responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 1  صفحه : 4120

 

تهرانی ، حاج میرزاحسین خلیلی ، فقیه و مرجع تقلید امامی قرن سیزدهم و چهاردهم و از رهبران روحانی نهضت مشروطة ایران . وی در 1230 در نجف متولد شد (آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 573). ابتدا نزد پدرش حاج میرزا خلیل ، و برادرش حاج ملاعلی (رجوع کنید به تهرانی * ، حاج ملاعلی )، درس خواند و پس از اتمام مرحلة سطح ، در محضر محمدحسن نجفی (صاحب جواهر ، متوفی 1266) و بعد از وفات او در محضر شیخ انصاری (متوفی 1281) تحصیل کرد و از آنان و برخی دیگر از علما، از جمله مولی زین العابدین گلپایگانی ، اجازة روایت گرفت (رجوع کنید به حرزالدین ، ج 1، ص 279ـ 280؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 226ـ227؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 1، ص 183، ج 19، ص 60). سپس در نجف به تدریس فقه پرداخت . احاطة او بر فروع فقهی و تسلطش را در تدریس ستوده و گفته اند که از آرای بلند و قدرت بیان فوق العاده برخوردار بود (آل محبوبه ، ج 2، ص 226؛ آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 573 ـ574).

وی پس از وفات شیخ محمدحسین کاظمی (1308)، یکی از مراجع تقلید شد و در پی رحلت میرزای شیرازی (1312)، از بزرگترین مراجع تقلید به شمار آمد و مقلدان فراوانی در ایران و هند و عراق و دیگر بلاد اسلامی یافت (حرزالدین ، ج 1، ص 277؛ آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 574). در حلقة درس او فقهای نامداری شرکت می کردند. وی شاگردان فراوانی تربیت کرد که از آن جمله اند: آقاضیاءالدین عراقی ، آقاحسین نجم آبادی ، سیدمیرزاآقا دولت آبادی ، سیدمحمد لواسانی و شیخ مرتضی آشتیانی (برای اسامی دیگر شاگردان اورجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، 1404، همانجا؛ همو، 1403، ج 2، ص 99، 414، ج 6، ص 170، ج 10، ص 45؛ حسن امین ، ج 1، ص 52، ج 6، ص 182، 574). آقابزرگ طهرانی (1404، همانجا)، میرزاعلی اکبر همدانی (آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 17، ص 232)، شیخ محمد طالقانی (حسینی ، ج 1، ص 536) و شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (حرزالدین ، ج 1، ص 281؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 1، ص 183) از او اجازة روایت گرفتند.

تهرانی به امور سیاسی و اجتماعی ایران حساس بود. وی در 1321، به دنبال اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی ایران و نارضایتی مردم از کارهای امین السلطان (صدراعظم وقت )، همراه با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی 1329) به علمای ایران نامه نوشت و ناخشنودی خود را از سیاستهای نادرست امین السلطان نشان داد و حتی گفته اند که او را تکفیر نمود. این اقدامات بسیار مؤثر بود و موجب عزل امین السلطان شد (رجوع کنید به کسروی ، ص 31ـ32). با آغاز نهضت مشروطه ، تهرانی همراه با آخوند خراسانی و ملاعبداللّه مازندرانی (متوفی 1331) از آن حمایت نمود. این سه روحانی ، که بعد از وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعیان را به عهده داشتند، با نامه ها و پیامها و ارشادهای خود، سهم مهمی در پیروزی نهضت مشروطه داشتند. هدف آنان از این حمایت ، که آن را از عمده ترین عوامل پیروزی مشروطه دانسته اند، حفظ مذهب اسلام و از میان برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان خارجی بود (رجوع کنید به حائری ، ص 123ـ124، 133ـ134).

پس از پیروزی نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی برای تصویب نزد این سه تن فرستاده شد و آنان نیز آن را تنفیذ کردند (رجوع کنید به نجفی قوچانی ، ص 366) و پس از آن نیز با ارسال نامه ها و تلگرامهای پی درپی ، به تقویت مجلس مبادرت نمودند (رجوع کنید به فضل اللّه نوری ، ج 2، ص 111ـ112، 126ـ127، 148 و جاهای دیگر).

پس از به توپ بسته شدن مجلس اول در 1326، تهرانی و دیگر علمای ایرانی مقیم عراق ، بر شدت مبارزة خود با حکومت استبدادی و پشتیبانی از مشروطه خواهان افزودند. تهرانی و خراسانی و مازندرانی طردنمودن محمدعلی شاه را از «اوجب واجبات »، دادن مالیات به گماشتگان او را از «اعظم محرّمات » و کوشش در راه استقرار مشروطه را به منزلة جهاد در رکاب امام زمان دانستند (رجوع کنید به ناظم الاسلام کرمانی ، بخش 2، ج 5، ص 353؛ حائری ، ص 110). در زمان استبداد صغیر * ، یکی از مدارسی که تهرانی در نجف بنا نهاده بود، محل گردهمایی ایرانیان شد (آل محبوبه ، ج 1، ص 135؛ آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 575). گفته اند که پس از بروز پاره ای انحرافات در نهضت مشروطه ، تهرانی از حمایت آن اظهار پشیمانی می کرد (رجوع کنید به حرزالدین ، ج 1، ص 277ـ279).

تهرانی فردی متقی و به قرائت ادعیه و زیارات مداومت و مراقبت داشت . بیشتر اوقات خود را در مسجد کوفه و سَهله به عبادت می گذراند و پیاده به زیارت کربلا می رفت . خوش اخلاق و خوش سخن و بسیار رئوف بود. وی آثار متعددی از خود بر جای گذاشت ، از جمله یک باب زایرسرا که آن را وقف نمود، دو مدرسة علمیه و قناتی در نجف (رجوع کنید به آل محبوبه ، ج 2، ص 226ـ 228؛ آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 575 ـ 577).

تهرانی در شوال 1326 در مسجد سهله وفات یافت و پیکرش تا نجف تشییع و در آنجا، کنار مدرسه ای که بنا نهاده بود، دفن شد. در ایران و هند و عراق برای او مراسم سوکواری برگزار کردند و بازار تهران چند روز تعطیل شد. شعرای بسیاری در رثای وی شعر سروده اند (رجوع کنید به ناظم الاسلام کرمانی ، بخش 2، ج 4، ص 238ـ239؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 228ـ229؛ آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 576). پس از وفات تهرانی ، شایع شد که وی با زهر مسموم شده است و حتی او را «ذبیح اعظم » و «شهید اکبر» خواندند (ناظم الاسلام کرمانی ، بخش 2، ج 4، ص 246؛ حبیب آبادی ، ج 3، ص 898).

تهرانی در فقه و اصول و رجال آثار بسیاری بر جای گذاشت . گفته شده است که تمامی آنها به خط خود او نزد شاگردش ، محمدتقی گرگانی ، بوده است (آقابزرگ طهرانی ، 1404، جزء 1، قسم 2، ص 575). از جمله تألیفات او ذریعة الوداد است که شرحی است بر کتاب نجاة العباد محمدحسن نجفی و ظاهراً ناتمام مانده است (رجوع کنید به حرزالدین ، ج 1، ص 280؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 227). این کتاب نخستین بار در بمبئی و سپس در 1312 در ایران چاپ سنگی شد و بارها در ایران به چاپ رسید (رجوع کنید به مشار، ستون 393؛ عوّاد، ج 1، ص 343؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 10، ص 33). حاشیه بر بعضی رسائل عملیه ، کتابهای غصب ، اجاره ، رسالاتی در باب بیع و خیارات از دیگر تألیفات اوست (رجوع کنید به حرزالدین ، ج 1، ص 280؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 227؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 19، ص 59، ج 22، ص 273). برخی فتواهای تهرانی ، همراه با فتواهای بعضی علمای دیگر، در کتاب مجمع الرسائل در 1331 در تهران چاپ شده است (آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 20، ص 30). همچنین تقریراتی از دروس او را شاگردانش نوشته اند (رجوع کنید به محسن امین ، ج 8، ص 151؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 4، ص 372). وی بر کتابهای بسیاری نیز تقریظ نوشته است (برای نمونه رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 15، ص 320، ج 18، ص 89، ج 19، ص 68).

تهرانی شش پسر داشت که همگی در علوم دینی تحصیل کردند (رجوع کنید به حرزالدین ، ج 1، ص 282؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 228). معروفترین آنها، محمد، در نجف متولد شد و سطوح عالی فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و پدرش فراگرفت و از مشاهیر نجف گواهی اجتهاد دریافت کرد (خاقانی ، ج 10، ص 453؛ آل محبوبه ، ج 2، ص 245). محمد از کودکی شعر می سرود، بیشتر اشعار او در مدح و رثای اهل بیت علیهم السلام است . وی در برخی اشعارش مسلمانان را به بیداری فراخوانده است (رجوع کنید به خاقانی ، ج 10، ص 454ـ460، 461ـ462). در عین حال ، اوقات زندگی را بیشتر به عبادت و ذکر و اعتکاف در حرم امیرمؤمنان علیه السلام سپری کرد (همان ، ج 10، ص 453). او در 1355 در نجف وفات یافت و در مقبرة پدرش دفن شد. از تألیفات اوست : کتاب فی الطهارة ، کتاب فی الخمس ، قاموس غریب القرآن و چند رسالة فقهی (خاقانی ، ج 10، ص 454؛ آقابزرگ طهرانی ، 1403، ج 5، ص 245، ج 15، ص 187، ج 18، ص 295، ج 23، ص 18).


منابع :
(1) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت 1403/1983؛
(2) همو، طبقات اعلام الشیعة ، جزء 1: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر ، مشهد 1404؛
جعفربن باقر آل محبوبه ، ماضی النجف و حاضرها ،

(3) بیروت 1406/1986؛
(4) حسن امین ، مستدرکات اعیان الشیعة ، بیروت 1408ـ1416/ 1987ـ1996؛
(5) محسن امین ، اعیان الشیعة ، چاپ حسن امین ، بیروت 1403/1983؛
(6) عبدالهادی حائری ، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق ، تهران 1364 ش ؛
(7) محمدعلی حبیب آبادی ، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن 13 و 14 هجری ، ج 3، اصفهان 1351 ش ؛
(8) محمد حرزالدین ، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء ، قم 1405؛
(9) احمد حسینی ، تراجم الرجال ، قم 1414؛
(10) علی خاقانی ، شعراءالغری ، نجف 1373/1954، چاپ افست قم 1408؛
(11) کورکیس عوّاد، معجم المؤلفین العراقیین ، بغداد 1969؛
(12) فضل اللّه نوری ، مجموعه ای از رسائل ، اعلامیه ها، مکتوبات ،... و روزنامة شیخ شهید فضل اللّه نوری ، گردآورنده محمد ترکمان ، تهران 1362ـ1363 ش ؛
(13) احمد کسروی ، تاریخ مشروطة ایران ، تهران 1363 ش ؛
(14) خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی عربی ، تهران 1344 ش ؛
(15) محمدبن علی ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران 1376ـ1377 ش ؛
(16) محمدحسن نجفی قوچانی ، سیاحت شرق ، یا، زندگینامة آقانجفی قوچانی ، چاپ رمضانعلی شاکری ، تهران 1362 ش .

/ فریده سعیدی /



نام کتاب : دانشنامه جهان اسلام نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي    جلد : 1  صفحه : 4120
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست