توقفگاهی حدود دوازده کیلومتری مکه ، که حاجیان سه روز در آنجا درنگ می کردند؛ سپس در شهر مکه ، بویژه در هفتة پس از ختم مناسک حج . به روایت ابن جبیر (ص 225) در بازار منی ' از گوهر نفیس درخشان تا خرمهرة خسیس خرید و فروش می شد. بورکهارت (ج 1، ص 389) نیز در گزارش سفر خود بازار منی ' را وصف کرده و می نویسد: تنوع پوشاکها و اشیای فروختنی در آن بیش از مکه بوده است . ابن جبیر، جهانگرد قرن ششم ، ضمن ابراز تأسف از به صورت بازار درآمدن رواقهای مسجدالحرام ، با شیفتگی انواع کالاهایی را که در این فرصت عرضه می شده برمی شمارد، از جمله گوهرهای گرانبها، مروارید، یاقوت ، عطریات ، مشک ، کافور، عود، عنبر، و کالاهایی از هند و حبشه و عراق و یمن و خراسان و مغرب . از مغرب ، فینة سرخ رنگ ؛ از ترکیه ، پارچه های گلدوزی شده ، حلویّات ، عنبر، کیفهای بافته از ابریشم ، فرش ، ابریشم ، شال انقره (آنکارا)؛ از ایران ، شال ، دستمالهای بزرگ ابریشمی ، فیروزه ؛ از افغانستان ، شالهای درشتبافِ ساده ؛ از یمن ، نی پیچِ قلیان و پای افزار و دیگر اشیای چرمی ؛ و از افریقا چیزهای گوناگون مخصوص تجارت ، عرضه می شد (ابن جبیر، ص 145 و 228؛ بورکهارت ، ج 1، ص 353 - 354، 395). در یمن ، از جمله بازارهایی که عموماً در نقاطی که دارای چشمه های آب گرم معدنی است ، دایر می شود، بازار حمام علی ، در وادی رماع را می توان نام برد که همه ساله در ماه رجب ، دهها هزار تن برای دادوستد و برگزاری مراسم جشن و بازی در آن گرد می آیند (راتْیِنْس ، ص 43 - 44). در دره های حضرموت نیز تعدادی بازار موسمی ـ زیارتی برپا می شود (واندرمولن ـ فُنْ ویسمان ، ص 83، 102 - 103). در این اجتماعات می توان تأثیر اعتقادات شیعی و ارادت به حضرت علی علیه السّلام و خاندان او را سراغ گرفت . در قرن هشتم به مناسبت مبعث رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم زایران از جمله مفلوجان ، به نجف ، مشهدِ حضرت علی علیه السّلام روی می آوردند؛ در آنجا بازاری بزرگ به مدت ده روز دایر می شد (ابن بطوطه ، ج 1، ص 221).

با اشاعه و گسترش اسلام ، بازارهای موسمی بیرون از سرزمینهای عرب جاهلی ، دستخوش تحول شد. برای نمونه در سال چهاردهم هجرت ، اعراب فاتح ، در شهر بغداد، دهکده ای را تاراج کردند که بازار سالانة پررونقی در آن برپا می شد و بازرگانان از تیسفون ، پایتخت ساسانی و دیگر نقاط عراق به آن روی می آوردند (طبری ، ج 1، ص 2203؛ کائتانی ، ج 3، ص 274ـ 275). احتمال داده اند که این بازار همان سوق الثّلاثاء (سه شنبه بازار) است که تا زمان تأسیس بغداد، یعنی تا یکصد و سی سال بعد، هر ماه یک بار برپا می شد (یاقوت حموی ، ج 5، ص 176؛ یعقوبی ، ص 17). نمونة دیگر، بازار بیت المقدس است که به نقل از یکی از زایران غربی ، به نام آرکولف ، هر سال در آخرین روزهای فصل تابستان برپا می شده است (شرح حال آباء مسیحی لاتینی ، ج 88، ستون 780).

در شهر بخارا نیز بازاری موسمی ـ زیارتی در دوره های متعدد رونق ادیان برپا می شد. در سفرنامه ای از قرن پنجم از بازار مهمی یادشده که به روزگار سامانیان ـ زمانی که بخارا پایتخت بود ـ سالی دو بار و هر بار به مدت یک روز در این شهر برپا می شد و پیشینه ای دیرینه داشت . در گذشته ، در این بازار، به فرمان ماخ ، امیر مقتدر محلی ، بتهای چوبی و سفالیِ بودایی می فروختند و بعدها در آنجا آتشکده ای ساخته شد که مردم به زیارت آن می رفتند. سرانجام در دورة اسلامی این محل به مسجد مبدل شد که به گفتة نَرشَخی از مساجد معتبر بخارا به شمار می آمد (نرشخی ، ص 29).

بر پایة این شواهد، اسلام در صدد تعطیل کردن این گونه بازارهای موسمی نبوده ، بلکه سعی در محو آثار بت پرستی داشته است . با این همه تعداد بازارهای موسمی یعنی ، بازارهایی که به فواصل زمانی نسبتاً طولانی (سه ماه ) برپا می شوند، در نخستین قرنهای اسلامی ، اندک بود و جغرافیدانان اسلامی از تعداد کمی از آنها یاد کرده اند. ابن فقیه همدانی از بازار سالیانة مهمی که در قریة کَرَکان دینوَر برپا می شد یاد کرده است (شوارتس به نقل از ابن فقیه ، ص 490، 897). ابن حوقل نیز از بازاری موسمی در دهکدة طواویس ، در نزدیکی دیوار شهر بخارا، خبر می دهد و می گوید که هر سال جمعی کثیر از مردمِ ماوراءالنهر به هنگام معینی از سال در آن فراهم می آمده اند (ص 216). در حدودالعالم (ص 107) نیز آمده است که طواویس شهرکی است از بخارا بر سرحد سُغد و اندر وی هر سالی یک روز بازار است که خلق بسیار اندر وی گرد آیند. ده نوجِکَث ، نزدیک فَرغانه ، بازاری داشته که هر بهار به مدت سه ماه دایر بوده است (مقدسی ،ص 274). در حدودالعالم (ص 111) از روزبازاری در مرسمنده نزدیک دزک (سرزمین اُشروسنه ) یاد شده که هر سال برپا بود و در آن افزون از صد هزار دینار دادوستد می شد. ابن حوقل به شهرکهای سوق الاحد (یکشنبه بازار) اشاره کرده و از آنها یکی در کرانة رودخانه های زاب اعلی و اشنه نزدیک دریاچة اورمیه و از دیگری در دامنة کوههای کردستان نام می برد.

در نقطه ای از کرانة اقیانوس اطلس در مراکش ، شاهد روند تشکیل شهری پیرامون یکی از بازارهای موسمی بودیم که از میانة قرن سوم ، با ایجاد رباطهایی که هم زاویه و هم قلعة نظامی برای جهادگران مرزبان شمرده می شد، آغاز شد. ابتدا بازاری موسمی پدید آمد که سه بار در سال ، در روزهای مذهبی و به هنگام تجدید مرزبانان ، برپا می شد و سپس مسجدی در آن بنا شد و سرانجام با روی آوردن سوداگران اندلسی و پرتغالی به آنجا و ساخته شدن خانه ها رفته رفته شهر اَرزیله به وجود آمد که به حصار و برج و بارو نیز مجهز شد (بکری ، ص 111ـ112، 218ـ220).

نتایج کنونی تحقیقات نشان می دهد که بازار موسمی در آغازِ دورة اسلامی رواج چندانی نداشته و حتی در بعضی از سرزمینهای اسلامی ، از جمله در اندلس ، نشانی از آن نبوده است . بازار مکاره اشبیلیه نیز تا آنجا که اطلاع در دست است ، سابقة اسلامی نداشته است .

در دورة اسلامی ، بیشترین دادوستد در بازارهای روزانه یا هفتگیِ شهری و روستایی جریان داشته است . اسلام به رونق و توسعة شهرها و مراکز اقتصادی و سیاسی فرهنگی کمک کرد و باعث رشد و افزایش بازارهای دایمی و از رونق افتادن بازارهای موسمی شد.

از آنجا که دلیل پیدایش بازارهای موسمی جنبه های آیینی و اعتقادی بوده ، این بازارها در مجاورتِ مشاهد و زیارتگاهها نیز شکوفا شده یا رونق گذشتة خود را بازیافته است ـ جنوب مراکش از این حیث نمونه بوده است . توجه و اعتقاد به زهاد و زاویه نشینان مُرابِطی ، ناامنی ، و بعضی از خصوصیات جغرافیایی از دیگر عوامل پیدایش و شکوفایی بازارهای موسمی بوده اند. روزهایی از سال که مردم به زیارت می شتابند و فرصتی است برای حل و فصل مسائل سیاسی ، و معاملات و مسابقات ، غالباً بین پایان فصل برداشت و آغاز فصل کاشت است و در غیر این صورت یکی از ایام گاهشماری قمری و مرجحاً در ماه تولد پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم است . این جشن را به عربی «موسم » و بربری زبانان جنوب غربی مراکش در زبان خود «اجتماع » می نامند (وسترمارک ، ص 175ـ 178؛ مونتانی ، ص 49، 235، 324).

لئون افریقی (حسن وزّان ) در آغاز قرن دهم به بازاری موسمی و سالیانه اشاره می کند که به مدت پانزده روز در قریه ای در صحرا، در قبیلة حاحا برپا می شد و در آن کوه نشینان مجاور گرد می آمدند و به مبادلة کالا می پرداختند. وی دربارة بازار موسمی جزّوله هم که خود آن را دیده ، بتفصیل بیشتری سخن می گوید. این بازار از میلاد رسول اکرم ، صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به مدت دو ماه طول می کشید. بازار به روی همة اهالی باز بود و مردم هزار هزار، از جمله سیاهان ، به سوی آن می شتافتند (ج 1، ص 101، 144ـ146).

برای تأمین نظم بازارهای موسمی در نقاط مرزی صحرا تدابیری خاص می اندیشیدند و حتی ایمنی راه نیز به نوعی تضمین می شد (لنتس ، ج 1، ص 350ـ351؛ فوکو، ص 168ـ 169، 342). در این بازارها کالاهای گوناگون از بومی ، فرآورده های صنایع دستی شهرهای مغرب ، کالاهای وارد شده از اروپا، عاج ، پر شترمرغ ، طلا، شتر، و برده به فروش می رسید. دوام این بازارها مرهون طول مدت قدرت سیاسی مرابطیان است که از بازماندگان سِیْدی احمد بودند (ژاک مونیه ، ص 198ـ217). در حاشیة صحرای مراکش بازارهای سالانة دیگری در ماه رجب و نیز هنگام میلاد حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم دایر می شد که برخی از آنها اکنون نیز به همان صورت برپا می شود.





با اشغال این مناطق از جانب فرانسویان و کاهش رفت و آمد کاروانها، فعالیت اقتصادی این بازارها نیز به طور محسوس کم شد و در نتیجه بازارهایی که یادآور بازارهای تجارتی ـ زیارتیِ شبه جزیرة عربستان بود از رونق افتاد. با این همه ، هنوز هم بازارهای موسمی در مراکش ، بخصوص برای خرید و فروش شتر، با جشن تشکیل می شود (ژوستینار، ص 87 - 88؛ لاشاپل ، ص 31، 45-46؛ مونتی ، ص 21).

در مصر به همة اعیاد متعلق به اولیای دینی ، که رایج هستند و جنبة مردمی دارند، «مولد» گفته می شود. با آنکه در مراسم مولد با دادوستدهای مختصر، وسایل سرگرمی مردم را فراهم می آورند، اهمیت بازارهای موسمی را در مقیاس موردنظر ما ندارند. البته مولد معروف سیدی احمد بدوی در طنطا و مولد مرید و شاگردش ، ابراهیم دسوقی در دسوق که هر دو از رؤسای دو فرقة مذهبی پرقدرت اند، استثناست . سیدی احمد در مراکش متولد شد و در ربیع الاول 675، در روز میلاد پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در قریة طنطا درگذشت . مریدان درسالروز وفات او در طنطا گرد می آمدند و مراسم عبادی برگزار می کردند. لیکن با گسترش و رسمیت یافتن طریقة مرابطون ، در آنجا بازاری موسمی برپا شد که هنوز هم به حال خود باقی است . همین امر سبب شده است که طنطا به صورت یکی از مهمترین شهرهای دلتای نیل درآید. جالب اینکه موعد این «مولد»ها در طنطا و دسوق و بعضی اماکن دیگر بر پایة گاهشماری شمسی و تقویم قدیم قبطیان تعیین می شود، مگر در مواردی استثنایی بویژه در تصادف با ماه مبارک رمضان که اندکی جابه جا می شود. کتاب > وصف مصر < ، که ثمرة علمی لشکرکشی ناپلئون بناپارت است ، در بارة سازمان بازار موسمی طنطا، حدود سال 1215، اطلاعاتی هرچند مختصر ولی اساسی دارد. در آن زمان ، دولت ، متولی امور بازار بود و تشکیل آن با فرمانی از جانب پاشای مصر و توسط قاصدانی که به هفت ولایت می رفتند، خبر داده می شد. همچنین پاشا، بازار را از هرگونه عوارضی معاف می ساخت و دو صاحبمنصب ایالتی را به نمایندگی از طرف خود برای سرپرستی امور انتظامی بازار، روانه می کرد. در این بازار، علاوه بر چارپایان ، پارچه های کتانی و پنبه ای و کالاهایی که بازرگانان قاهره و اسکندریه از اروپا و هند وارد می کردند خرید و فروش می شد. سه ربع قرن بعد، ناظر دیگری از تنوع فوق العادة کالاهایی یاد می کند که در این بازار عرضه می شده است . انواع کالاها از آلمان ، انگلستان ، هند، ازمیر، تونس ، دمشق ، قسطنطنیه ، لیون ، اصفهان ، روم ، روسیه ، ناپل ، شام ، چین ، و ژاپن وارد این بازار می شد (ژیرار، ص 627 - 628؛ کوویدو، ص 231ـ233).

در شام نیز دست کم یک بازار موسمی وجود داشت که در قرن هشتم هرسال به مدت سه روز از شب مبارک نیمة شعبان ، مردم را از اکناف این سرزمین در جَبْله (گَبَله باستانی )، کنار دریا گرد می آورد. آنها نخست زاویه و مزار زاهد و مجاهد نامور قرن دوم ، ابراهیم بن ادهم ، را زیارت می کردند و سپس در بیرون شهر، در بازاری که به همین مناسبت برپا شده بود، گرد می آمدند (ابن بطوطه ، ج 1، ص 117)، لیکن بازار مُزَیْرِب در داخل سرزمین شام ، حدود صد کیلومتریِ جنوب دمشق ، به مراتب پراهمیت تر بود، زیرا کاروان حج از آنجا می گذشت و مسافران و زایران زیادی هر ساله به آن روی می آوردند (هید، ص 171، پانوشت شماره 7).

ایران ، در قرنهای اخیر، انبوه شیعیان جهان را به جانب اماکن متبرکة خود جلب کرده است . شهرهای مشهد و قم از این جهت تفوق دارند. لیکن ، زیارت این مکانهای مقدس از آنجا که در سراسر سال صورت می گیرد، به تشکیل بازارهای موسمی منجر نمی شود. هرچند در ایام زیارتی خاص مانند، دهة محرم ، هجوم زایران بیشتر است و عده ای از آنان هزینة سفر خود را از راه فروش اجناس در راه و مقصد تأمین می کنند.

بازارهای موسمی ایران مختص روستاهاست . بویژه در آبادیهای کرانه یا مجاور دریای خزر، این گونه بازارها، هریک در روز معینی از هفته ، برای عرضة محصولات محلی و روستاهای اطراف آن برپا می شود.

در ترکیه ، واژه ای که برای افادة معنای بازار موسمی به کار می رود «پانایر»، مأخوذ از واژة یونانی است . لذا، احتمال داده می شود که بازار مکاره ترکی ادامه یا احیای بازار مکارة رومی باشد. جالب اینکه بازار مکارة مانیسا (نعنیسا)، که هر سال پانزده روز (از اول خرداد) دایر بوده ، و در پایان قرن سیزدهم در آن معاملات بازرگانی عمده ای صورت می گرفته ، از نظر جغرافیایی تا بدین حد به بازار مکارة سیس ، که در فرمانی متعلق به زمان تیبریوس ، امپراتور روم شرقی ، از هجوم بازرگانان خارجی به آن یاد شده ، نزدیک باشد (رستوفتسف ، 1941، ج 1، ص 589، ج 3، ص 1454، پانوشت 349). از این جالبتر اینکه بازار بزرگ سالانة زیله (زِلة قدیم در شمال کاپادوکیه ) بازاری موسمی را به یاد می آورد که در همین محل برای بزرگداشت آنائیتس (ناهید) برگزار می شد (استرابون ، ج 11، ص 4، 8، ج 12، ص 3، 37؛ تِکْسیه ، ص 602 - 603). در سالونیک ، آن سوی بغاز (گردنه )ها، در نیمة اول قرن دوازدهم ، اندکی کمتر از سیصد سال قبل از غلبة ترکان ، بازاری موسمی به نام دمتریوس قدیس (حامی شهر) برپا می شد که از سرزمینهای گوناگون ، مسافران به آن روی می آوردند (هید، ج 1، ص 244).

آناطولی ، در عهد سلجوقیان ، قرن ششم ، در جنب هفته بازارهای روستایی ، بازارهای موسمی سالیانه ای داشت که «یابانلو بازار» (بازار صحرایی ) نامیده می شد. یکی از این بازارها، که در آغاز بهار به مدت چهل روز برپا می شد و بازرگانان خارجی در آن جمع می شدند، در دشت قره حصار، بین قیصریة کاپادوکیه و البستان یعنی ، بر سر راه کاروانهای عازم سرزمینهای عربی ، قرار داشت . این بازار مرکز مبادلة کالاها بین شمال و جنوب و جهان اسلام و جهان مسیحیّت بود و در آن پارچه های گرانبها، پوستهای قیمتی ، اسب ، قاطر، و بردگان یونانی به فروش می رسید (قول شفاهی پروفسور عثمان توران از دانشگاه آنکارا). صرف نظر از نحوة پیدایش این بازارها و دلایل رونق آنها، همه یا بیشتر آنها خصوصیات مشترکی دارند: هیچ یک از آنها در شهرهای بزرگ ساحلی و تجاری که بر آن قرارداد تسلیم (کاپیتولاسیون ) حاکم بود، برپا نشده است . تعداد اندکی از آنها جنبة زیارتی و دینی دارند و موارد استثنایی بویژه در اروپا، بیشتر نهادة مسیحیان است تا مسلمانان . وانگهی ، در میان بازرگانان ، عنصر ترک چندان نمایان نبود و بازرگانان یهودی و مسیحی ، و مقدّم بر همه ، یونانیان و ارامنه ، جایگاه مهمتری داشتند. در مورد مقررات حکومتی و نوع و میزان مداخلة دولت در این بازارها باید گفت که در قرن سیزدهم اماراتی دال بر نظر مساعد دولت ، نسبت به این بازارها و مشارکتش در برقراری تأسیسات و تأمین مصالح و ملزومات و تضمین ایمنی کاروانها وجود داشت (آندره ، ص 64؛ تِسْوی ییچ ، ص 196).

این بازارها، با تراکم متفاوت ، در همة ایالات ترکیه پخش بودند. بیشتر آنها تنها اهمیّت منطقه ای داشتند و دامنة برخی از آنها وسیعتر بود و با شرکت خارجیان خصلت بین المللی پیدا می کرد.

میان بازارهای موسمی بزرگ ، رقابتی شدید بود. برای نمونه بازار شهر سِرِس در مقدونیة شرقی در قرن دوازدهم با بازار شهر موسکوپولیه ، در سرحد آلبانی و صربستان و یونان ، رقابت می کرد. علی پاشا، فرماندار یانینا (یوآنینای کنونی ، سال 1215) شهر ثروتمند و مسیحی نشین موسکوپولیه را ویران

کرد و همین ، سبب افزایش رونق بازارهای موسمی یانینا شد. بازار موسمی سِرِس ، که از ماه بهمن تا فروردین دایر بود، با رهایی از رقابتی پرخطر و در پرتو محاصره ای دریایی ، رونق و اعتلای بی سابقه ای یافت تا سرانجام سیاست گمرکی و مواصلاتی عثمانیها بر آن ضربه ای مهلک وارد کرد (تِسْوی ییچ ، همانجا؛ برار، ص 272ـ275).

در اواسط قرن سیزدهم ، در قریة اوزونجه اوده در جلگة روم ایلی شرقی ، هر سال در ماه شهریور، به مدت پانزده روز، مشهورترین بازار موسمی قلمرو اروپایی ترکیة عثمانی دایر می شد. در این بازار، معرکه گیران مردم را سرگرم می کردند. از جمله کالاهای عرضه شده در این بازار، غلات ، مواد رنگرزی ، برنج ، چرم ، ماهوت ، پارچه های نخی ، شیشه آلات ، ظروفِ چینی ، اسلحه ، پشم ، ابریشم ، شال کشمیر، فرش ، و احجار کریمه بوده است . بهای کالاها را با شمش طلا و نقره می پرداختند. در این بازارِ پرجمعیت بوی ناخوشایندی به مشام نمی رسید (بلانکی ، ص 252ـ257). بلانکی ، اقتصاددان فرانسوی ، طرفدار بازرگانی آزاد، در سال 1257 به دیدن این بازار رفته و شرحی هیجان انگیز در وصف آن به جای گذاشته است . در این گزارش از اعتبار و اهمیت چند تن از بازرگانان ، کثرت تعداد شرکت کنندگان (بیش از پنجاه هزار نفر)، هماهنگی افراد از اقوام و ادیان گوناگون با یکدیگر، از جمله یونانی و بلغاری ، مولداویایی و والاشیایی ، ترک و ایرانی ، اتریشی و روس ، یهودی و مسیحی ، و نیز از نظم کاملِ مأموران انتظامی با ستایش فراوان یاد شده است .

در آسیای صغیر، بازارهای موسمی موجب رونق محصولات محلی و ورود کالاهای خارجی می شد. در میانة قرن اخیر، بازار موسمی بالِکِسیر در اواسط بهار هر سال ، در اعتبار و شهرت ، از رقبای خود پیشی می گرفت . بازارهای دیگری هر ساله در آنقره (آنکارا)، اواخر پاییز و قَسطمونی ، اوایل تابستان ، برپا می شد (آندره ، ص 205). از بازارهای مانیسا و زیله نیز پیش از این یاد کردیم .

بازارهای مکاره یا نمایشگاههای بین المللی که به روزگار ما در بعضی از کشورهای اسلامی از جمله ، ترکیه ، برگزار می شود تقلیدی است از غرب که با گذشتة اسلام پیوندی ندارد.

/برونشویگ ( به تلخیص )/


منابع :
(1) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمّدعلی موحد، تهران 1370 ش ؛
(2) محمّدبن احمدبن جبیر، سفرنامة ابن جُبَیْر ، ترجمة پرویز اتابکی ، مشهد، 1370 ش ؛
(3) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1302/1885؛
(4) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، کتاب المسالک : بلاد مغرب و افریقیه ، ترجمه و چاپ دوسلان ، پاریس 1913؛
(5) حدودالعالم ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1362 ش ؛
(6) محمّدبن جریر طبری ، کتاب تاریخ الرسل والملوک ، چاپ دخویه ، و دیگران ، لیدن 1964؛
(7) علی عبدلی ، طالشیها کیستند؟، بندر انزلی 1363 ش ؛
(8) علی مظاهری ، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ترجمة مرتضی راوندی ، تهران 1348 ش ؛




(9) محمّدبن احمد مقدسی ، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، لیدن 1906؛
(10) ناصرخسرو، سفرنامه ، ترجمة شفر، پاریس 1881؛
(11) محمّدبن جعفر نرشخی ، تاریخ بخارا، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1351 ش ؛
(12) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ محمّدامین خانجی کتبی ، قاهره 1323/1906-1325/1907؛
(13) احمدبن اسحاق یعقوبی ، البلدان ، ترجمة محمّدابراهیم آیتی ، تهران 1356 ش ؛


(14) Karl Theodor Andree, Geographie des welthandels. Mitgeschichtlichan er lجuterungen, Stuttgart 1867-1877;
(15) Marcel Bazin, "Les bazars saisonniers de montagne dans le T ¦ a les § , "in G. Schweizer, ed., Beitrجge zur Geographie orientalischer Stجdte und Mجrkte, Beihefte zum Tدbinger Atlas des Vorderen Orients, Series B, no. 24, Wiesbaden 1977;
(16) idem, Le Tہlech, une rإgion ethnique au nord de l'Iran, Paris 1980, 2 vols;
(17) M. Bazin and C. Bromberger, Gilہn et ¢zarbہyjہn oriental: Cartes et documents ethnographiques, Paris 1982;
(18) Victor Bإrard, ...La Macإdoine, Paris 1900;
(19) B. J. L. Berry, Geography of market centers and retail distribution, Englewood Cliffs 1967;
(20) Adolphe Blanqui, Voyage en Bulgarie pendant l'annإe 1841, Paris 1843;
(21) M. E. Bonine, Yazd and its hinterland. A central place system of dominance in the central Iranian Plateau, Marburger Geographische Schriften 83, Marburg an der Lahn 1980;
(22) John Lewis Burckhardt, Voyages en Arabie (en 1814), Paris 1835;
(23) Alexander Burnes, Travels into Bokhara, London 1835;
(24) Leone Caetani, Annali dell' Islam, Milano 1905-1926;
(25) Pierre Centlivres, Un bazar d'Asie Centrale: Forme et organisation du bazar de Ta ¦ shqurgha ¦ n (Afghanistan) , Wiesbaden 1972;
(26) Arthur Conolly, Journey to the north of India (in 1830), London 1838;
(27) Couvidou, Etude sur l'Egypte contem, le Caire 1876;
(28) Vital Cuinet, Syrie, Liban et Palestine, gإographie administrative, statistique, descriptive et raisonnإe, Paris 1898;
(29) Jovan Cvijic ¨ , La Pإninsule balkanique, gإographie humaine, avec 31 cartes et croquis dans le texte et 9 cartes hors texte, Paris 1918;
(30) J. P. Digard, Techniques des nomades baxtyہri d'Iran, Cambridge and Paris 1981;
(31) E. Ehlers, "Der Alvand Kuh. Zur Kulturgeographie eines iranischen Hochgebirges und seines Vorlandes," in Fragen Geographischer Forschung (A. Leidlmair Festschrift), Innsbrucker Geographische Schriften 5, Innsbruck 1979;
(32) D. Ehmann, Bah ¤ tiyaren - Persische Bergno maden im Wandel der Zeit, Beihefte zum Tدbinger Atlas des Vorderen Orients, series B, no. 15, Wiesbaden 1975;
(33) K. Ferdinand, "Nomad expansion and commerce in central Afghہnistہn", Folk 4 (1962), 123-59;
(34) Idem, "Nomade-bazarer i Central-Afghanistan, Et rids af deresopstaen, udvikling og bortvisnen", in Venner af Prins Peter (Friends of Prince Peter), Copenhagen 1978;
(35) Charles Eugةne, Viconte de Foucauld, ...Reconnaissance au Maroc 1883-1884, Paris 1888;
(36) J. B. Fraser, Travels and adventures in the Persian provinces on the southern banks of the Caspian sea, London 1826;
(37) Maurice Gaudefroy-Demombynes, ...Les institutions musulmanes, Paris 1946;
(38) Pierre-Simon Girard, In Description de l'Egypt, Etat moderne, vol. II, Paris 1812;
(39) Erwin Grخtzbach, "periodische Mجrkte in Afghanistan, Erdkunde 30/1, (1976);
(40) Idem, Stجdte und Basare in Afghanistan. Eine stadtgeographische Untersuchung. Beihefte zum Tدbinger Atlas des Vorderen Orients, Series B, no. 16, Wiesbaden 1979;
(41) Wilhelm von Heyd, Historie du commerce du Levant au Moyen-ہge, Leipzig 1885-1886;
42- D. Jacques-Meuniإ, Greniers-Citadelles au Matoc, Paris 1951;
(43) C. Jentsch, Das Nomadentum in Afghanistan, Afghanische Studien 9 Meisenheim am Glan, 1973;
(44) Justinard, Les Aفt Ba Amrجn, Paris 1930;
(45) K. Khosravi, "Les marchإs hebdomadaires pay sansen Iran, Etudes rurales 67 (1977), F. de La Chapelle, Les Tekna du sud Marocain, Paris 1934;
(46) Pةre de la Maze, "Journal du voyage du P. de la Maze de Chamakiإ ب Ispahan, par la province du Guilan", in Lettres إdifiantes et curieuses, paris 1838;
(47) Oskar Lenz, Timbouctou, voyage au Maroc au Sahara et au Soudan, Paris 1886;
(48) Jean Lإonl, Africain, Description de l'Afrique, إd. Ch. Schefer, Paris 1896- 1898;
(49) G. Marcy, "Une tribu berbةre de la confإdإration Ait Warain: Les Ait Jellidasen", Hespإris, 9 (1929), pp. 79-142;
(50) G. Melgunof, Das sدdliche Ufer des Kaspischen Meeres, oder die Nordprovinzen Persiens, Leipzig 1868;
(51) Jacques-Paul Migne, Patrologie Latine, Paris 1844-1864;
(52) Robert Montagne, ...Les Berbةres et le Makhzen dans le sud du Maroc, Paris 1930;
(53) Vincent Monteil, Notes sur Ifni et les Aفt Ba- Amra ¦ n, Paris 1948;
(54) Idem, Notes sur les Tekna, Paris, 1948;
(55) Prince Peter of Greece and Denmark, "The Abul camp in Central Afghanistan", Royal Central Asian journal 41/1(1954), 44-53;
(56) H.L.Rabino, Mazanderan and Astarabad, GMS 7. London 1928;
idem, Les provinces caspiennes de la perse. Le Guilan, Revue du monde

(57) musulman, 32. Paris 1915-16. idem Carl Rathjens, Die Pilgerfahrt nach Mekka, Hamburg 1948;
(58) Mikhail Ivanovich Rostovts ª ev, The social and economic history of the Hellenistic world, Oxford 1941, 1954;
(59) G. Schweizer, "Nordost-Azerbaidschan und Schah Sevan-Nomaden- Strukturwandel einer nordwestiranischen Landschaft und ihrer Bevخlkerung", Strukturwandlungen im nomadisch- bجuerlichen Lebensraum des Orients, Erdkundliches Wissen 26, Wiesbaden 1970, 81-148;
(60) Strabon, Gإographie, Paris 1966, vols. XI, XII;
(61) Charles Felix Marie Texier, Asie Mineure: description gإographique, historique et archeologique des provinces et des villes de la chersonnةse d'Asie, Paris 1882;
(62) C.T.Thompson, "Impetus for change: the transformation of peasant marketing in Mazandaran", in Khodadad Farmanfarmaian, ed., The social sciences and problems of development, Princeton 1976, 226-43;
(63) Idem, "Petty traders in Iran," in M. E. Bonine and N. R. Keddie, eds., Modern Iran. The dialectics of continuity and change, Albany 1981;
(64) J. K. Thorpe, "Cyclic markets and central place systems: The changing temporal and locational spacing of markets in the Caspian llittoral of Iran, in E. Ehlers, ed., Beitrجge zur Kulturgeographie des islamischen Orients, Marburger Geographische Schriften 78, Marburg an der Lahn 1979;
(65) Idem, "Periodic markets in the Caspian lowlands of Iran," in R. H. T. Smith, ed., Market-Place trade-Periodic markets, hawkers, and traders in Africa, Asia, and Latin America, Vancouver 1978, 81-98;
(66) Van Der Meuln-Von Wissmann, Hadramaut, some of its mysteries unveiled, Leyde 1932;
67- Edward Westermarck, "Ritual and belief in Morocco", in Morocco, Londres 1926;
(68) E.wirth, "Zur Theorie periodischer Mجekte aus der Sicht von Wirtschaftswissen-schaften und Geographie", Erdkunde 30/1 (7946), 10-15.

(69) ) / به تلخیص )؛
برونشویک ( ایرانیکا / مارسل بازن (

10) بازار در ایران .

بازار ایرانی مجموعة واحد و مستقلی از دکانها، تیمچه ها، کاروانسراها، میدانها، بناهای مذهبی ، حمامها، و دیگر مکانهای عمومی است . این مرکز تجاری سنتی معمولاً دارای طاق ضربی آجری است . روزنهایی که در طاق آجری تعبیه شده نور و جریان هوا را تأمین می کند، و بلندی سقف ، فضای بازار را در فصل گرما خنک می سازد. خرده فروشان و صنعتگران در دکانهای کوچک یک طبقه ای ، به عرض سه تا چهار متر، به تفکیک حرفة خود، در راسته های مجزّا مستقر هستند. در بازار، خانة مسکونی وجود ندارد، از این رو مجموعة اصلی بازار را می توان به هنگام شب ، در تعطیلات یا اعتصابات بست . بازارهای ایران قیصریّه هم دارند؛
معمولاً در دکانهای قیصریه کالاهای قیمتی می فروشند؛
ازینرو در دو انتهای قیصریه درهای بزرگی هست که می توان آنها را قفل کرد. بازارِ شهرهای کوچک ، چند صد دکان یا کمتر و بازارِ شهرهای بزرگ چند هزار دکان دارند.

خان یا سرا جزء لاینفکّ بازار است . تاجران عمده در مجموعه های دو طبقه ای مستقر هستند که گرداگرد حیاط بنا شده است ؛
معمولاً طبقة تحتانی به انبار کالا و در مواردی به کسبه یا صنعتگران جزء، و طبقة فوقانی به دفتر کار تجّار اختصاص دارد. مدخل کاروانسراها در قسمتهای اصلی بازار قرار دارد و سراهای مسقّف و کوچک (تیمچه )، با دکانهای کوچک در کنار کاروانسراهای بزرگ ساخته شده است . در این میان کالاها، پیاپی توسط باربران از میان جمعیّت حمل می شود. در بازار، مسجد، مدرسة علوم دینی ، مقبره ، و مستغلات وقفی فراوانی وجود دارد. مسجد جامع شهر در کنار یا بخشی از بازار است ؛
شکل بازارهای ایران ، بیشتر خطی (طولی ) است . راسته های اصلی به صورت رشته ای واحد و متصل به هم ، و متفرعات آن در دوسوی محور اصلی قرار دارد. بازارهای کرمانشاه ، کاشان و شیراز و بخشهای عمده ای از بازارهای اصفهان و تهران از این الگو پیروی کرده است . بازارهای شهرهای کوچک نیز چنین است . سایر بازارهای ایران ، بیشتر به شکل مستطیل و مشتمل بر چندین راستة اصلی موازی با هم است که با راسته های کوچکتری به هم متصل شده است . بهترین نمونة این نوع ، بازار تبریز است .

بخش اعظم بازارهای مسقّف از راسته های طولانی با طاقهای قوسی تشکیل شده است . در برخی از جاها طاقهای گنبدی ، طاق و تویزه های زیبا، گاه با سکُنج و شبکه های نورگیر و تزیینات دیگر بوده است . بسیاری از گنبدها و دالانها با طرحهای هندسی آجری تزیین شده و سقف بیشتر گذرگاهها با گچ پوشیده شده است . در بازار معمولاً تزیینات کاشیکاری یا معرّقکاری دیده نمی شود؛
مگر در سردرِ مساجد یا دیگر بناهای مذهبی . قیصریة اصفهان ، بازار نو در شیراز، و بازار خان ولی در یزد نمونه های عالی معماری بازار است .

«بازارچه » در بیشتر محله های قدیمی شهرهای ایران دیده می شود؛
بازارچه ها با تعداد کمی دکان ، احتیاجات روزمرة مردم را برآورده می کند. آنها معمولاً مسقف و در محل تقاطع کوچه های اصلی محلّه واقع اند. در دهه های اخیر تعداد آنها بسیار کم شده است .

الف ) بازارهای روستایی . در دوران قبل از اسلام ، بازارهای هفتگی و بازارهای مکاره برپا می شد. برای نمونه ، در طَوایِس ، یکی از قصبات بخارا، هرسال به مدت ده روز در ماه تیر بازار مکاره ای تشکیل می شد. «رسم آن بازار چنان بوده است که هرچه آخِرْیان معیوب بودی از برده و ستور و دیگر آخریان باعیب ، همه بدین بازار فروختندی . و بازار رد کردن امکان و سامان نبودی و هیچ شرط نپذیرفتی . نه فروشنده و نه خرنده را. و هر سالی بدین بازار ده هزار کس بیش حاضر آمدی از بازرگانان و اصحاب حوایج ، چنانکه از فرغانه و چاچ و جایهای دیگر بیامدندی و با منفعت بسیار بازگشتندی » (نرشخی ، ص 18). در وَرَخْش'ا (فَرَخْشا)، قصبة دیگری از بخارا، نیز هر دو ماه یک بار بازاری تشکیل می شد: «و این دِه را هر پانزده روزی بازار است . و چون بازار، آخرینِ سال باشد، بیست روز بازار کنند. و بیست و یکم (روز) نوروز کنند، و آن را نوروز کشاورزان گویند. و کشاورزان بخارا از آن حساب (را) نگه دارند، و بر آن اعتبار کنند» (نرشخی ، ص 25). بازارها در اوایل دورة اسلامی در ایام معینی برپا می شد، مانند سه شنبه بازار شرق بغداد. در عَسْکر مُکْرَم (خوزستان ) نیز جمعه بازاری برپا می شد (متس ، ص 452؛
لسترنج ، ص 255). بازارهای مکاره غالباً به نام ماهی که در آن برپا می شد، معروف بود. این بازارها روستایی بود و خصلت محلی داشت ؛
البته برای سوداگران شهری نیز منفعت داشت . بازارهای روستایی تداوم خود را در تاریخ ایران تا امروز حفظ کرده است . نقش بازارهای روستایی از بسیاری جهات شبیه بازارهای شهری است . مطالعات تفصیلی ، بویژه در نواحی شمال ایران نشان داده که بازار در روستاهای ایران علاوه بر جنبة اقتصادی ، نقش فرهنگی و اجتماعی نیز داشته است . چنانکه ملاقات مردم با یکدیگر، تبادل اخبار و اطلاعات ، انتخاب همسر، تفریح ، اجرای مسابقات (مانند کشتی )، بزرگداشت رویدادهای مهم تاریخی ، حل و فصل اختلافات ، و جمع آوری مالیاتها نیز همه و همه در بازارها صورت می گرفت (خسروی ، ص 20 - 29).

ب ) بازارهای شهری . درحوزة فرهنگی ایران ، بازار شهر به مثابة بخش مرکزی تجارت است .بازار، نهادی اجتماعی و مشتمل بر عناصر دینی ، تجاری ، سیاسی ، و اجتماعی بوده و هست . این نهاد، مرکز اصلی ملاقات ، تجارت ، و دادوستد در زندگی شهری است ؛
از این رو نقش بازار را باید با زمینة آن ، یعنی شهر، بررسی کرد. در ایران ، شهر، مرکزی سیاسی ، تجاری ، فرهنگی ، و دینی است . بازار سهم بسیار مهمّی در تحقق این نقش داشته و در حقیقت بازتابی از ویژگیهای شهر اسلامی است . در این بازار فعالیتهای مختلفی صورت می گیرد؛
از جمله : تولید، کلی فروشی ، خرده فروشی ، دستفروشی ، دوره گردی ، صرّافی ، دادوستد داخلی و خارجی ، سکونت موقت ، و فعالیتهای دینی ، سیاسی ، اجتماعی ، و فرهنگی . مرکز تولید کالا، در بازار و کاروانسراها بود، و تولید و فروش کلی و جزئی همه در یک محل صورت می گرفت . تخصص اقتصادی را کالا تعیین می کرد نه شیوة تولید. فروش کالا به شکلی نامنظم در دست صنفها بود. صنفها، مانند گروههای دیگر، از نظر اقتصادی زیر نفوذ اعضای ثروتمند صنف و بازرگانان عمده فروشی بودند که بر سایر فعالیتهای اقتصادی تسلط داشتند. قدرت سرمایه گذاری این افراد سبب شده بود که تولید، بویژه تولید منسوجات ، علاوه بر بازار در نواحی مسکونی شهر و روستا صورت بگیرد.

علاوه بر دکه ها و حجره های ثابت ، افراد دوره گرد نیز به فروش کالا یا عرضة خدمات مشغول بودند. این افراد در حال گشت یا در محلی ثابت در فضای باز بودند (مانند سلمانیها و دستفروشان ). بعضی از دستفروشان و خرده فروشان کارگزاران همان قدرتهای اقتصادی بودند که منابع مالی صنعتگران و سوداگران را نیز تأمین می کردند؛
محل کسب و کار آنها در محدودة دکانهای همان افراد بود (نجمی ، ص 94؛
مستوفی ، ج 1، ص 159ـ162).

بازار، مرکز مالی شهر نیز بود. برای سرمایه گذاری در معاملات بازار، علاوه بر مستغلات و آثار هنری گرانبها، از پول نیز استفاده می شد. از این رو حکّام و اشراف ایران ، خواه با ساختن و خریدن کاروانسرا و دکان و خواه با مشارکت در معاملاتِ بازرگانی ، مبالغ هنگفتی سرمایه گذاری می کردند. برای نمونه ، سلطان محمود غزنوی بازار بزرگ و پردرآمدی در بلخ ساخت (بازورث ، ص 140). عضدالـدوله دیلمی در کاروانسرایی سرمایه گذاری کرد که بازده بسیار سودآوری داشت (متس ، ص 452؛
لسترنج ، ص 266). بسیاری از اشراف ، پنهانی با تجارِ عمده فروشی که نفوذ و قدرت فراوانی در بخش تجارت داشتند، شریک بودند. این نفوذ معلول قدرت اقتصادی و مناسبات سیاسی ایشان با بزرگان بود. بزرگان نیز هرگاه به پول نیازمند می شدند بی درنگ از بازرگانان و صرافان وام می گرفتند. پول با نرخ ماهانه و هفتگی و حتی روزانه وام داده می شد؛
بدین ترتیب هرکس که وجه اضافی در اختیار داشت آن را به صراف یا بازرگان آشنای خود قرض می داد؛
نقش صرافان سرمایه گذار دارای اهمیت خاص بود، زیرا تقریباً تمام معاملات پولی در ایران عملاً از طریق آنها انجام می شد. از آنجا که اقتصاد ایران مبتنی بر کشاورزی بود، سلف خری منبع مهم دیگر سرمایه را تشکیل می داد. پیش پرداختها عمدتاً برای محصولات جنسی ، مانند گندم ، برنج ، ابریشم ، پنبه ، و پشم بود. سازماندهی و سرمایه گذاری در تولید منسوجات ، و پس از 1287 در قالی بافی در نواحی روستایی ، از دیگر فعالیتهای مهم بازار بود. از آنجا که دهقانان ، فاقد سرمایه یا دارای سرمایة اندک بودند، ناگزیر برای تمام کردن قالیهای نیمه تمام خود مجبور بودند از فروشندگان شهری یا دوره گرد پیش پرداخت بگیرند (برای قرن سیزدهم رجوع کنید به فلور، 1979؛
لمبتن ، ص 121 - 130).

نفوذی که بازار در نواحی روستایی داشت فراتر از تأمین سرمایه و سازماندهی کشاورزی بود. فعالیت بسیاری از اصناف ، مانند نانوایان و قصابان و بقالان ، برای رفع نیازهای اساسی جمعیت شهری بود. این فعالیتها اعم از ذخیره و آماده سازی سادة محصولات کشاورزی و توزیع کود و تولید وسایل و ابزار کشاورزی بود. سوداگران ، بخش عظیمی از کالاها و خدمات مورد نیاز دهقانان و دامداران را نیز تولید و تأمین می کردند. بنابراین نوسان درآمد این گروه از بازاریان ، متکی به درآمد روستاییان (بویژه سطح تولید کشاورزی ) بود، نه درآمد جمعیت شهری (تحویلدار، ص 107؛
اهلرز، 1983).

سهم بازار در تجارت منطقه ای و بین المللی جنبة دیگری از نقش اقتصادی آن بود. هر شهر و نواحی تابع آن محصولاتی داشت که علاوه بر رفع نیازهای داخلی به دیگر نواحی ایران یا دنیا صادر می شد. در مقابل ، کالاهایی که در ایران تولید نمی شد ولی خواستار داشت ، از کشورهای دیگر به ایران وارد می شد. بازرگانان عمده فروش ، با طرفهای تجاری و اعتباری خود، در سازماندهی و تأمین منابع مالیِ این نوع دادوستد نقش اساسی داشتند. مرکز این عملیات در قیصریه و دیگر سراهای مهم بود. این فعالیتها غالباً به ورود تجّار بیگانه ای منجر می شد که به استقرار دایمی یا منظم در بازار علاقه مند بودند. تجّار بیگانه ، مانند هندیها، عربها، ترکها، یونانیها، ایتالیاییها، و بسیاری ملیتهای دیگر، از آغاز فعالیت تجاری خود با ایران ، پی درپی به ایران رفت و آمد داشتند. شرکت هند شرقی هلند و شرکت هند شرقی انگلیس ، از اوایل قرن یازدهم نمایندگانی به ایران اعزام کردند که هر کدام مدتی طولانی در شهرهای مختلف ایران زندگی می کردند. گزارشهای بایگانی شدة این نمایندگان ، حاوی اطلاعات سودمندی است . این افراد مانند سایر تجّار در کاروانسرایی در بازار اصفهان مستقر بودند و به داد و ستد با همکاران ایرانی خود می پرداختند (متس ، فصل 26؛
باربارو و کنتارینی ، ص 127؛
فلور، 1979؛
نرشخی ، ص 18).

بازاریها در بازار زندگی نمی کردند زیرا بازار فاقد محل مسکونی بود. ولی کاروانسراها علاوه بر نقشی که در تولید و دادوستد داشت ، مسافرخانه نیز بود؛
مسافران یا بازرگانان غریب در این کاروانسراها سکونت می کردند. «بازار» و «جشن » غالباً مترادف بوده است ؛
بیرونی (ص 228) در قرن چهارم به جشنهایی در قم (عید بیست و دوم یا بادروز) و اصفهان (کُزَین یا کُژَین ) اشاره کرده است . همان طور که اکنون هم می توان در بسیاری از بازارها دید، مبالغ هنگفتی برای مطبوع ساختن محیطهای کار صرف می شد. برای مثال ، اعضای صنف رنگرزان قَدَک اصفهان در راسته هایی کار می کردند که سقفهای گنبدی مرتفع و 136 دکان دو طبقه داشت . دکانها جادار، تمیز، و مطبوع بودند. نیمکت برای نشستن ، محل خواب تابستانی و زمستانی ، حوض ، استخر، چاه ، آب انبار، و وسایل رنگ کردن و قصّاری (گازُری ) فراهم بود. در قرن سیزدهم بسیاری از مقامات حکومتی و بازرگانی که با ریش سفیدان بازار آشنایی یا دادوستد داشتند، برای استراحت روزانة خود به این دکانها می رفتند (تحویلدار، ص 93).

خویشاوندی در بازار اهمیتی ویژه داشت و ازدواج داخلی در بازار معمول و مرجّح بود؛
ازینرو بازار به صورت واحدِ خویشاوندی گسترده ای درآمده بود (تائیس ، ص 199). میزان ازدواجهای داخلی در میان بازاریها از هر گروه دیگر بیشتر بود. جنبة اجتماعی بازار بویژه در صفوف نماز جماعت بازاریان در مسجدهایی که تعداد آنها در بازار فراوان است ، متجلی بود. رویدادهای اجتماعی یاد شده ، جز چند مورد، محدود به یک صنف نبود، بلکه همة اصناف را شامل می شد؛
در واقع بازاری بودن بیش از صنفی بودن اهمیت داشت (فلور، 1984).

جامعة بازاریان علاوه بر نماز جماعت روزانه ، در جلسات هفتگی هیئت مذهبی نیز شرکت می کردند. میزبانی این جلسات ، هر هفته ، به عهدة یکی از تجّار بود. بازاریان به مناسبت عزاداری محرّم ، هر سال ، مراسم ویژه ای برپا می داشتند. سینه زنی و تعزیه از جملة این مراسم بود. بازاریها (گاهی چند صنف ) دسته راه می انداختند و با بیرقهای خاصِ عزاداری در مراسم ماه محرم شرکت می کردند. بازاریها بدین منظور عَلَمهای ویژه ای داشتند که مانند بازار کاشان تا زمان حاضر، در بازار از آن نگهداری می کرده اند. جلسات هفتگی هیئت مذهبی فقط برای عزاداری نبود، بلکه فرصت خوبی برای ملاقات ، بحث و گفتگو دربارة مسائل اقتصادی و سیاسی ، یا ترتیب دادن ازدواج هم بود. اخبار و اطلاعات و شایعات بازار از طریق گفتگوهای افراد و شرکت آنها در همین هیئتهای مذهبی منتشر می شد (تائیس ، ص 202). در تأیید گفتة ویرت (ص 299) مبنی بر وجود بازارهایی خاصِ زایران در شهرهای مقدسی چون قم و مشهد، نه تنها سندی در دست نیست ، بلکه شواهدی خلاف این گفته را به طور مثال در مشهد ثابت می کند (پانینی آلبرتی ، ص 7 به بعد).

/ میشل بوناین ـ ویلیام فلور ( تلخیص از ایرانیکا )/

بازارهای ایران .

بازار اراک . بازار سرپوشیدة اراک در بخش مرکزی شهر قدیم ، و دارای شکلی صلیبی با دو محور شمالی ـ جنوبی به طول 880 متر و شرقی ـ غربی به طول 600 متر است که در محل چارسویی زیبا تلاقی می کنند. محور نخستین از جنوب تا دروازة قبله و از شمال تا دروازه راهزان امتداد یافته است . در این بازار که سراسر آن پنج متر پهنا دارد در هشت گذر صدمتری نزدیک به پانصد دکان و بیست سرا و تیمچه احداث شده است که زیباترین آنها سرای کتابفروشها و سرای نوذری است . یک راستة صدمتری از بخش جنوبی ، دو طبقه و دارای هشت متر ارتفاع است که در گذشته قسمتی از سقف آن فرو ریخته و سردر زیبای آن نیز به هنگام بنای جدید بانک ملی خراب شده است ؛
دو بخش صد متری از محور شرقی ـ غربی نیز ضمن خیابان سازی ویران شده است . چارسوی بازار، دارای سقفی دوپوش به ارتفاع 3ر13 متر و از لحاظ معماری در خور توجه است (محتاط ، ص 137 به بعد). پیدایی بازارهای اراک را به سال هشتم سلطنت ناصرالدین شاه (1271) سال احداث شهر سلطان آباد در اراضی ده دستجرد و ساختمان آن را به میرزا حسن خان ، نایب الحکومه عراق (اراک )، نسبت داده اند (اعتمادالسلطنه ، 1363، ج 1، ص 95؛
دهگان ، ج 2، ص 143).

بنابر شواهد تاریخی و مستند، مهمترین کالای بازارِ این شهر از دیرزمان قالی و جاجیم و دیگر دستبافهای بومی بوده است . دکتر فووریه ، پزشک ناصرالدین شاه ، آن را از صنایع مهم و قدیم و مایة پیشرفت شهر، و اراکیها را در این صنعت سرآمد ابنای وطن دانسته و نوشته است : «هنوز هم فرش خوب ایران را در بازار اروپا «ساروقی » می نامند» (ص 351 - 366).

/خسرو خسروی /

بازاراصفهان . نخستین اطلاع از بازارهای اصفهان شرح مافروخی در محاسن اصفهان ، به نقل از حمزه اصفهانی (متوفی 350 - 360) در اشاره به بنای شهر «یهودیه » در زمان خلافت ابوجعفرمنصور عباسی ، سال یکصدوپنجاه و اندی از هجرت است : بازاری که دارای میدانهایی بود برای تجّار و کسبه و کارگران در کنار یهودیه و در محلی که به میدان تبانان (کاه فروشان ) معروف است .

«مقدسی » دربارة اصفهان و بازار آن می نویسد: «این شهر، شهر تجارت و معاملت است ، مصنوعات و منسوجات اصفهان را به اطراف و اکناف عالم می برند... بازارهای این بلد بعضی بی سقف و برخی مسقف است » (اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 157). مافروخی در محاسن اصفهان به بازار «جورین » در دروازة «جور» اصفهان اشاره کرده و می نویسد: هنگام نوروز به مدت دوماه در آن ، مراسم باشکوهی برپا می شده است . ناصرخسرو در قرن نهم هجری از بازارهای اصفهان چنین یاد می کند: بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندی و دروازه ای و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه ای بود که آن را کوطَراز می گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته (ناصرخسرو، ص 9ـ13). کهنترین بخش بازار اصفهان در پیوند تنگاتنگ با مسجد جمعه قرار داشت . بازار با رشد شعاعی شهر اصفهان گسترش یافت و کاروانسراهایی متصل به بازار احداث شد. تعداد کاروانسراهای اصفهان بالغ بر یکصد ذکر شده است . در برخی منابع ، محل ، ابعاد، و نوع کار هر کاروانسرا آمده است (محمدیوسف کیانی ، ص 44-49؛
تحویلدار، ص 58 - 59؛
به نقل هنرفر، ص 834 - 835). از کاروانسراهای معروف اصفهان ، کاروانسرای جده یا مادرشاه (شکل 9) است که متعلق به مادرِ شاه سلطان حسین بوده است . این کاروانسرا در مجاورت ضلع شرقی مدرسة سلطانی چهارباغ واقع شده و در حال حاضر با حفظ نماهای داخلی آن و تعمیر و ترمیم کاشیکاریهای اطراف صحن آن و اضافات و الحاقاتی چند به اصل بنا، به صورت مهمانخانة بزرگی درآمده است (هنرفر، ص 711). اصفهان در دوران صفویه رشد پیدا کرد، در نتیجه بازارهای آن بیشتر اساس و شالوده ای صفوی دارد. با انتخاب این شهر به عنوان پایتخت ، میدان نقشِجهان (شکل 43، 44) نیز اهمیت پیدا کرد و دنبالة بازار به سوی این میدان ادامه یافت . چهار بازار در چهار ضلع آن احداث شدند و در نتیجه شبکه ای بسیار گسترده پدید آمد. طرح مجموعة باارزش و کم نظیر میدان نقش جهان و بناهای شکوهمند پیرامون آن و شبکة بازارهای وابسته به آن را، از جمله بازار شاهی (شکل 2) و سردر قیصریه ، باید از شاهکارهای شهرسازی به شمار آورد. در کتاب قصص الخاقانی سال پایان بنای بازار شاهی و دیگر بازارهای گرداگرد میدان نقش جهان ، 1014 ذکر شده است . شاردن (ج 7، ص 359) بازار بزرگ شاهی را بزرگترین و باشکوهترین بازار اصفهان می داند که بهترین پارچه ها برای فروش در آنجا عرضه می شده است . او می نویسد: سقف این بازار پوشیده شده است و در وسط بازار، محوطة بزرگ گردی است که گنبد بسیار بلندی چون سقف بازاربر آن زده شده است . میان این محوطه ، چهارسو قرار دارد. یک سو ضرابخانه وسوی دیگر کاروانسرای باشکوهی موسوم به کاروانسرای شاه قرار گرفته است . اولئاریوس (ج 1، ص 536) اشاره می کند که گرانترین پارچه ها و اجناس کشور در آنجا عرضه می شده ؛
دکانها و کالاها آنقدر مختلف و فراوان بوده اند که نادرترین اشیای دنیا در این بازار یافت می شده است . طول مجموعة بازار اصلی اصفهان که شامل راسته های مختلف است حدود 5 ر1 کیلومتر ذکر شده و طول بلندترین راستة آن ـ از اول بازارچه حسن آباد تا چهارسو مقصود ـ 550 متر است . عرض راسته ها حدود پنج متر و بلندی سقف آنها بین هفت تا 5 ر7 متر است که همة آنها طاقهای قوسی دارند. سقف بازار با نورگیرهایی که نور شکسته به درون می تاباند و جریان هوا را برقرار می سازد، تزیین شده است . راسته بازارهای عمده و معروف کنونی اصفهان عبارتند از: بازار قیصریه ، بازار گلشن یا جارچی ، بازار دروازة اشرف ، بازار لوافها، بازار آهنگرها، بازار کفشدوزها، بازار رنگرزها، چهارسو یا بازار مقصودبیک ، بازار نیماورد (از بخشهای بسیار قدیمی بازار)، بازار زرگرها، بازار قنادها (در عهد صفویه خاص قلمزنها و قندیل سازها بود)، بازار مجلسی ، و بازار بزرگ که از میدان نقش جهان شروع و به بازار طوقچی ختم می شود و در طول آنها، سراها، تیمچه ها، مسجدها، مدرسه ها، و حمامهای فراوان وجود دارد. تغییراتی که در شبکة شهر اصفهان بویژه از آغاز دوران پهلوی صورت گرفت ، لطمه های شدیدی به بافت تاریخی بازار اصفهان وارد ساخت ؛
تعداد زیادی از بازارها ویران شد از جمله : بازار زین سازها، مسگرها، میدان چهارحوض (غرب میدان نقش جهان )، ریخته گرها، چهارسوی فراشخانه ، چهارسو و سرای الماسیه ، بازار مشعلدارباشی ، بازار عربها، و بازار لله بیک . همزمان با از میان رفتن بازارها، تعداد چشمگیری از حرفه های دستی و هنری نیز به دست فراموشی سپرده شد که تعداد آنها به حدود سی رشته می رسد، از جمله : گلابتون دوزی ، نقده دوزی ، خزدوزی ، شمشیرسازی ، زره سازی ، زنجیربافی . از بازارهای اصفهان در 1294 چنین یاد شده است : دروازة مزبور (حسن آباد) متصل است به بازارچة بایره و به چهارسوق نقاشی که طاق آن چهارسوق گنبدی است رفیع و وسیع . در زیر طاق ، چهارطاقنما دارد، مصور به تصویرات بی نظیر کارهای نقاشان بزرگِ زمانِ پیش که مجالسِ حضرت یوسف و صورتهای پهلوانان و بهادران شاه عباس را چنان کشیده اند که در این اوان هیچ مصوری از عهدة آن برنمی آید. بعد از این ، به بازارچة طویل چهارسوق مقصود می رسد وبعد دنبالة آن به بازارِ عقبِ میدان نقش جهان می کشد... آن بازار از جانب جنوب به شمال مستقیماً متصل است به بازارها... که قریب سه ربع فرسنگ (5ر4 کیلومتر) طول بازار همین یک خط است (تحویلدار، ص 30). سردر قیصریه که در شمال میدان نقش جهان و در برابر دهنة بازار شاهی در سال 1026 بنا شده با توجه به مقرنس بندیهای سقف و دیوارهای نقـاشی شـدة آن از جملـه شاهکارهـای ارزشمند دوران صفویه و بـرگزیده ترین سـردر بازارهای ایران و شـرق به شمـار می رود. ازمیان صحنه های نقاشی شده ای که با گذشت زمان ، سالمتر به جا مانده یکی راجع به جنگ شاه عباس با ازبکان ، و دیگری صحنة شکار، از کارهای جالب رضا عباسی ، است . کاشیکاری دو سوی قوسِ سردر قیصریه ، نقش برج قوس (صورت انسانی در حال کشیدن کمان ، که نیمة پایین بدن او به شکل اندام ببر و دم آن اژدهاگونه رسم شده ) است . این نقش را به اعتبار نشانة پایه گذاری شهر اصفهان در این ماه می دانند. در عهد صفویه تا پایان عهد قاجار در دو سوی سردر، بنای نقاره خانه قرار داشت که ویران شده است . سال پایان بنایِ سردر را 1026 ذکر کرده اند.

/ پرویز ورجاوند /

بازار تبریز. تبریز که از قدیم در مسیر جادة ابریشم واقع بوده ، یکی از مهمترین مراکز بازرگانی ایران به شمار می آید. این شهر در جریان تجارتش با اروپا، از راه روسیه و عثمانی ، و مرکز و جنوب فلات ایران ، شهرتی جهانی کسب کرده است . ابن بطوطه (ج 1، ص 284) در 731 از بازار آن چنین یاد می کند: «از دروازة بغداد به شهر تبریز وارد شدیم و به بازار بزرگی که بازار قازان ( غازان ) نامیده می شد رسیدیم . و آن از بهترین بازارهایی بود که من در همة شهرهای دنیا دیده ام . هریک از اصناف پیشه وران در این بازار محل مخصوصی دارند، و من به بازار جواهریان که رفتم بس که از انواع جواهرات دیدم چشمم خیره گشت ». در 879، «کنتارینی » ایتالیایی ، سفیر مقیم دربار اوزون حسن ، از بازارهای متعدد تبریز و فراوانی اجناس در آن یاد می کند. تاورنیه ، در 1046 از بازارهای سرپوشیدة تبریز و اهمیت بازرگانی آن با عنوان معروفترین شهرهای آسیا نام می برد. شاردن (ج 2، ص 403 - 404)، شکوه مجموعه بازارهای تبریز را پیش از ویرانی آنها بر اثر زلزله ، چنین می ستاید: این شهر دارای عالیترین بازارهای آسیاست . وسعت و عظمت این بازارها، گنبدها، و طاقهای زیبایی که آنها را پوشانیده است با تودة عظیم وانبوه جماعتی که در طی روز در اسواق مشاهده می شود، و کثرت مقدار کالاهایی که در آنجا انباشته شده است به طور حیرت آوری بهت و جلال بازارهای تبریز را نمودار می سازد. زیباترین بازار این شهر که مرکز معاملات کالاهای گرانبها و جواهرات است ، قیصریه (بازار شاهی ) نام دارد. این بازار هشت گوش و بسیار وسیع و بزرگ است . قیصریه را حدود سال 850 به فرمان اوزون حسن ، که مقر سلطنتش تبریز بود، بنا کرده اند، این مجموعة شکوهمند و کم نظیر در جریان زلزلة شدید و هول انگیز سال 1193 تبریز بشدت آسیب دید، و از عمارتهای بلند و بناهای محکم اثری باقی نماند (طباطبایی ، ص 125). بازسازی و مرمت این مجموعه به احتمال قوی همزمان با بناهای باروی شهر، به همت نجفقلی خان بیگلربیگی از 1194 آغاز شد. بافت اصلی بازار تبریز از دو راستة سرپوشیدة شمالی ـ جنوبی و شرقی ـ غربی تشکیل شده است . عرض بازارها بین چهار تا پنج متر و بلندی سقف آنها پنج تا شش متر است که در مقایسه با سقف بازار نواحی مرکزی و گرمسیر بسیار کوتاهتر است . راسته های اصلی توسط راسته های فرعی و کوتاهتر به هم متصل اند، و در فضاهای بین آنها سراها، کاروانسراها، و تیمچه ها بنا شده است . تقاطع راسته ها را در سه راهیها و چهارراهیها (چهارسو) طاقهای گنبدی پوشانده است . بزرگترین گنبد بازار، تیمچة امیر و زیباترین قسمت آن ، تیمچة مظفریه است (شکل 31). مهمترین ورودی بازار در انتهای شمالی خیابان فردوسی است . هر بخش و راسته ای از بازار تبریز مانند دیگر بازارها به صنف معینی اختصاص داشته که به نام آنها معروف شده است . برخی از حجره ها به تناسب نیاز در بازار جای گرفته اند. برای نمونه ، حجره های شمع فروشان و عطرفروشان در مجاورت مسجدها قرار دارند. شبکة بازار تبریز، به مثابة قلب شهر است و نقش عمده ای در بافت شهر دارد. راسته های عمدة بازار تبریز، بازار امیر، راستة تازه ، راستة قدیم ، بازار سراجان ، شیشه گرخانه ، بازار کفاشان ، بازار صفی ، بازار صادقیه ، دلاله زن بازار، و بازار کلاهدوزان است . تیمچه های معروف آن امیر (به نام بانی آن محمدخان امیرنظام زنگنه ، از وابستگان عباس میرزا نایب السلطنه )، حاج شیخ ، و مظفریه را می توان به عنوان مهمترین کانونهای بررسی ویژگیهای فرهنگی و اجتمـاعی آن شهـر بـه شمار آورد، زیـرا بــا وجود دگرگونیهای فـراوانی که در ایـن سرزمین رویداده ، هنوز نقش پاسداری از ارزشهای فرهنگی اصیل و دیرپای جامعة ایران را برعهده دارد.

/ پرویز ورجاوند/

بازار تهران . احتمال می توان داد که بخش کوچکی از مجموعة بازار کنونی تهران ، هستة اصلی آبادی تهران پیش از صفویه و دوران شاه طهماسب بوده است . در زمان این پادشاه ، همزمان با برپایی برج و باروهای تهران ، بازار نیز بنا شد. در آن زمان بخشی از بازار، سرپوشیده و بخشی دیگر روباز بوده است . چنانکه توماس هربرت در سال 1039 بازارهای تهران را به این دو شکل وصف کرده است . بنای اصلی بازارتهران به روزگار قاجار، ایام سلطنت فتحعلی شاه ، برمی گردد. در این عهد محور اصلی بازارتهران از سبزه میدان تا خیابان مولوی گسترش یافته بود و دو چهارسو یا «چهارسوق » معروف به نامهای چهارسو بزرگ و چهارسو کوچک به ترتیب در سالهای 1222 و 1243 ساخته شده بود (اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 1929 ـ 1930). کاروانسراها، تیمچه ها، سراها، و تیمهای مختلف نیز در بازار ساخته شد، از جمله : تیمچة مهدیه با بنایی مستطیل شکل و دوطبقه که احتمالاً قدیمترین تیمچة بازار تهران است ؛
سرای امیر معروف به سرای «اتابکیه » با 336 حجره که در سال 1267 به دستور میرزاتقی خان امیراتابک بنا شد؛
راستة بازار میرزاتقی خان در 1268 با دو راستة کلاهدوزان و کفشدوزان ؛
تیمچة حاجب الدوله که از آثار حاجی علی خان حاجب الدوله (اعتمادالسلطنه ) و از معروفترین و زیباترین تیمچه های ایران است در بازار بزرگ تهران بنا شد. به این ترتیب شبکة وسیع و گستردة بازار تهران از جنوب ارگ تا خیابان مولوی امتداد پیدا کرد (شکل 48). در این شبکة گسترده ، چهارسوها، تیمچه ها، سراها، و راسته های مختلف همراه با بناهایی مانند: مسجدها، مدرسه ها، حمامها با بافتی زیبا پدید آمد. در جریان گسترش و تغییر شهر و تأسیسات شهری تعدادی از راسته ها از میان رفت ، از جمله : بازار کنار خندق (از میدان مقابل شمس العماره تا مسجدشاه ادامه داشت )، بازار مرغیها، و بازار توتون فروشها. بازارهای حلبی سازها و زرگرها کوتاهتر و کوچکتر شده است و تعدادی دیگر از بازارها در اثر تغییر در شیوة زندگی جامعه جای خود را به فعالیتهای سایر رسته ها داده ، از جمله : بازار لبافها، کرجی دوزی ، نعل چی گری که در کنار بازار سراجی ، در جنوب شرقی چهارسوبزرگ ، قرار داشت . عمدة بازارهای موجود تهران بازار بزازها، کفاشها، زرگرها، آهنگرها، مسگرها، بازار عباس آباد، بازار بین الحرمین ، بازار چهل تن (قدیمترین راستة بازار و از آثار دوران فتحعلیشاه )، بازار چهارسوق بزرگ ، بازار مسجد جامع ، و بازار پاچنار است . در بنای راسته ها، چهارسوها، تیمچه ها، سراها و دیگر واحدهای وابسته به مجموعة بازار تهران ، شاهد خلق فضاهای متناسب و زیبای معماری در زمینة نقشه ، حجم ، و نماسازی هستیم که متأسفانه از آغاز قرن چهاردهم به بعد بر اثر جریان رشد نامتناسب بازار، ایجاد تغییرات غیراصولی ، و استفاده از مصالح ناهماهنگ سخت آسیب دیده است . توجهی که طراحان و معماران به ایجاد فضاهای باز در میان بخشهای سرپوشیدة بازار، و نماسازی فضاهای سرپوشیدة بخشهای خاصی از

بازار و از جمله چهارسوقها و بویژه تیمچه ها، به منظوراز میان بردن یکنواختی داشته اند کاملاً آشکار است . در این زمینه شیوه های مختلفی به کار رفته است ، از جمله : سردرهای تزیینی سراها و تیمچه ها، کنج سازی در هشتی ها، یا گچبری تزیینی و رنگارنگ زیر سقفهای گنبدی و حاشیه قوسها، مانند گچبری چهارسوق بزرگ با نقشهای گیاهی و طرحهای دهان اژدری و خرطوم فیلی ، یا تزیینات زیبای آجرکاری در «تیمچة جدید»، و رسمی بندی زیرسقف ورودی سـرای نواب . اورسول (ص 124) در 1261 ش بازار تهران را چنین وصف می کند: از سبزه میدان به وسیلة سه مدخل باشکوه می توان وارد بازار شد. بازار بتنهایی یک شهر بی کم و

کاستی بود که در روز حدود بیست تا بیست و پنج هزار نفر جمعیت را در خود جای می داد... راهروهای وسیع و پیچ در پیچ سرپوشیده اش ، زیر گنبدهای آجری روزنه داری قرارگرفته بود. اورسول از بازار مسگرها، عطرفروشان ، میوه فروشها، کلاه فروشها، کفاشها، زرگرها، بزازها، توتون فروشها، فرش فروشها، اسلحه و عتیقه فروشها، و حجم فراوان دادوستد بتفصیل یاد می کند. لرد کُرزُن (ص 58) در 1268 ش بازار تهران را چنین وصف می کند: بازار تهران از بسیاری از بازارهای شرق قشنگتر و از بازارهای شیراز و اصفهان و تبریز خیلی عالیتر است .

/ پرویز ورجاوند/

بازار رضا. در 1354 ش ، استانداری خراسان به بهانة سامان بخشیدن و بهسازی محیط اطراف حرم حضرت رضا علیه السّلام که به صورتی آشفته و ناهنجار رشد و گسترش یافته بود، ساختمانها، دکانها و بازارچه های سنتی اطراف حرم مطهّر را ویران کرد و به جای آن ، بازاری دوطبقه و سرپوشیده در امتداد خیابان شهید اندرزگو، در فاصلة میان دو میدان بیت المقدس و هفده شهریور کنونی ، با طرح و مصالحی سنتی و نو بنا کرد که به بازار رضا شهرت یافت . این بازار در حقیقت نمونة جدیدی از بازارهای زیارتی است ؛
طول آن حدود 720 متر، عرضش سی متر، و ارتفاعش پانزده متر است . بازار رضا به دو راستة موازی ، و هر راستة آن به شش راستة صد متری تقسیم شده است . در ابتدا و انتهای بازار و در فاصلة میان راسته های صد متری جمعاً 6 فضای سرپوشیده قرار دارد که در حقیقت به منزلة چهارسوهای سنتی است . این فضاها در کف به شکل مستطیل و به منزلة راههای خروجی است و در سقف به شکل چهارگوش و دارای مقطعی مسطّح به ضلع هفده متر و مزیّن به سه ردیف در سه ردیف گنبد آجری است . چهار گنبد واقع در چهار گوشة سقفِ چهارسو کوتاه و باقی بلندتر بنا شده اند؛
رأس همة گنبدها مانند مقطع آنها هشت گوش است .

سقف راسته ها با طاق ضربی گهواره ای و از آهن و آجر و با پوششی از سیمان ساخته شده است . سردر مغازه ها با طرحهای حصیری و هندسی آجرکاری شده ، و در طبقة دوم ، حد فاصل سردر مغازه ها تا زیر سقف در طول راسته ، با شبکة آجریِ سراسری تزیین شده است . بخش اندکی از نور و هوای راسته ها، از این شبکه ها، و از دهانة گنبدها، و خروجیها تأمین می شود.

در دو سوی راسته ها یکی در جهت شرق رو به میدان هفده شهریور و دیگری در غرب رو به میدان بیت المقدس سه مدخل ، هر کدام از سه ردیف آجرکاری با قوس کم خیز ساخته شده که مدخل میانی بلندتر و عریضتر است ؛
فضای بالای هر مدخل و نیز سه کتیبه مستطیل شکل بالای آنها، با کاشیکاری معرّق تزیین شده است .

مغازه های دو سوی هر راسته ، دوبدو روبروی هم قرار گرفته و جمعاً بیش از هزار مغازه احداث شده که دارای شکل و ابعاد یکسان هستند. طبقة اول را دکانهای گوناگون خرده فروشی و طبقة دوم را حجره های تجاری و کارگاههای کوچک تولیدی اشغال کرده اند. در این راسته ها بیشتر، کالاهای باب سوغات و مورد نیاز مسافران و زایران عرضه می شود (شکل 70).

با اینکه بازار رضا از لحاظ شکل معماری و کاربرد و مصالح ساختمانی شباهتهایی با بازارهای سنتی ایران دارد، از بعضی جهات نیز با آنها متفاوت است . مهمترین اختلاف آن با دیگر بازارها نداشتن بعضی انشعابات اصیل و سنتی مانند سرا، تیمچه ، مدرسه ، حمام و بخصوص مسجد است که از دیر زمان عنصر پیوسته واصلی بازارها شمرده می شد. پیش بینی محل برای شعبه های بانک که از بعضی جهات جانشین صرافیهای قدیم شده ، و نیز ایجاد راههای خروجی متعدد در طول بازار و انتهای راسته های صد متری و همچنین احداث راهروهای رواق مانند در دو سوی دیوارِ خارجی بازار، خصوصیاتی جدید هستند. متأسفانه توقفگاه برای وسایل نقلیه که امروز از ضروریات هر ساختمان عمومی است در زیر یا اطراف این بنا پیش بینی نشده است .

/ عباسعلی تفضلی /

بازار قزوین . ناصرخسرو (ص 5) به عنوان نخستین راوی بازار قزوین می گوید: قزوین را شهری نیکو دیدم با باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب . یاقوت حموی (ج 4، ص 89) ضمن ذکر سفر هارون الرشید به قزوین ، راجع به بازار آن چنین اشاره دارد: روزی بر گنبد بلندی که بر دروازة شهر و مشرف بر بازارها بود برآمد؛
در این وقت نفیر برخاست . پس مردمِ آنجا را نگریست که دکاکین خود را ببستند. بنیان بازارهای کنونی و کاروانسراهای قزوین را باید از دوران صفویه و برگزیده شدن این شهر به پایتختی دانست . هربرت (ص 519) به سال 1037 دربارة بازارهای آن می نویسد: بازارهای قزوین بزرگ و دلپذیر است . جرج مانورینگ از همراهان برادران شرلی در بیان مراسمی که در بازار قزوین برپا شده ، آن را چنین وصف می کند: در میان شهر قزوین محلی است که بازار می نامند و سه برابر بازار لندن است ... آن شب همة دکانها را به فرمان شاه ، چراغانی و تزیین کرده بودند. در وسط بازار سکوی بزرگی ساخته بودند که شش ستون داشت و بر آن قالیهای گرانبها و زربفت گسترده شده بود و در آنجا صندلی سیمین مزیّن به فیروزه و یاقوت و الماسهای درشت برای شاه قرار داده بودند (فلسفی ، ج 4، ص 239). آبادانی و رونق بازارهای قزوین تا دوران قاجاریه نیز ادامه یافت و در زمان ناصرالدین شاه ، سعدالسلطنه ، حکمران قزوین ، مجموعة وسیعی را که شامل : بازار، بازارچه ، سرا، و کاروانسرا بود در محل بخشی از ویرانه های باغ سعادت ، متعلق به دوران صفویه ، پدید آورد. واین در زمانی بود که دادوستد و بازرگانی با روسیه رونق فراوان داشت .ازاواخر دوران قاجار، مجموعة بازار دستخوش تغییراتی شد. عامل فرسودگی بنا، آتش سوزی و تغییرات نامعقول و سودجویانه دربافت بازار، و برچیدن بخشی ازسقفهای آن ،به این مجموعة باارزش آسیب رساند.بااین حال ، بازار قزوین ، هنوز هم پررونق ترین مرکز داد وستد شهری به شمار می رود.ازمجموعة وسیع بازارهای قدیم تنهابازار بزّازها، بازار قیصریه ، و بازار زرگرها با سقفهای قوسی آجری خود، باقی است . وجود سراهای باارزشی چون سرای شاه (از آثار دوران صفویه )، سرای وزیر، سرای حاج رضا و مجموعة سعدالسلطنه (شکل 71)، بخشهای ارزشمندی از بافت گستردة بازار قزوین است . از اواخر دورة قاجار از اهمیّت بخش شرقی بازار بویژه سراها و کاروانسراهای آن ، که محل عمدة فعالیتهای تجارتی بود کاسته شد و این محلها به صورت کارگاههای تولیدی و صنعتی کوچک به حیات خود ادامه داد.

/ پرویز ورجاوند /

بازار قیصریة لار. ویژگی جایگاه جغرافیایی شهر لار، در نزدیکی خلیج فارس و استانهای معتبری چون فارس و کرمان ، از دیرباز باعث آبادانی آن و رونق بازارش بوده است . ابن بطوطه در 731 از «بازارهای نیکو»ی آن یاد می کند. در دوران صفویه نیز بر رونق آن افزوده می شود. بازار قیصریة لار را، که در زمان شاه عباس اول صفوی ساخته شده است ، می توان یکی از نمونه های باارزش هنر معماری بازار ایران به شمار آورد. این بازار از آثار ملوک «گُرگینی » است که تا سال 1011 در لارستان حکمروایی داشتند و آخرین آنها «شاه ابراهیم خان » بود که توسط الله وردیخان والی فارس و سردار معروف شاه عباس از قدرت برکنار شد. در فارسنامة ناصری (فسائی ، ج 2، ص 1506) دربارة بنای این اثر چنین آمده : ...اکنون از آثار ملوک گرگینی در شهر لار، مسجد جامع و چهار بازار مشهور به قیصریه است که دیوار و طاقهای داخلی و خارجی آنها را از گچ خالص و سنگ تراشیده ، منبت و مقرنس ساخته اند؛
و چندین مرتبه آن را تعمیر کرده اند و در سال 1015 حاجی قنبرعلی بیک ذوالقدر جهرمی ، وزیر خطة لار، قیصریه را تعمیری لایق کرد. بازار لار از دو راسته عمود بر هم (شکل 51)، یکی شمالی ـ جنوبی به طول 4ر124 متر و دیگری شرقی ـ غربی به طول 6ر117 متر بنا شده است . چهارسوی زیبای قیصریه با طرح هشت گوش و طول و عرض 6ر13 متر و گنبد سنگی بلند، به ارتفاع 18 متر از آثار ارزشمند معماری ایران به شمار می رود. در چهارکنج چهارسو، چهار حجره با طرح پنج ضلعی ساخته شده است . در پشت حجره ها، گرداگرد هشتیِ چهارسو، دالان سرپوشیده ای به عرض 3ر4 متر قرار دارد که در دو سوی آن حجره هایی بنا شده است . دالان های سرپوشیده یا بازارکهای دور هشتیِ چهارسو، از ویژگیهای استثنایی قیصریة لار به شمار می رود. طاقهای ضربی بازار با هجده متر ارتفاع ، بلندی چشمگیری دارد. در قیصریة لار دو کتیبه هست ، یکی راجع به تعمیرات اساسی و بنیادی دوران شاه عباس صفوی که در پای گنبد چهارسوق قرار دارد؛
روی این کتیبه ، هشت بیت ، به خط نستعلیق نوشته شده که تاریخ 1014 را دارد. کتیبة دوم راجع به کارهای تعمیرات دوران ناصرالدین شاه قاجار است که توسط فتحعلی خان ، حاکم فارس ، صورت گرفته است . این کتیبه بر روی سنگ مرمر کنده شده و در پیشانی سردر ورودی جنوبی قیصریه نصب شده و تاریخ آن 1300 است . کفِ بازار قیصریة لار از خیابان و میدان مقابل آن پایینتر قرار گرفته ؛
این اختلاف سطح را پلکانهای سنگی پر کرده است . از نکات مهم این بنا ـ با وجود زلزله های به نسبت ویرانگری که در لار رخ داده است ، استحکام آن است . سیلوا فیگوئروا (ص 88، 89)، سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس بزرگ ، در 1026 از بازار لار چنین یاد می کند: بانی این بازار ـ که بی شک یکی از زیباترین و فاخرترین بناهای سراسر قارة آسیاست و می تواند با مجللترین فروشگاههای اروپا برابری کند ـ الله وردیخان ، سلطان شیراز است ... در یک کلام ساختمان این بازار به قدری مجلل است که می تواند رونق بخش زیباترین شهرهای جهان باشد. گفته شده که بنای قیصریة لار الگویی برای بنای بازار وکیل شیراز بوده است . در اطراف بازار قیصریه ، تعدادی کاروانسرا هست که تاریخ ساخت بنای آنها به دوران صفویه می رسد.

/ پرویز ورجاوند /

بازار کاشان . کاشان ، به دلیل وضع خاص جغرافیایی ، در بخشی از دوران اسلامی ، هم از نظر تجاری و هم از نظر تولیدات صنعتی اهمیت و اعتبار ویژه ای داشته است . دربارة بازار کاشان پیش از دوران صفویه اطلاع دقیقی در دست نیست . دو در چوبی بزرگ سرای «زغالیها» در وسط بازار مسگرها از قرن نهم (888) تنها نشانة به جای مانده از بازار آن دوران است (شکل 72). از اشاره هایی که برخی سفرنامه ها در قرن دهم به بازار کاشان و فراوانی کالا در آن کرده اند، چنین برمی آید که بازار کاشان پیش از دوران صفویه نیز اعتبار و رونق لازم را داشته است . در سال 981 از شهر کاشان به عنوان مرکز کار و کوشش یاد کرده اند؛
حتی بچه های پنج ساله در این شهر بیکار نمی مانند؛
هر کس از اهالی که دارای حرفه و صنعتی نباشد باید آن شهر را ترک کند (کرزن ، ج 2، ص 14). در زمان شاه عباس اول در میان بازار بزرگ کاشان ، چهار بازار دیگر به نام قیصریه با دکانها و کاروانسراهای بزرگ و باشکوه برپا بود. به هنگام سفر شاه عباس و پادشاهان بعدی صفویه به این شهر، بازارها را چراغانی می کردند، با این کار بر جلوة بازارها افزوده می شد. پیترو دلاواله (ص 138) در 1026 می نویسد: در داخل شهر طبق معمول سقف بازار پوشیده است و در دو طرف آن ساختمانهای نسبتاً خوبی وجود دارد. در وسط بازار، چهارسوق زیبایی واقع شده که دیوارهای اطراف آن نو و سفید و تمیز و دارای پنجره ها و ایوانهای متعددی است . تاورنیه (ص 145) می نویسد: «بازارهای کاشان قشنگ و با طاقهای خوب پوشیده شده است ، کاروانسراها همه بزرگ و راحت ... در کاشان عدة کثیری

صنعتگر و ابریشم کار هستند که خیلی خوب کار می کنند، زریهای خوبی از طلا و نقره می بافند که بهترین زریهای ایران است . بازارهای کاشان یا بخش عمده و به قولی همة شهر در زلزلة سال 588 بشدت ویران شد. به دستور کریمخان زند، گروهی از معماران و بنّایان به سرپرستی عبدالرزاق خان کاشی ، حاکم شهر، به کاشان فرستاده می شوند تا به بازسازی و مرمت برج و باروها و بازار و محله های شهر بپردازند، این کار دو سال به طول می انجامد. در عهد فتحعلیشاه به علت شکوفایی صنایع و تولیدات فراوان کاشان بخصوص تولید انواع پارچه ، کاروانسراها و تیمچه ها و بازارچه هایی چند در امتداد بازار بزرگ ساخته شد، از جمله بازار نومسگرها و بازار فرخ خان امین الدولة غفّاری که با حدود 120 دکان و کاروانسرا از استثناهای بازارهای ایران به شمار می رفت (شکل 73). این مجموعه مدتها بعد رو به ویرانی گذارد و در دوران پهلوی ، در جریان خیابان کشی ، کاملاً نابود شد. براون (ص 265) دربارة بازار مسگرهای کاشان می نویسد: «بازار مسگرهای کاشان با صدای دایمی چکش که روی مس می خورد و کوره هایی که مس در آنها سرخ و گداخته می شود یکی از نقاط تماشایی مشرق زمین است . بازار کنونی کاشان ، که اساسش به کارهای ساختمانی بعد از زلزلة 588 برمی گردد، از دروازة دولت تا میدان کمال الملک امتداد دارد. بخش عمدة بافت این بازار یک مسیر مستقیم است که پس از یک شکستگی ، با انحنای کم ، ادامه می یابد؛
در دو سوی آن چندین کاروانسرا، تیمچه ، مسجد، حمام ، و آب انبار مجموعه ای سرشار از زندگی و حرکت را پدید می آورد. از جمله واحدهای ارزشمند این بافت می توان سه تیمچة امین الدوله ، بخشی ، و صبّاغ را نام برد. تیمچة امین الدوله که در چهارسوق بازار «میان چال » قرار دارد با دهانه ای به عرض یازده متر از نمونه های کم نظیر هنر معماری تیمچه سازی دوران قاجار است . گذشته از تناسبها و شاهکارِ سقف سازی آن ، از نظر تزیینات ، بویژه مقرنس بندیهای زیر سقف و پوشش معقلی آن ، یکی از زیباترین ، و باشکوه ترین آثار معماری دوران اسلامی ایران به شمار می رود.

/پرویز ورجاوند/

بازار کرمان . از دورة صفویه مجموعه ای نفیس شامل میدان ، کاروانسرا، بازار، چهارسوق ، حمام ، آب انبار، و ضرابخانه باقی است که به نام حاکم وقت کرمان گنجعلیخان (متوفی 1034) نامگذاری شده است .

مجموعة گنجعلیخان در اطراف میدان وسیعی (شکل 42) به مساحت تقریبی 4500 متر در محوطة بازار قدیمی ، احداث شده است . کاروانسرای زیبا و معروف عهد صفوی در ضلع شرقی میدان واقع و به تزیینات خوش طرحِ معرّقکاری ، کار سلطان محمد معمار و کتیبه هایی به خط علیرضا عباسی آراسته شده است (شکل 74). بازار گنجعلیخان با هفتاد و اندی باب دکان ، از بازارهای زیبای ایران و وقف امام رضا علیه السّلام است . این بازار از چهارسوق و بازار سراجی تا بازار اختیاری امتداد دارد. چهارسوق این بازار، واقع در زاویة جنوب غربی میدان با طرزی زیبا، محکم و مرتفع ساخته شده ؛
بخش کمربندی سقف این چهارسوق با مناظری از بازار و کسبة عهد صفوی و چهارفصل سال ، با رنگ و روغن ، نقاشی شده که خوشبختانه بیشتر آن محفوظ مانده ، امّا کهنه از گرد و غبار روزگاران دراز است (همت کرمانی ، ص 161). بازار بزرگ کرمان از دهنة میدان توحید (ارگ ) تا میدان مظفری ، حدود سه کیلومتر است . بخش نخستین این بازار شامل دهنه ای بزرگ با سقفی بلند و سردری مزین به کاشیکاری و چند اتاق در طبقه فوقانی ، و مجموعاً به طول 25 متر است ، که آن را بازار نقاره خانه می نامند، پس از آن بازار سراجی است که بخشی از آن مسقّف نیست ؛
چهارسوق بزرگ در انتهای این بازار است (شکل 75). بین بازار گنجعلیخان و بازار وکیل ، بازاری به نام اختیاری قرار دارد که از شمال به کاروانسرای گلشن و کوچه ها و حمام وکیل ، و از جنوب به ساختمان مدرسة قدیمی علوم دینی می رسد. بازار وکیل از شمال به کاروانسرای وکیل و کوچة حمام ، از شرق به بازار مظفری ، از مغرب به کاروانسرای سردار، و از جنوب به بازار اختیاری محدود می شود و دارای دو قیصریه به نامهای ملامحمد صالح و وکیل است .

بازار مسگری (شکل 53) در میان دهانة شمالی چهارسوق گنجعلیخان ، و قیصریة زرگرها، چهارسوی کوچکی که از دورة قاجاریه محل برگزاری مراسم مذهبی و عاشورای حسینی بوده است . سقف این چهارسو در سالهای اخیر فروریخته است . در محوطة بازار کرمان ، بازارها و تیمچه های دیگری مانند بازار مظفری ، بازار آهنگری ، و بازار زرگری (شکل 7) وجود دارد.

/ خسرو خسروی /

بازار وکیل شیراز. این بازار بخشی از مجموعة وسیعی بوده است که با انتخاب شیراز به پایتختی ، به فرمان کریمخان زند میان سالهای 1183 - 1187 در محوطة وسیعی میان ارگ و اندرونی ، با همکاری گروهی از معماران ، صنعتگران ، و استادکاران معروف آن روزگار ساخته شد (موسوی اصفهانی ، ص 153). گفته اند کریمخان با مشاهدة بازار قیصریة لار دستور ساختن این بازار را داده است (کریمی ، ص 68؛
بنی ، ص 341). فلاندن (ص 331) در وصفی دلپذیر از میدان شاه و بازارهای آن ، این بازار را مایة آبروی شهر شیراز، و کُرزُن (ج 2، ص 122) آن را فعالترین بازار ایران و بهترین معرّف بازارهای شرقی و ایرانی خوانده است . پی یر لوتی (ص 107ـ 108) ضمن وصف این بازار، راستة سراجان را زیباترین بخش

این بازار دانسته است . احتمالاً در محل کنونی بازار وکیل ساختمانهایی وجود داشته که قدمت آنها به زمان صفویه می رسیده است (همایون ، ص 16 طرح شاردن ). در 1315 ش ، با امتدادیافتن خیابان زند، که از محورهای اصلی شهر شیراز است ، هشت طاق از این بازار و بخشهایی از کاروانسراهای قوامی و روغنی ، که سد راه خیابان بود، ویران و بدین سان بخشی از شمال این بازار از بقیة آن جدا شد و در سوی

دیگر خیابان قرار گرفت . بازار وکیل در میان راهی که از تنگ الله اکبر به دروازة سابق اصفهان منتهی می شده ، نزدیک به دروازه و داخل حصار ساخته شد. شکل بازار، چلیپایی و مرکب از چهار راسته است (شکل 50). شاخة اصلی ، مرکب از دو راستة شمالی و جنوبی ، نزدیک به پانصد متر بوده است (کرزن ، ج 2، ص 122). راستة شمالی تا چهارسو با 48 طاق به نام بازار کلاهدوزان ؛
راستة جنوبی با چهل طاق به بازار بزّازان ؛
راستة شرقی با نوزده طاق به بازار علاقه بندان و راستة غربی با یازده طاق به بازار ترکشدوزان معروف بوده است . در غرب راستة جنوبی ، حدود اواسط آن بازار دیگری به نام بازار شمشیرگران که در گذشته محل ساخت شمشیر بوده با یازده طاق وجود دارد که انتهای آن به راستة بزرگ

شمالی ـ جنوبی متصل می شود و دهانة ورودی آن مقابل سردر مسجدِ وکیل واقع است ، و این مسجد را به سراسر بازار پیوند می دهد.

پهنای راسته های بازار وکیل از پهنای سایر بازارهای ایران بیشتر است . دربرابر هر حجره سکوهایی سنگی با نقش برجستة ترنج بنا شده است . سقف راسته ها با ردیفی از طاقهای گنبدی آجری ، تویزه ها، کاربندیهای ساده و آجرکاریهای جناغی ساخته شده که منظری بسیار زیبا به فضای بازار بخشیده است . تهویه و روشنایی بازار با روزنهای تعبیه شده در گنبـدها، یا از پنجره های جاسازی شده بر پایة سقفها، بر فراز هر حجره تأمین می شود. کف این بازار که در گذشته ، نزدیک به یک متر پایینتر از سطح کنونی بوده ، با سنگ لوح خاکستری مفروش بود و حوض مرمری زیبایی که در وسط چارسو قرار داشت ، بعدها با بالا آمدن کف بازار زیر خاک رفت . در گذشته ، بازار دارای پنج در بزرگ بوده که شبها به کمک آنها از بازار حفاظت می کرده اند. در ساختمان این بازار، از سنگ در شالودة بنا و پایة سکوها و پیشخانها، از آجر در بنای دیوارها و طاقها، و از چوب در ساختن درها و درگاهیِ حجره ها استفاده شده است . چهارسو یا محل تقاطع راسته ها فضایی هشت گوش است که در هر کنج آن حجره های دوطبقه ای قرار دارد.

بازار وکیل ، پنج کاروانسرای به نسبت وسیع و پیوسته به راسته ها دارد که انبارها و حجره های بازرگانان و کارگاههای صنعتگران در آنها قرار گرفته است . از اینها، چهار کاروانسرا در راستة شمالی واقع است که سه تای آنها یعنی ، کاروانسراهای روغنی ، احمدی ، و گمرکخانه در سمت شرق و همزمان با بازار بنا شده اند و چهارمی به نام کاروانسرای قوامی در سمت غرب واقع است . پنجمین آنها موسوم به کاروانسرای فیل در شمال بازار شمشیرگران جای دارد که مجتمعی از حجره های تجاری است . دهانة اصلی کاروانسرای روغنی با مقرنس کاریهای زیبا زینت یافته و اِزاره و دالان ورودی با سنگهای سرخ فام پوشش شده است . در چوبیِ اصلی این کاروانسرا همچنان برپاست .

/ پرویز ورجاوند؛
با اضافاتی از ایرانیکا /

بازار یزد. مجموعة تاریخی بازارهای شهر یزد از میراثهای معماری و شهرسازی ایرانی با اصول حاکم بر معماری کویری است که به سبب اهمیّت در فهرست آثار ملّی و تاریخی به ثبت رسیده و آثاری از قرن نهم (روزگار جهانشاه قراقویونلو) تا قرن سیزدهم (دوره قاجار) را در بر می گیرد. این مجموعه از لحاظ پراکنش شهری از دو بخش متمایز تشکیل شده است : یکی بخش درون حصار شهر قدیم و دیگری در بیرون از این حصار (برج و باروی شهر) (شکل 76).

بخش نخست از گوشة شرقی مسجد جامع تا محلة دارالشّفاء امتداد یافته است ، مهمترین عناصر داخل حصار بازارچة فهّادان در محلة قدیمی یوزداران و بازار چهارسوق است . بازارچه های : کوشک نو، شاه ابوالقاسم (شهاب الدین قاسم طراز)، رباطُک ، دروازة شاهی ، و بازار نو نیز در این بخش جای دارند. بخش بیرون از حصار شهر کهنه ، عمدتاً شامل مجموعة بازارها و میدان خان و از لحاظ اقتصادی فعّالترین بخش بازار است . این بخش بر اثر خیابان کشی های دورة پهلوی ، بخصوص خیابان قیام (سابقاً شاه ) در محور

شرقی ـ غربی دو پاره شد و با از دست دادن ساختار و نظام فضایی اصلی خود به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است .

بخش شمالی شامل دو محور بازار خان (یکی در جهت قبله و دیگری عمود بر آن )، بازار زرگری ، بازار افشار، بازار دروازة مهریز، بازار صدری ، سرای وکیل ، سرای شیرازی ، سرای والی ، سرای افشار، بازار دَقّاقی ، سرای غلامعلی خراسانی ، چهارسوق بازار خان ، سرای پنجه علی ، سرای تهرانی ، بازار لبِ خندق ، تیمچة میرافضلی ، تیمچة افشار، سرای حاج عبدالحمید و سرای خانِ کهنه است . مسجد بیاق خان ، مدرسة عبدالرّحیم خان ، حسینیة شاهزاده فاضل و آب انبار دروازة مهریز در همین بخش جای دارند. بخش جنوبی ، میدان خان ، بازار قیصریه ، بازار پنجه علی ، بازار مسگری ، بازار زیرمنار میدان ، بازار چیت سازی ، بازار کاشیگری ، بازار مسجد ملااسماعیل ، سرای شیرازی ، سرای سادات ، بازار تبریزیان ، بازار علاقبندی ، (دالان ) تیمچة حاجی علی اکبر ریسمانی ، بازار جعفرخان ، بازار سرّاجها، بازارچة دوگانه مشیر، بازار محمدعلی خان ، سرای اعراب ، سرای شیرازی ، بازارچة لَرْد باجْوردی ، بازارچة کوچة میرقطب را در بر می گیرد. مدارس : خان ، شفیعیه و مصلّی ، و مساجد: میدان خان ، ملاّ اسماعیل و ریگ و حمامهای : میدان خان و منیر و آب انبارهای خواجه و میدان خان و لردهای : تازیان ، کوچه میرقطب ، باجْوردی و کاروانسراهای : ده بالایی ها، ملاّ حسینی ، کوچه میرقطب ، طزرجانی ها، مُشیر، بُنْدَرآبادی ها، و حسینیّة کوچه میرقطب نیز در این بخش قرار دارند.

از میان راسته های بازار یزد در درجة اوّل بازارخان اهمیّت دارد که از ساخته های محمدخان والی ، حاکم یزد

در قرن سیزدهم است (افشار، ج 2، ص 765) و بیشتر مغازه های آن در روزگار ما بزّازی و پارچه فروشی است . مجموعة خان شامل میدان ، مدرسه و قیصریه را محمدتقی خان

(متوفی 1213) با طرحی هماهنگ به وجود آورده است . قیصریه در فاصلة میان میدان و مدرسة خان واقع گردیده که مشتمل بر 22 دکان و دو درب بزرگِ نفیسِ قدیمیِ آلت بندی شده است .

این بازار از نظر معماری و طرّاحیِ فضا از انتظام خاصی برخوردار و از فضاهای مشابه در بازار یزد متمایز است . بازار علاقبندی که از تناسبات کوچکتری برخوردار است مانند قیصریه با دو در بسته می شده و از معدود بازارهای دو اشکوبة یزد است .

با خیابان کشیهای جدید بخشی از بازار محمدعلی خان ، بازار پنجه علی و تمام بازار اروسی دوزها از بین رفته است . در بخش شرقی میدان میرچقماق که خود اثری از قرن نهم و یادگاری از دوران حکومت امیر چقماق شامی است که از سوی شاهرخ تیموری به حکومت یزد منصوب شده بود، بازاری کهنسال به نام بازار حاجی قنبر وجود دارد که قدیمترین بازار یزد و از قرن نهم هجری و از بناهای نظام الدین حاجی قنبر جهانشاهی است که از سوی جهانشاه قراقویونلو (841 ـ 872) حاکم یزد بود. در قرن سیزدهم بر سر در این بازار، تکیة زیبای بلندی به اسلوب بناهایی که در تکایای یزد دیده می شود، رو به غرب احداث شده است که عمدة تزئینات آن کاشی معقلّی است . این بنای عظیم و فخیم که نزد مردم به تکیة امیر چقماق شهرت دارد، از دید مسافران معرّف شهر یزد است (افشار، ج 2، ص 707ـ 708، 765) (شکل 77).

میدان ـ حسینیّة امیرچقماق در گوشة شرقی مجموعة بازارهای یزد، با عناصر متشکّلة پیرامون آن شامل سه

آب انبار، مسجد امیرچقماق ، حمام ، کاروانسرا، کارگاههای بازاری و مقبره ، از عمده ترین فضاهای شهری شهرِ یزد محسوب می شود. این میدان به لحاظ اهمیّت فضایِ شهری ، با میدان نقش جهان در اصفهان و میدان گنجعلیخان در کرمان قابل مقایسه است .

نخل چوبی گوشة جنوبی میدان از عناصر متحرّک میدان ـ حسینیّه است که بمناسبت بزرگداشت شهادت امام حسین علیه السّلام بعدازظهر عاشورا بدوش مردم دورادور حسینیّه گردانده می شود.

دیگر راسته بازارهای یزد عبارتند از بازار پنجه علی ، بازار افشار، بازار جعفرخان ، بازار صدری ، بازار دروازة مهریز، بازار لبِخندق ، بازار چیت سازی و بازار علاقبندی که فعالیت عمدة تجاری آنها در زمینة منسوجات است . با اینکه فروش فرش و زیلو از دیگر فعالیتهای عمدة تولیدی و اقتصادی بازار یزد است امّا این صنف بازاری خاص خود ندارد و دکانهای آن در بازارها پراکنده هستند. تنها بازارهای صنفی یزد راسته های مسگری ، زرگری و آهنگری است . بازار اخیر با نام بازار کاشیگری مجموعه ای از کارگاههای کوچک آهنگری و تهیة ابزارهای سادة کشاورزی و لوازم موردنیاز روستاییان است .

سراها و تیمچه ها یعنی فضاهای تاجرنشین و عمده فروشی یزد، معمولاً در کنار میدانها و لَرْدها (رجوع کنید به پایین تر) قرار دارند.

سراها دارای صحن وسیع می باشند که ورود چهارپایان به داخل آن ممکن و استفاده از حیاط بعنوان بارانداز، میسّر بوده است .

سراها بیشتر دو طبقه هستند. از طبقة زیر سراها بیشتر به صورت انبار محلی استفاده می شود و تجارتخانه ها در اشکوب دوم جای دارند. از خصوصیات سراهای یزد این است که صحن و حیاط آن معمولاً به ارتفاع یک طبقه از ساختمان اطراف خود گودتر است و این امر احتمالاً به دو علت بوده است : یکی امکان دسترسی آسانتر به آب قنات که در یزد امری حیاتی بوده و دیگری استفاده از خاک حاصل از گودبرداری برای احداث بنا و حذف زحمت حمل آن از جای دیگر. شاید مناسب تر بودن فضای زیرزمین برای حفظ کالاهای انبار شده و بخصوص مواد غذایی نیز در انتخاب این شیوه عمل بی تأثیر نبوده است . فایدة دیگر نیز این است که این اختلاف سطح ، ارتفاع سقف حجره ها را با طاق و تویزه راسته بازار مجاور که یک طبقه است برابر می کند که از نظر پایداری مجموعة بازار، مؤثر است . سرای سادات ، سرای تهرانی ، سرای افشار، سرای حاج عبدالحمید، سرای پنجه علی ، سرای علی آقا، سرایِ خانِکهنه ، و سرای غلامعلی خراسانی ، سرای شیرازی ، سرای خواجه ، سرای والی ، سرای وکیل ، سرای گلشن و سرای اعراب از این گونه اند.

تیمچه ها معمولاً در کنار سراها قرار دارند و فضای سرپوشیدة کوچکتری هستند که تجارتخانه بوده اند. چند نمونه تیمچة بدون سقف نیز مانند تیمچة وکیل ، تیمچة خجسته ، تیمچة سادات در بازار یزد وجود دارد.

تیمچة تهرانی از نظر طراحی و تزیینات سقف (شکل 78) و تیمچة میدان خان ، (محل سابق بانک شاهنشاهی )، از لحاظ طاق و تویزة آجری و کاربندیِ نورگیر وسط آن و نیز، تزیینات ورودی در مجموعة بازار بی نظیر است .

چهارسوق بازار خان که در محل تلاقی دو محور این بازار واقع است یکی از انواع زیبای چهارسوق در بازارهای ایران است . سقف این چهار سو با کاربندیِ نفیس آجری و در سه مرحله بر روی هم اجرا شده است . این چهارسوق از نظر مهندسی ساخت یکی از کم نظیرترین سازه های معماری سنتی یزد است که تشریح ویژگیهای آن مجال وسیعی می خواهد (شکل 79 و 80).

کاربندیهای دیگری که در بازار یزد اجرا شده ولی از نظر معماری اهمیّت کمتری دارند عبارتند از: کاربندی قیصریه با اندودگچی ، کاربندی آجری جلوی مدرسة خان ، سردر مدرسة شفیعیه در میدان خان ، کاربندی آجری نورگیر بازار افشار، کاربندی آجری مسجد و مدرسة ملاّ اسماعیل و کاربندی تیمچة سرای علی آقا.

در مجموعة بازار یزد چهار گونه فضای باز وجود دارد: میدان ؛
لَرْدْ؛
حسینیّه ؛
مصلّی . کاربُرد این فضاها برحسب موقعیت استقرار، تجاری ، خدماتی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی یا تلفیقی از آنها بوده است .

میدان خان محل خرید نیازهای روزمرّة مردم و در عین حال محل تعزیرات حکومتی نیز بوده است . در اطراف این میدان مسجد، مدرسة علمیّه ، آب انبار دودهانه ، ورودی قیصریّه و چند بازار، تیمچه (بانک شاهنشاهی سابق ) و مغازه ها وجود دارند که از راه سه رواق دورادور میدان به هم ارتباط پیدا می کنند. میدان یا حسینیّة امیر چقماق ، حسینیّة بعثت (میدان شاه سابق )، حسینیّة شاهزاده فاضل و مصلاّ ی صفدرخان از دیگر فضاهای باز شهریِ بازارها هستند که بعضی از آنها مانند صحن مصلاّ ی میرُک بیک (معروف به مُصلّی صفدرخان ) در دل مجموعة بازار مرکز گردهماییهای مهم اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و برگزاری مراسم بزرگ مذهبی مانند نمازهای عیدین است .

یکی از فضاهای باز بازار یزد که از وجوه تمایز این مجموعه از دیگر بازارهاست نوعی میدان کوچک به نام لَرْدْ است که بیشتر کاربرد خدماتی داشته و دارد ولی در گذشته به صورت بارانداز از آن استفاده می شده است . لردها در حد فاصل بین بازار و بافت مسکونی شهر واقع اند و نوعی فضای مبدِّل در شهرسازی سنتی یزد به شمار می آیند. در کنار لردها روغنگری ، کاروانسرا، بازارچه ، مسجد و بعضاً حسینیه قرار دارد. لردهای مهم عبارتند از: لرد باجْوردی ، لرد حمّالون ، لرد کوچه میرقطب ، لرد تازیان ، لرد کیوان و لرد آسیاب .

مساجد و مدارس علمیّه از عناصر تفکیک ناپذیر مجموعة بازار یزد هستند که خود در میان شهرهای ایران به «دارالعباده » شهرت دارد. مسجد جامع در کنار بازار چهارسوق و بازار شاهی و مدرسة علمیّة امام خمینی در داخل برج و باروی قدیم شهر قرار دارند. مسجد جامع نو یا امیر چقماق ؛
مسجد/مدرسة مصلّی معروف به (مصلاّ ی صفدرخان )؛
مسجد بیاق خان ؛
مسجد/مدرسة ملااسماعیل ؛
مسجد ریگ ، مسجد ساباط ، مسجد حاجی حسین پوستینی ، مسجد شاه طهماسب ، مسجد پوست فروشان ، مسجد بازار حاجی قنبر، مدرسة علمیّه خان ، مدرسة علمیّة شفیعیّه و مدرسة عبدالرحیم خان از اجزاء مجموعه بازار یزد هستند. این مدارس همگی بجز مدرسة شفیعیّه در دو طبقه طراحی و ساخته شده اند. مسجد ملاّ اسماعیل به عنوان بزرگترین مسجد شهر پس از انقلاب اسلامی همواره محل برگزاری نماز جمعه بوده است .

از کاروانسراهای یزد که در محلاّ تِ چسبیده به بازار قرار دارند، تعدادی باقی و برقرارند و بعضاً بکلی ویران شده اند. کاروانسرای پسته در محلة لبِ خندق ، کاروانسرای دهبالایی ها، کاروانسرای ملاحسینی نزدیک لَرْد باجوردی ، کاروانسرای طزرجانی ها، کاروانسرای امیرچقماق ، کاروانسرای گودالُک ، کاروانسرای مشیر، کاروانسرای بُنْدَرآبادی ها، کاروانسرای غلامعلی خراسانی (معروف به غلامعلی سیاه )، کاروانسرای ابوالقاسم ، کاروانسرای شعبان ، کاروانسرای سیدحیدری ، کاروانسرای ناجی ، کاروانسرای رسولی ، کاروانسرای پاپُلی ، کاروانسرای ثوابیّه ، کاروانسرای ابوالمعالی (معروف به بولْمیری )، کاروانسرای درِ سیّد، کاروانسرای بافقی ها، کاروانسرای گودال مصلّی هنوز باقی هستند. کاروانسرای کوچه میرقطب و کوشک نو همراه شهرسازی جدید تخریب شده و از میان رفته اند.


منابع :
(70) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران 1370 ش ؛
(71) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، آثارالباقیه عن القرون الخالیه ، ترجمة اکبر داناسرشت ، تهران 1352 ش ؛
(72) محمد حسن بن علی اعتمادالسلطنه ، چهل سال تاریخ ایران در دورة پادشاهی ناصرالدین شاه (المآثر و الا´ثار) ، چاپ ایرج افشار، تهران 1363 ش ؛
(73) همو، مرآت البلدان ، چاپ عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث ، تهران 1367 ـ 1368 ش ؛
(74) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، تهران 1354 ش ؛
(75) ارنست اورسول ، سفرنامة اورسل : 1882 میلادی ، ترجمة علی اصغر سعیدی ، تهران ( تاریخ مقدمه 1352 ش ) ؛
(76) آدام الئاریوس ، سفرنامة آدام الئاریوس : بخش ایران ، ترجمة احمد بهپور، تهران 1363 ش ؛
(77) کلیفورد ادموند بازورث ، تاریخ غزنویان ، ترجمة حسن انوشه ، تهران 1363 ش ؛
(78) محمدابراهیم باستانی پاریزی ، گنجعلیخان ، تهران 1362 ش ؛
(79) ادوارد گرانویل براون ، یک سال در میان ایرانیان ، ترجمة ذبیح اللّه منصوری ، تهران 1371؛
(80) رولف بنی ، ایران پل فیروزه ، ورونا 1978؛
(81) ژان باپتیست تاورنیه ، سفرنامة تاورنیه ، ترجمة ابوتراب نوری ، چاپ حمید شیرانی ، اصفهان 1363 ش ؛
(82) حسین بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان ، چاپ ستوده ، تهران 1342 ش ؛
(83) محمود توسلی ، اصول و روشهای طراحی و فضاهای مسکونی در ایران ، تهران 1365 ش ؛
(84) همو، ساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران ، تهران 1360 ش ؛
(85) خسرو خسروی ، «بازارهای روستایی در ایران »، راهنمای کتاب ، سال 19، ش 1 - 3 (1355 ش )؛
(86) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران 1345 ش ، ذیل «کرمان » و «گنجعلیخان »؛
(87) پیترو دلاواله ، سفرنامة پیترو دلاواله (قسمت راجع به ایران ) ، ترجمة شجاع الدین شفا، تهران 1348 ش ؛
(88) ابراهیم دهگان ، ابوتراب هدایی ، تاریخ اراک ، اراک 1329 ش ؛
(89) دن گارسیاد سیلوا فیگوئرا، سفرنامة دن گارسیاد سیلوا فیگوئرا سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول ، ترجمة غلامرضا سمیعی ، تهران 1363 ش ؛
(90) ژان شاردن ، سیاحتنامة شاردن ، ترجمة محمد عباسی ، تهران 1336 ش ؛
(91) ولی قلی بن داودقلی شاملو، قصص الخاقانی ، چاپ حسن سادات ناصری ، تهران 1371 ش ؛
(92) محمدرضا طباطبایی ، تاریخ اولادالاطهار ، تبریز 1304 ق ؛
(93) علی فدایی ، موقعیت اجتماعی و اقتصادی بازار کرمان ، تهران ، 1352 ش ؛
(94) ریچارد نلسون فرای ، بخارا دستاورد قرون وسطی ، ترجمة محمود محمودی ، تهران 1365 ش ؛
(95) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران 1367 ش ؛
(96) اوژن ناپلئون فلاندن ، سفرنامة اوژن فلاندن به ایران ، ترجمة حسین نورصادقی ، تهران 1356 ش ؛
(97) نصرالله فلسفی ، زندگانی شاه عباس اول ، تهران 1344ـ1346 ش ؛
(98) ژان باپتیست فووریه ، سه سال در دربار ایران ، ترجمة عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1362 ش ؛
(99) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛
(100) بهمن کریمی ، راهنمای آثار تاریخی شیراز ، تهران 1355 ش ؛
(101) محمدیوسف کیانی ، «نسخة اصلی کتابخانة موزة بریتانیا در بارة کاروانسراهای عهد صفویه در اصفهان »، مجلة باستانشناسی و هنر ایران ، ش 5 (1349 ش )؛
(102) گای لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ترجمة محمود عرفان ، تهران 1364 ش ؛
(103) مفضل بن سعد مافروخی ، ترجمة محاسن اصفهان ، ترجمة حسین بن محمدبن ابی رضا آوی ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1328 ش ؛
(104) محمدرضا محتاط ، سیمای اراک ، تهران ، 1368 ش ؛
عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی

(105) و اداری دورة قاجاریه ، تهران 1360 ش ؛
(106) محمدصادق موسوی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نقیسی ، تهران 1317 ش ؛
(107) ناصرخسرو، سفرنامة حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش ؛
(108) ناصر نجمی ، دارالخلافة تهران ، تهران 1350 ش ؛
(109) محمدبن جعفر نرشخی ، تاریخ بخارا ، ترجمة ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوی ، تلخیص محمدبن زفربن عمر، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1363 ش ؛
(110) غلامعلی همایون ، اسناد مصور اروپائیان از ایران : از اوایل قرون وسطی تا اواخر قرن هیجدهم ، تهران 1349 ش ؛
(111) محمود همّت کرمانی ، تاریخ مفصل کرمان ، کرمان 1364 ش ؛
(112) لطف الله هنرفر، گنجینة آثار تاریخی اصفهان ، اصفهان 1344 ش ؛
(113) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ 1866 ـ 1873، چاپ افست تهران 1965؛


(114) J. Barbaro, A. Contarini, Travels to Tana and Persia , London 1973;
(115) G.N. Curzon, Persia and the Persian question , London 1982;
(116) E. Ehlers, "Rent-capitalism and unequal development in the Middle East. The case of Iran." in Work, income and equality. Payment systems in the third world , ed. F. Stewart, London 1983, 32-61;
(117) W.M. Floor, "The bankers (s ¤ arraf) in Q ¦ aj ¦ ar ¦ Iran", in ZDMG , 129 (1979), 263-81;
(118) idem, "Guilds and futuvvat in Iran", in ZDMG , 134 (1984), 106-114;
(119) A.K.S. Lambton, "The Merchant in medieval Islam", in A Locust's leg , eds. W.B. Henning and E. Yarshater, London 1962;
(120) Thomas Herbert, Relation du Voyage de Perse et des Indes Orientales, Paris 1663;
(121) Pierre Loti, Vers Ispahan, Paris 1925, Tإhإran 1974;
(122) A. Metz, Die Renaissance des Islams , Heidelberg 1922;
(123) M. P. Pagnini Alberti, Strutture commerciali di pellegrinaggio: Mashhad (Iran Nord-orientale) , Udine 1971;
(124) G. Thaiss, "The bazaar as a case study of religion and social change" in Iran faces the seventies , ed. E. Yar-Shater, New York 1971, 189-216;
(125) E. Wirth, "Zum problem des bazars", Der Islam , LI (1971), 203-60, LI (1975), 6-46.

/ محمدرضا اولیاء /



نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 8  صفحه : 183
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست