responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رساله توضیح المسایل ( مراجع ) نویسنده : خمینی، روح الله و سایر مراجع    جلد : 2  صفحه : 534

«بذل» مى‌گويند و بذل در اين نوع طلاق مى‌تواند به مقدار مهريۀ زن يا كمتر يا بيشتر از آن باشد، ولى بايد با توافق دو طرف باشد.

[مسأله 2529]

مسأله 2529 اگر شوهر بخواهد صيغۀ طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد مى‌گويد (1) : «زَوْجَتِى فٰاطِمَةُ خٰالَعْتُهٰا عَلىٰ مٰا بَذَلَتْ هِىَ طٰالِقٌ» (2) يعنى زنم فاطمه را طلاق خُلع دادم، او رها است.

(1) نورى : پس از آن كه مهر خود را به شوهر بخشيد بدون فاصله شوهر مى‌گويد: . .

(2) اراكى : بگويد: «زَوْجتى فٰاطِمةُ خَلَعتُهٰا عَلىٰ مٰا بَذَلَتْ» و بنا بر احتياط مى‌تواند «هِىَ طٰالِقٌ» را هم اضافه كند. [ پايان مسأله]

گلپايگانى ، صافى : پس از بذل مى‌گويد: «زَوْجَتِى فٰاطِمَةُ خٰالَعْتُهٰا عَلٰى مٰا بَذَلَتْ هِى طٰالِقٌ» ، يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است.

خوئى ، تبريزى ، سيستانى : پس از بذل مى‌گويد: «زَوْجَتِى فٰاطِمَةُ خٰالَعْتُهٰا ( سيستانى : خَلَعْتُهٰا) عَلىٰ مٰا بَذَلَتْ» و بنا بر احتياط مستحبّ نيز بگويد: هِىَ طٰالِقٌ ( سيستانى : فَهِىَ طٰالِقٌ) يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم، او رهاست. و در صورتى كه زن معين باشد، بردن نامش در اينجا و در طلاق مبارات نيز لازم نيست.

فاضل : مسأله در طلاق خلع، زن و مرد اگر بخواهند خودشان صيغۀ طلاق را بخوانند، اوّل بايد زن بگويد: «بَذَلتُ لَكَ كَذٰا عَلىٰ أن تَطلقَنى» يعنى اين مقدار را به تو مى‌دهم تا مرا طلاق دهى. و بعد، مرد بگويد: «أنتِ مُختَلِعَة عَلىٰ كَذٰا فَأَنتِ طالِقٌ» يعنى تو را در مقابل چيزى كه داده‌اى طلاق دادم. در اين طلاق، تمام شرايطى كه در طلاق رجعى گفته شده، لازم است رعايت شود.

مكارم : مسأله احتياط واجب آن است كه صيغۀ طلاقِ خلع به صورت زير باشد:

اگر خود شوهر مى‌خواهد صيغۀ طلاق را بخواند و اسم زن مثلاً «فاطمه» است مى‌گويد: «زَوْجَتِى فٰاطِمَةُ خَلَعْتُهٰا عَلىٰ مٰا بَذَلَتْ هِىَ طٰالِق» ، يعنى (زنم فاطمه را در برابر چيزى كه بخشيده است طلاق دادم، او رهاست) . و اگر وكيل او بخواهد صيغه را بخواند احتياط واجب آن است كه يك نفر از طرف زن وكيل شود و ديگرى از طرف مرد، چنانچه مثلاً اسم شوهر «محمد» و اسم زن «فاطمه» است، وكيل زن مى‌گويد: «عَنْ مُوَكِّلَتى فٰاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَهٰا لِمُوَكِّلِكَ مُحَمَّد لِيَخْلَعَهٰا عَلَيه» ، پس از آن وكيل مرد بدون فاصله مى‌گويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلى خَلَعتُهٰا عَلىٰ مٰا بَذَلَتْ هِىَ طٰالِقٌ» (و اگر زن چيز ديگرى غير از مهر را به شوهر ببخشد بايد نام همان را در موقع خواندن صيغه ببرد) .

زنجانى : مسأله اگر شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند، بايد زن را به گونه‌اى مشخّص كند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، مى‌گويد: «زَوْجَتٖى فٰاطِمَة خَلَعْتُهٰا عَلٰى مٰا بَذَلَتْ هِىَ طٰالِقٌ» يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم، او رهاست.

[مسأله 2530]

مسأله 2530 اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر، همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد، چنانچه مثلاً اسم شوهر محمد و اسم زن

نام کتاب : رساله توضیح المسایل ( مراجع ) نویسنده : خمینی، روح الله و سایر مراجع    جلد : 2  صفحه : 534
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست