responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : خارج کلام مقارن نویسنده : خارج کلام مقارن    جلد : 1  صفحه : 154

شبهه کفر و ارتداد عایشه

کد مطلب: ٧٣٥٥ تاریخ انتشار: ٠٨ بهمن ١٣٩٣ - ٢٠:٢٢ تعداد بازدید: 3360 خارج کلام مقارن » عمومی شبهه کفر و ارتداد عایشه
جلسه پنجاه و یکم 08/ 1393/11

     بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه پنجاه و یکم 08/ 1393/11

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

قرار ما در روزهای چهارشنبه، این بود که، کلیپی از این شبهات وهابیها را پخش بکنیم و ببینیم دوستان چه جوابی می دهند.

بیشتر علمای شیعه به کفر و ارتداد عایشه معتقدند!

در کلیپ امروز، اعتقاد ادعائی خودشان از «شیعه»، نسبت به «عایشه» را مطرح می کنند. و می گویند:

(محتوای کلیپ):

«بیشتر علمای شیعه به کفر و ارتداد ام المؤمنین عایشه رضی الله تعالی عنها معتقدند!! الصراط المستقیم بیاضی ج3، ص168؛ فصل الخطاب نوری ص 113؛ بحارالأنوار مجلسی ج22، ص 246»

به کلمات و عباراتی که اینها در این کلیپ به کار بردند دقت کنید: «بیشتر علمای شیعه»، «کفر، و ارتداد عایشه»، «ام المؤمنین».

ما به عنوان نمونه، روایت بحار را مطرح می کنیم. در این روایت می خوانیم:

«حُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ وَ الدَّيْلَمِيِّ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ ]وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً[ هِيَ حَفْصَةُ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام كَفَرَتْ فِي قَوْلِهَا ]مَنْ أَنْبَأَكَ هذا[ وَ قَالَ اللَّهُ فِيهَا وَ فِي أُخْتِهَا ]إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما[ أَيْ زَاغَتْ وَ الزَّيْغُ الْكُفْرُ وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّهُ أَعْلَمَ حَفْصَةَ أَنَّ أَبَاهَا وَ أَبَا بَكْرٍ يَلِيَانِ الْأَمْرَ فَأَفْشَتْ إِلَى عَائِشَةَ فَأَفْشَتْ إِلَى أَبِيهَا فَأَفْشَى إِلَى صَاحِبِهِ فَاجْتَمَعَا عَلَى أَنْ يَسْتَعْجِلَا ذَلِكَ عَلَى أَنْ يَسْقِيَاهُ سَمّاً فَلَمَّا أَخْبَرَهُ اللَّهُ بِفِعْلِهِمَا هَمَّ بِقَتْلِهِمَا فَحَلَفَا لَهُ أَنَّهُمَا لَمْ يَفْعَلَا فَنَزَلَ‏ ]يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ[‏»

حسین بن علوان و دیلمی از امام صادق نقل می کنند که در تفسیر آیه ]وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً[ فرمود: مراد از بعض همسران پیامبر، حفصه است. امام صادق فرمود: حفصه با گفتن عبارت]مَنْ أَنْبَأَكَ هذا[ کافر شد. لذا خداوند در مورد او و خواهرش فرمود: اگر به درگاه خداوند توبه کنید به نفع شماست زیرا دلهایتان از حق منحرف گشته است. «زیغ» یعنی کفر. در روایتی دیگر دارد که حفصه دانست که پدرش و ابابکر دنبال کار را خواهند گرفت لذا سرش را به عایشه فاش کرد. و او هم به پدرش فاش کرد. ابوبکر هم آن سر را به عمر فاش کرد. پس آن دو تصمیم گرفتند که با سم او را به قتل برسانند. وقتی خداوند اخبار آنها را به پیغمبر رسانید، آن دو قسم خوردند که این کار را انجام ندهند.

بحارالأنوار مجلسی ج22، ص 246

همانگونه که مشاهده می کنید، این روایت مرسل است. و روایتی که مرسل باشد و سند نداشته باشد، نمی توانیم اعتماد به آن بکنیم.

کلمه «کفر»، در اینجا به معنای کفر در برابر اسلام نیست.

اضافه بر این که کلمه «کفر»، در اینجا به معنای کفر در برابر اسلام نیست. کفر در اینجا به معنای پرده پوشی است. در خیلی از آیات قرآن، کلمه کفر آمده، ولی معنای پرده پوشی و کفر در برابر ایمان و معنای ناسپاسی و... می دهد.

همانطوری که در آیه شریفه می خوانیم:

]لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديد[

اگر شکرگزاری کنید نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید مجازاتم شدید است.

سوره إبراهيم، آیه 7

«کفر» در این آیه شریفه، به معنای بازگشت از اسلام نیست. بلکه کفر در اینجا، در برابر شکر است. یعنی اگر ناشکری کنید، عذاب من شدید است.

ما منکرین ولایت امیرالمؤمنین را کافر می دانیم. ولی این کفر در مقابل اسلام نیست. کفر در مقابل ایمان است. یعنی معتقد نیستیم کسی که منکر ولایت امیرالمؤمنین شد، از دایره اسلام خارج شده باشد. زیرا معتقدیم کسی که شهادتین را گفته باشد، مسلمان است. و این یک قاعده کلی است که هم آیات قرآن و هم روایات به آن دلالت می کند.

قرآن به صراحت می گوید:

]وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا[

به کسی که اظهار صلح و اسلام می کند، نگوئید مسلمان نیستی

سوره نساء آیه 94

اگر کسی شهادتین را بگوید، تمام حقوق یک مسلمان را دارد.

در روایات هم متعدد داریم، در حد مستفیض، اگر در حد متواتر نباشد، که اگر کسی شهادتین را گفت، تمام حقوق یک مسلمان را دارد.

بنابراین وقتی می گوئیم: «من کَفَر واحداً من الأئمه...»، یعنی در حقیقت: «من أنکر امامته». نه یعنی اینکه منکر اسلام شده باشد.

حتی درباره «ابوبکر و عمر»، که بعضی ها می گویند: ما کفر اینها را ثابت می کنیم و چنین می کنیم و چنان می کنیم؛ اگر کفر اینها، در مقابل ایمان باشد، یک بحثی است، ولی اگر کفر در مقابل اسلام باشد، این خلاف قرآن است. خلاف سنت است. خلاف دستورات ائمه علیهم السلام است.

ما موظف هستیم که مرزها را حفظ کنیم. اگر در یکجا می خواهیم به دشمنی حمله کنیم، و یک مخالفی را بکوبیم، تلاش کنیم در محدوده خلافی که مرتکب شده، او را بکوبیم. نه کمتر و نه بیشتر. کمترش تفریط و بیشترش افراط است و هر دو هم اشتباه است.

من بارها به دوستان می گویم که اگر کسی با دشمنش هم دشمنی می کند، باید تلاش کند که دشمنیش، متناسب با عداوت او باشد، نه بیشتر. اگر یک دشمنی، سی درجه عداوت دارد، شما هم سی درجه با او دشمنی داشته باشید.

آیه الله خمینی، عایشه را از سگ و خوک نجس تر می داند!!

در ادامه این کلیپ، ادعای دیگری را مطرح می کند و می گوید:

(محتوای کلیپ):
«آیة الله خمینی در کتاب الطهاره جلد3، ص 457؛ از عایشه، طلحه، زبیر و معاویه رضی الله عنهم اجمعین، به بدی یاد کرده و آنها را از سگ ها و خوک ها نجس تر و ناپاک تر و عذابشان را از کفار سخت تر می داند.»

این کلام منتسب به حضرت امام، یکی از بزرگترین پیراهن عثمانی است که الآن شبکه های وهابی مثل شبکه «کلمه» و «وصال» و «توحید»، مرتب پخش می کنند و می گویند:

«آی آقایان اهل سنت ایران! شما که طرفدار امام و انقلاب هستید، بدانید که امام، عایشه و طلحه و زبیر را «اخبث من الکلاب و الخنازیر» می داند.»

عزیزان اگر عبارت حضرت امام را دقت کنند، عبارت ایشان این است:

«و أمّا سائر الطوائف من النصّاب بل الخوارج، فلا دليل علىٰ نجاستهم و إن كانوا أشدّ عذاباً من الكفّار، فلو خرج سلطان علىٰ أمير المؤمنين (عليه السّلام) لا بعنوان التديّن، بل للمعارضة في الملك، أو غرض آخر، كعائشة و الزبير و طلحة و معاوية و أشباههم، أو نصب أحد عداوة له أو لأحد من الأئمّة (عليهم السّلام) لا بعنوان التديّن، بل لعداوة قريش، أو بني هاشم، أو العرب، أو لأجل كونه قاتل ولده أو أبيه، أو غير ذلك، لا يوجب ظاهراً شي‌ءٌ منها نجاسة ظاهرية و إن كانوا أخبث من الكلاب و الخنازير؛ لعدم دليل من إجماع أو أخبار عليه. بل الدليل علىٰ خلافه؛»

و اما سائر طایفه های ناصبی ها و خوارج، دلیلی بر نجاستشان نداریم. اگر چه عذاب اینها در آخرت، از عذاب کفار بیشتر است. پس اگر یک صاحب قدرتی بر علیه حکومت امیرالمؤمنین قیام کند، آنهم نه به خاطر دین و اسلام، (کاری ندارد که علی منصوب از طرف خدا هست یا نیست، منصوب از طرف نبی هست یا نیست، بلکه سیاست حکومتی علی را قبول ندارد) بلکه به خاطر معارضات حکومتی و یا اغراض دیگر باشد، مثل عایشه و زبیر و معاویه و امثال اینها؛ یا اگر کسی با امیرالمؤمنین یا با یکی از ائمه عداوت و دشمنی داشته باشد، آنهم نه به خاطر دین و مذهب بلکه به خاطر دشمنی با قریش یا بنی هاشم یا عرب، و یا به خاطر اینکه امیرالمؤمنین قاتل فرزند و یا پدرش است،(مثل حریض بن عثمان که می گفت هر صبح و شام هفتاد بار امیرالمؤمنین را لعن می کنم- نستجیربالله - زیرا او در جنگ بدر چند تن از اجداد من را به قتل رسانده است.) با او دشمنی داشته باشد؛ ظاهر امر چنین است که هیچ کدام از این موارد موجب نجاست ظاهری آن فرد نمی شود، هر چند چنین شخصی از سگ ها و خوک ها هم پست تر است. ما هیچ دلیلی بر نجاست ظاهری این اشخاص نداریم، نه اجماع داریم و نه روایاتی بر این مسئله دلالت می کنند. بلکه دلیل بر خلاف داریم.

کتاب الطهاره، امام خمینی، جلد3، ص 457

«ناصبی» یعنی: من نصب العداوة لأهل البیت. کسانی که به اهل بیت ناسزا بگوید. ما چنین اشخاصی را از یهود و نصاری بدتر می دانیم. آنها را نجس می دانیم. و حکم اسلام را روی آنها جاری نمی کنیم. اما امام در اینجا می گوید یک فرد ناصبی که به خاطر اغراض دنیوی و نه دینی، با امیرالمؤمنین و یا دیگر اهل بیت، عداوت و دشمنی داشته باشد، ظاهراً نجس نیست، هر چند از سگ و خوک پست تر است.

کلام امام خمینی قابل توجیه است

البته در این که این تعبیر حضرت امام تند هست، هیچ شکی نیست. هر چند زمانی که امام کتاب الطهاره را نوشت، ظاهراً در زمان تبعیدشان به ترکیه این کتاب را نوشته اند، و در آن زمان مسئله وحدت بین شیعه و سنی خیلی برای امام مطرح نبوده است. و با توجه به آنچه در آن زمان در حوزه علمیه مطرح بوده، ایشان این چنین سخنی را گفته است. ولی ما کلام امام را باید توجیه کنیم.

در روایات هم داریم که فرمودند اگر مسئله ای از برادر دینی ات صادر شد که خوشایند نبود، آن را توجیه کنید. حالا یک حرفی را حضرت امام فرموده، ما باید این را توجیه کنیم. چطور آقای خلیفه دوم می آید عبای پیغمبر را می کشد، اعتراض می کند، در نبوت پیغمبر شک می کند و...، آقایان اهل سنت هزار بار توجیه می کنند. حالا امام هم یک حرفی زده که کمی تند است ما باید توجیه کنیم نه اینکه بیائیم چهارتا مطلب دیگر هم به کلام امام اضافه بکنیم، و حرف امام را بخواهیم تثبیت کنیم بگوئیم نه آقا، حرف امام درست است. این خلاف است. این درست نیست. اینها سرمایه های تشیع هستند. امام نه به عنوان یک رهبر، بلکه به عنوان یک مرجع تقلید شیعه مطرح است. ما نباید اجازه بدهیم یک عده علقه مضغه ها، یک عده خوارج عصر حاضر، بیایند سرمایه های ما را به تاراج ببرند و به آنها هجمه کنند و به این سبب، شیعه و سنی را به جان هم بیاندازند.

کلام امام خمینی هرگز توهین به عایشه نیست

اما آیا واقعاً این کلام حضرت امام  (ره) توهین و اهانت به عایشه و طلحه و زبیر و معاویه است؟ امام می گوید ما برای نجاست نواصب و خوارج، دلیلی نداریم. امام این مسئله را مطرح می کند تا کسی نگوید کسانی که در جنگ جمل بر علیه امیرالمؤمنین قیام کردند، نجس هستند. اگر شما در عبارت هم دقت کنید خواهید دید که عبارت «كانوا أخبث من الكلاب و الخنازير» ظاهراً بر می گردد به عبارت «أو نصب أحد عداوة له أو لأحد من الأئمّة» و هیج ارتباطی به قبلش ندارد و این کلام امام، عایشه و طلحه و زبیر را شامل نمی شود. دلیل ما روایتی است که امام در دو صفحه قبل از این کلام، نقل کرده است:

«عن ابی عبدالله (علیه السلام) فی حدیث قال: و الناصب لنا أهلَ البيت، و هو شرّهم؛ فإنّ اللّٰه تبارك و تعالى لم يخلق خلقاً أنجس من الكلب، و إنّ الناصب لنا أهلَ البيت لأنجس منه»

امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمودند: کسانی که دشمنی و عداوت خود با ما اهل بیت را آشکار می کنند، و به ما ناسزا می گویند، شر مخلوقات هستند. خداوند مخلوقی نجس تر از سگ خلق نکرده است و همانا نواصب ما اهل بیت، از سگ هم نجس تر هستند.

کتاب الطهارة إمام الخميني؛ ج‌3، ص 455

لذا تعبیر «كانوا أخبث من الكلاب و الخنازير» در کلام امام، ناظر به نواصب و خوارج است که آنهم از کلام امام صادق (علیه السلام) اخذ شده است و هیچ ارتباطی به عایشه و طلحه و زبیر و معاویه ندارد.

توجیه قتل صد و ده هزار مسلمان به دست عایشه و معاویه

اضافه بر همه اینها، شما می بینید که «عایشه» در جنگ «جمل» باعث کشته شدن سی هزار مسلمان شد؛ «معاویه» در جنگ «صفین» که هیجده ماه به طول انجامید، یک صد و ده هزار مسلمان را به کشتن داد؛ ولی آقایان اهل سنت به راحتی این قتل ها را توجیه می کنند و می گویند اینها اجتهاد کردند و اجتهادشان به خطا رفت و اشتباه کردند. بعد روایتی هم از قول ابوهریره از پیغمبر اکرم نقل می کنند که حضرت فرموده است:

«إِذَا حَكَمَ الحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ فَأَصَابَ، فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَأَخْطَأَ، فَلَهُ أَجْرٌ وَاحِدٌ»

اگر حکم حاکمی به واقع اصابت کرد ، دو اجر دارد و اگر اجتهادش به خطا رفت یک اجر دارد.

سنن ترمذی ج 3 ص 615

یعنی عایشه و طلحه و زبیر و معاویه با این همه قتل مسلمانها، یک ثوابی هم برده اند!! شما نگاه بکنید «منهاج السنه» ابن تیمیه را که ایشان در بیش از پنجاه جای این کتاب اعتراف میکند که در این جنگهای جمل و صفین، حق با «علی» بود و عایشه و طلحه و زبیر و معاویه ناحق بودند. ولی بلافاصله می گوید: اینها اجتهاد کردند، و اجتهادشان به خطا رفت و اشتباه کردند و یک ثواب می برند ولی علی بن ابیطالب چون محق بود، و اجتهادش به حق اصابت کرد، دو ثواب می برد!!

در اینجا هم ما می گوئیم، امام خمینی (ره) مجتهد بود و اجتهادش در اینجا به خطا رفته، تازه یک ثواب هم می برد! شما چرا اینهمه سر و صدا به پا می کنید؟! چرا اینهمه فحش و اهانت به امام می دهید؟!

شما اگر این تعبیر حضرت امام را در اینترنت جستجو کنید، خواهید دید که شاید بیش از ده هزار سایت وهابی، بعد از نقل این کلام امام، رکیک ترین فحش ها و توهین ها را به امام دادند.

مقایسه تعبیر امام خمینی (ره) با روایت پیغمبراکرم (ص)

البته باید تأمل کنیم و مقایسه کنیم ببینیم که آیا عبارت «أخبث من الكلاب و الخنازير» که در کلام امام بود، تعبیر تندی است یا تعبیر «مات میتة جاهلیه» پیغمبر، تعبیر تندی است.

روایتی که پیغمبر فرمود:

«مَنْ رَأَى مِنْ أَمِيرِهِ شَيْئًا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرْ عَلَيْهِ فَإِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ، إِلَّا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

هر کس از امیر و حاکم خود چیزی را ببیند که ناخوشایندش باشد، باید بر آن صبر کند. چرا که اگر کسی به اندازه یک وجب، از جماعت مسلمین جدا شود، و سپس بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است.

صحیح بخاری ج6، ص 2588، ح 6646

«مات میتة جاهلیه» به مراتب تند از« أخبث من الكلاب و الخنازير» است. زیرا این تعبیر، نهایتش یک فحش است و تمام می شود. ولی این روایت نبوی «مات میتة جاهلیه»، این بحث دین و آخرت است. یعنی جهنم و داخل شدن در آتش جهنم.

والسلام علیکم و رحمة الله

 




 



نام کتاب : خارج کلام مقارن نویسنده : خارج کلام مقارن    جلد : 1  صفحه : 154
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست