responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 1  صفحه : 926

 

بردسیر/ بردشیر (بردشیر/ گواشیر/ باد اردشیر/ به اردشیر) ، نام قدیمی یکی از پنج کورة ناحیة کرمان و نام مرکز آن (که در منابع قرن چهارم به بعد کرمان * ضبط شده است ). به نوشتة ناصرالدین منشی کرمانی (ص 12ـ13) و حمدالله مستوفی ( نزهة القلوب ، ص 140) بردسیر از دورة گشتاسب ، پادشاه افسانه ای ایران ، وجود داشته و او در آنجا آتشکده ای ساخته بوده است . طبق نوشتة مقدسی (ص 460) در دورة او کورة بردسیر در کنار کویر دارای مناطق گرمسیری و سردسیری بوده است ـ که به زبان محلی گواشیر (کواشیر) می خواندندـ و شهرهای ماهان و کوغَن (کُوغون ) و زرند و جَنْز رود و کوه بیان (کوه بنان ) و قواف (؟) اناس و زاور (راور) و خوناوب (خَناّب ) و غُبیرا و کارشتان (کرستان ) و ناحیة خبیص (شهداد) جزو آن به شمار می آمدند.

امروز وضع جغرافیایی برخی از شهرها مانند قواف روشن نیست . ظاهراً بردسیر کنونی قسمتی از کورة قدیمی بردسیر است ( رجوع کنید به بردسیر * ، شهرستان و شهر).

بنابر گفتة مقدسی (ص 461ـ462) گواشیر در قرن چهارم مرکز اداری ناحیة کرمان بود. گرچه شهر بزرگی محسوب نمی شد، اما دارای بارو بود و دیوانهای منطقه در آن قرار داشت و حاکم آن ابوعلی بن الیاس ( محمدبن الیاس ) با سپاهیانش در آنجا اقامت داشتند.

تاریخ بردسیر در پیش از اسلام روشن نیست . حمزه اصفهانی (ص 33) احداث شهر را به اردشیر، مرجوع کنید به سس سلسله ساسانی ، نسبت می دهد. در فتوحات قرن اول ، بردسیر مانند دیگر شهرهای کرمان به دست مسلمانان افتاد. به نوشتة بلاذری (ص 545ـ546)، شهرهای کرمان را مجاشع بن مسعود سلمی ، نمایندة ابن عامر، سردار عرب که در جستجوی یزدگرد سوم بود، گشود و گروهی از مردم کرمان به مکران و سیستان و به سوی دریا فرار کردند و اعراب خانه ها و زمینهای آنان را تصاحب کردند و به آباد کردن آنها پرداختند. به نوشتة یعقوبی (ص 286)، کرمان در زمان خلافت عثمان خلیفة سوم (23ـ 25) به سرداری عبدالرحمان بن سمرة بن عبد شمس فتح شد، و او بر دو میلیون درهم و دو هزار وصیف (غلام و کنیز) با شاه آن صلح کرد. طبق مطالب ابن اثیر (ج 7، ص 191)، در زمان یعقوب لیث (حک : 247ـ265) ناحیة کرمان مدتی در تصرف وی بود، و احتمالاً بردسیر نیز جزو قلمرو حکومت او به شمار می آمد. در آن هنگام سیرجان (شیرجان ) مرکز ناحیة کرمان محسوب می شد. ظاهراً اهمیت بردسیر از اوایل قرن چهارم است و پیش از آن ، تاریخ بردسیر با تاریخ ناحیة کرمان در هم آمیخته است . در 310 یا 318 امیرابوعلی محمدبن الیاس بر کرمان مسلط شد و در شهر بردسیر قلعه ساخت و به دور آن بارو کشید (افضل الدین کرمانی ، ص 123؛
وزیری کرمانی ، ج 1، ص 319، پانویس 32). ظاهراً از آن تاریخ به بعد، بتدریج ، بردسیر یا گواشیر، به جای سیرجان ، حاکم نشین ولایت کرمان شد. در 320 معزالدوله دیلمی وارد سیرجان شد، و والی سیرجان به نام سلیمان ناگزیر سیرجان را ترک کرد و به گواشیر نزد پدر خود رفت . معزالدوله گواشیر را محاصره کرد ولی بعداً ناگزیر از محاصرة شهر دست کشید (وزیری کرمانی ، ج 1، ص 321ـ322). در کرمان معزالدوله به جنگ اهالی جبال بارز رفت ولی از کوفجیان در ساردویه شکست خورد ( رجوع کنید به بارز * ، کوه ؛
همان ، ج 1، ص 329ـ330). در 372 پس از مرگ عضدالدوله ، خلف بن احمد پسر خویش عمرو را از سیستان با گروهی انبوه به فتح کرمان فرستاد و گواشیر به دست عمرو افتاد ولی پس از مدتی او شکست خورد و به سیستان نزد پدر رفت (همان ، ج 1، ص 333ـ334). در 422 لشکر خراسان به کرمان حمله کرد و ابوکالیجار در بردسیر محاصره شد، ولی پس از جنگی ، خراسانیان از راه بیابان به خراسان بازگشتند (ابن اثیر، ج 9، ص 414). در 433، طبق نوشتة حمدالله مستوفی ، طبس و کرمان به قاوردبن جَغْری بیگ رسید ( تاریخ گزیده ، ص 429، 471)، و تا 583 با عنوان دارالملک منطقة کرمان در دست سلجوقیان کرمان ماند (همان ، ص 11). در 467 سلطان شاه (پسر قاورد * ) پس از کشته شدن پدرش ، در کرمان (گواشیر) به جای او نشست (افضل الدین کرمانی ، ص 120؛
وزیری کرمانی ، ج 1، ص 354، پانویس 23). در 474، تورانشاه قاورد در بردسیر دیناری به نام خود ضرب کرد (زامباور، ص 335، پانویس 3). مسجد ملک در کرمان کنونی از عهد همین تورانشاه سلجوقی به جا مانده است (مشکوتی ، ص 155). در 495 ارسلانشاه (نوة قاورد) در کرمان به سلطنت رسید و مدت 42 سال حکومت کرد. پس از او در 537، محمدشاه (محمدبن ارسلانشاه ) به حکومت رسید و به دستور او در بردسیر کتابخانه ای ساخته شد که پنجهزار کتاب وقف آن بود (محمدبن ابراهیم ، ص 42ـ43). در 582 بردسیر به تصرف غُزها (ملک دینار) درآمد (زامباور، ص 335) به نوشتة مورخان ، در 619 براق * حاجب بر شهر گواشیر استیلا یافت و هنگام حملة مغول به ایران ، از چنگیز لقب قُتْلُغ (قتلق )خان گرفت (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص 23؛
حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، ص 528 ـ 529؛
محمدبن ابراهیم ، ص 222ـ223). در قرن هشتم شهر گواشیر دارالملک کرمان ، و طبق نوشتة حمدالله مستوفی ( نزهة القلوب ، ص 140) هوایش از جیرفت خوشتر و به گرمی متمایل بوده است .

همچنین برای اطلاع بیشتر از وضع جغرافیایی منطقة کرمان و آثار باستانی و اماکن دینی قدیم و جدید رجوع کنید به مقالة «شهرستان و شهر کرمان » در همین دایرة المعارف .


منابع :
(1) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت 1399ـ1402/1979ـ 1982؛
(2) احمدبن حامد افضل الدین کرمانی ، عقدالعلی لِلموقف الاعلی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران 1356 ش ؛
(3) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، ترجمة محمد توکل ، تهران 1367 ش ؛
(4) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1362 ش ؛
(5) همو، نزهة القلوب ، چاپ لسترنج ، تهران 1362 ش ؛
(6) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء ، برلین ( بی تا. ) ؛
(7) ادوارد ریترفون زامباور، نسب نامة خلفا و شهریاران و سیر تاریخی حوادث اسلام ، ترجمه و تحشیة محمد جواد مشکور، تهران 1356 ش ؛
(8) محمدبن ابراهیم ، تاریخ کرمان : سلجوقیان و غز در کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران 1343 ش ؛
(9) نصرت الله مشکوتی ، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران ، تهران 1349 ش ؛
(10) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967، ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العلی للحضرة العلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362 ش ؛
(11) احمد علی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران 1364 ش ؛
(12) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967.

/ خسرو خسروی /



نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 1  صفحه : 926
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست